بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات کنست اسرائیل با کاهش حمایت سیاسی، پروندههای فساد و فشار ناشی از ناکامیهای امنیتی روبهرو است؛ شرایطی که به باور تحلیلگران ممکن است او را برای حفظ قدرت به سمت بحرانآفرینی خارجی سوق دهد.
نورنیوز- گروه بین الملل: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی این روزها در شرایط سختی قرار دارد و برای فرار از شکست، با همه کارتها بازی خواهد کرد، حتی اگر اسرائیل و ارتش آن را در یک مخمصه بزرگتر قرار دهد.
پنجم آبان در رژیم صهیونیستی انتخابات کنست (پارلمان) برای انتخاب نمایندگان برگزار خواهد شد و از دل این انتخابات کابینه و نخستوزیر تعیین میشوند.
بر اساس ساختار سیاسی در رژیم صهیونیستی، جناح حائز اکثریت و پیروز انتخابات، علاوه بر آنکه مجلس و ساختار قانون گذاری را در دست خواهد داشت، کابینه و ساختار اجرایی را در مشت خود خواهد گرفت و در عمل قدرت را قبضه خواهد کرد.
بنیامین نتانیاهو، حدود ۱۹ سال است همزمان در راس کنست و کابینه قرار دارد و با مدیریت ساختار قانون گذاری و اجرایی و همچنین قراردادن افراد وفادار به خود در جایگاههای کلیدی ساختار نظامی و امنیتی اسرائیل، قدرتی به دست آورده است که گویی حاکم اسرائیل و نه یک نخستوزیر برخاسته از انتخابات است به همین دلیل است که حامیان وی، او را کینگ میخوانند.
نتانیاهو علاوه بر ساختار رسمی قدرت، در مدیریت و کنترل رسانهها نیز اقدامات بسیاری انجام داده است. وی حتی با رشوه دادن، رسانهها را وادار به فعالیت در راستای منافع خودش کرده است، به گونهای که همین موضوع، به بحث اصلی یکی از پروندههای فساد وی تبدیل شده است.
در ۱۹ سال نخستوزیری نتانیاهو، تنها ساختار خارج از فرمان او، ساختار قضایی رژیم صهیونیستی بود. با این حال هدف اصلی ائتلاف نتانیاهو در کابینه اخیر، تغییر قوانین ساختار قضایی بود و در صورت موفقیت ساختار قضایی نیز از صدر تا ذیل، تحت سیطره نتانیاهو قرار میگرفت. در نهایت تظاهرات گسترده و جنگهای متعدد مانع از تکمیل روند مدنظر نتانیاهو شد و فقط توانست برخی موارد را تغییر دهد.
اگر نتانیاهو از قدرت کنار گذاشته شود و یک کابینه مخالف وی روی کار بیاید، بیبی با مسائل متعددی روبرو خواهد شد. که یکی از آنها کمیته بررسی جنگ هفت اکتبر است، آثار این کمیته مقابل پروندههای کنونی فساد نتانیاهو، به مثابه کوه مقابل کاه خواهد بود.
یکی از ترفندهای نتانیاهو که منجر به ۱۹ سال بقا در راس قدرت شد، گره زدن نام خود با امنیت بود. وی همواره با استفاده از بحرانهای خارجی، مشکلات داخلی خود را حل میکرد. جنگها و درگیریهای خارجی بهترین عرصه برای نمایش قدرت نتانیاهو بود تا بعد از رفع خطر بار دیگر خود را «آقای امنیت» بنامد.
ایران هراسی یکی از ترفندهای نخنمای نتانیاهو بود. وی با دروغگویی و بزرگنمایی پیرامون مساله هستهای برخلاف گزارشهای رسمی، بارها ایران را به ساخت بمب اتمی متهم کرد او یک هدف را دنبال میکرد، تایید گرفتن از اسرائیلیها در خصوص لقب آقای امنیت.
وی ابتدا با ایران هراسی، خطر ساخت بمب اتم توسط ایران را بزرگنمایی میکرد یا به دروغ آن را نزدیک جلوه میداد، سپس خود را فردی معرفی میکرد که میتواند این بحران را حل کند و البته عنوان میکرد که وی تنها فردی است که توان حل این مشکل و رفع این تهدیدات را دارد. نتانیاهو با ایجاد هراس در اسرائیلیها رای آنها را میخرید.
دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی با ایران، شکاف بین اهداف اعلام شده اسرائیل و دستاوردهای آن را کاملا نمایان کرد. ادعای پیروزی برای نتانیاهو با وجود ترور رهبران مقاومت، ممکن نبود؛ توان موشکی و هستهای ایران پابرجا است و جنگ با ایران برای نتانیاهو آوردهای نداشت. حتی نتایج نظرسنجیها نشان داد در روزهای جنگ با وجود دستاوردهای مقطعی رژیم صهیونیستی، اقبال به نتانیاهو در فلسطین اشغالی کاهش یافت.
ناکامی رژیم صهیونیستی در جنگافروزیهای اخیر منجر به یک باتلاق عمیق برای نتانیاهو شد و دیگر اقبال سیاسی به او مانند پیش از جنگ نیست. حتی ترفندهای انتخاباتی به قدر انتظار برای او آورده نداشت.
اکنون کمتر از دو ماه به انتخابات، نتانیاهو با یک باتلاق عمیق روبرو شده است و تلاش او برای فراموش شدن ناکامی مقابل ایران یا شکست امنیتی در هفت اکتبر، او را بیشتر به سمت پایین میبرد.
در این وضعیت نتانیاهو مانند یک گرگ زخمی در باتلاق گیر کرده است. از یک سو هزینههای زیاد جنگافروزی، دستاورد سیاسی برای وی نداشته و از سوی دیگر زمان به نفعش نیست و انتخابات هرلحظه نزدیکتر میشود و او به خوبی میداند در صورت کاهش قدرت چه سرنوشتی خواهد داشت.
در این شرایط دور از ذهن نیست که این گرگ زخمی، برای نجات خود دست به اقدامات عجیبی بزند و خواهان اجرای ترفند قدیمی خود باشد تا مشکلات داخلی را به واسطه بحران خارجی حل کند.