سیدحمید پورمحمدی در گفتگو با عنوان «ماجرای جنگ 2» از تدوین برنامه مقابله فعالانه با تحریمها پیش از پایان سال 1403 خبر داد. وی به نقش اذن رهبر انقلاب در استفاده از صندوق توسعه ملی برای تقویت ذخایر کالاهای اساسی و دارو اشاره کرد.
نورنیوز- گروه سیاسی: سیدحمید پورمحمدی در گفتگویی با عنوان «ماجرای جنگ ۲» گفت: در دور اول خروج ترامپ از برجام تجاربی کسب کردیم مبنی بر اینکه با آمدن آقای ترامپ ممکن است وضعیت کشور به سمت نابسامانیهایی برود.
وی ادامه داد: شاید دو ماه قبل از پایان سال ۱۴۰۳ بود که چون تصور داشتیم ممکن است با تحریم شدید و مشکلات جدی از سوی آمریکا روبهرو شویم، در سازمان برنامه و بودجه برنامه مقابله فعالانه با تحریمها را تدوین کردیم. احتمال جنگ را نمیدادیم، اما پیشبینی میکردیم بدترین تحریمها را وضع کنند و راهی بیابند که جلوی عبور نفت ما را بگیرند. لذا بررسی کردیم و متوجه شدیم اولین مشکل ما میتواند کالاهای اساسی و دارو باشد.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: در همین رابطه به رئیسجمهور گزارشی دادیم، ایشان نیز خدمت مقام معظم رهبری گزارش را ارائه دادند. آن زمان صحبت کردند که ذخایر دارویی و کالاهای اساسی ما کافی نیست؛ لذا اذن دادند که ذخایر کالاهای اساسی و دارو را تقویت کنیم. منابعی از صندوق توسعه ملی در اختیار دولت قرار داده شد. دولت منابع محدودی داشت و ناگزیر بودیم از صندوق توسعه ملی رقمی را برای کالاهای اساسی و رقمی را برای دارو دریافت کنیم.
دوراندیشی رهبر شهید نسبت به سیاستهای منطقهای و تأکید بر تأمین دارو و معیشت مردم
معاون رئیسجمهور یادآور شد: در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴ به ابتکار شهید سرلشکر باقری، تعدادی از فرماندهان و تعداد محدودی از دولت از سوی مقام معظم رهبری فراخوانده شدند. مدیریت مقام معظم رهبری در این جلسه برای من بسیار جذاب بود. حتی یک ثانیه وقت هدر نرفت و ایشان بعد از حال و احوال مختصر، شروع به بیان مطالب خود کردند. فرمودند امسال سال حساسی برای ما و منطقه است و باید خود را برای شرایط ناگوار آماده کنیم. با آمدن آقای ترامپ سیاستهای منطقهای بههم میریزد و ما باید به فکر کشور خود باشیم و به کسی اتکا نکنیم.
از احترام رهبر شهید به رئیسجمهور تا توصیه آمادگی برای شهادت به مسئولان
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: در آن جلسه دیدم رهبر شهید فوقالعاده به رئیسجمهور پزشکیان احترام میگذارند. دستکم دو مرتبه ایشان گفتند که رئیس این جلسه دکتر پزشکیان است و من به اعتبار اینکه میزبان هستم جلسه را اداره میکنم. در پایان جلسه نگاهی به چهره اعضا کردند و با تبسمی گفتند اولین اقدام دشمن ترور این جمع است و شما باید خود را برای شهادت هم آماده کنید. برای من این موضوع عجیب بود.
بسته اقتصادی که رنگ و بوی جنگ گرفت
وی گفت: من آن بسته اقتصادی را در آن جلسه ارائه کردم. دوستان نظراتی داشتند. آن بسته کمکم از لحاظ تهدید و تشدید تحریمها، با ملاحظه مقام معظم رهبری شهید، رنگ و بوی جنگ هم گرفت. با شنیدن اینکه گفته بودند «خود را برای شهادت آماده کنید»، به ذهنم میرسید که گروهی را میفرستند تا در داخل کشور فرماندهان را ترور و شهید کنند، اما جنگ بزرگ و همهجانبه به ذهن من نرسیده بود. تصور من بیشتر خرابکاری و متزلزل کردن امور اجرایی، امنیتی و دفاعی کشور بود. به هر حال این هشداری بود که باید برای آن آماده میشدیم.
انتظار جنگ را نداشتیم، اما ورود به شرایط طوفانی را حس میکردیم
وی در پاسخ به اینکه آیا دولت آرایش جنگی یا پیشاجنگ داشت؟ گفت: از ابتدای سال دائم در بحران بودیم و فضای نیمهجنگی رخ داده بود، ولی ما بعد از جنگ هشتساله تمرین جنگ مهیب و بزرگ و اینگونه را نداشتیم. نمیتوانم بگویم چیزی که رخ داد در ذهن همه بود، اما حس اینکه به سمت ورود به امواج و دریای طوفانی داریم را داشتیم. برای مثال من وظیفه داشتم بهشدت روی منابع کشور دقت و صرفهجویی جدی کنم و حواسم باشد منابع کشور هدر نرود. حوزه جهاد کشاورزی وظیفه تأمین کالاها را داشت. اینکه بگویم پیشبینی میکردیم چند روز دیگر جنگ میشود و سنگر بسازیم، خیر؛ اما از ابتدای سال حس ورود به دریای طوفانی را همه داشتند.
ساعات انتشار اخبار شهادت فرماندهان از سیاهترین ساعات بود
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی آغاز جنگ ۱۲ روزه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ را اینطور روایت کرد: ساعت نزدیک ۳ صبح بود که خواب بودم. دخترم در زد و بیدارم کرد. دختر دیگرم پیام داده بود که اسرائیل حمله کرده است. تلویزیون را روشن کردم و دیدم درست است. یکی پس از دیگری اطلاعات میآمد که فلان فرمانده مجروح شد. یکی از سیاهترین ساعاتی بود که میشنیدم مثلاً سردار سلامی، سردار حاجیزاده مجروح شدند. دعا میکردم خدا کند درست نباشد و زنده باشند. بنا را گذاشتم بر اینکه جای اینها مناسب است و جای آنها را زدند و خودشان آسیب ندیدند و این اخبار جعلی است.
گفتم زمان حساب و کتاب پول نیست، جان مردم مهم است
وی در پاسخ به اینکه رایگان شدن درمان مجروحان تصمیم شما یا وزارت بهداشت بود؟ گفت: این تصمیم را طبیعتاً وزیر بهداشت میگیرد، اما نگران بود پول این امر را چه کند که من گفتم شما محکم جلو روید و الان زمان حساب و کتاب پول نیست، بلکه جان مردم مهم است. برای تلطیف فضا نیز گفتم الان خوب است مثنوی بخوانیم و من نیز چند شعر از مولانا درباره صبوری و بردباری خواندم و با هم در طبقه همکف بودیم که دیدیم رئیسجمهور با ژاکت آستینکوتاه و کلاهی بر سر و با داماد خود با موتور آمده است.
تشکیل جلسه هیئت دولت در نخستین روز جنگ ۱۲ روزه در پاستور
پورمحمدی بیان کرد: همان روز ۲۳ خرداد دوباره با دفتر رئیسجمهور تماس گرفتم و گفتم اگر مطلبی ایشان دارند به من بگویید. گفتند اگر بیایید خوب است. رفتم دیدم جلسه هیئت دولت در پاستور است. نشستیم، همگی مقداری مضطرب بودند که چه باید کنیم. خطرناک بود. تعدادی از افراد، از جمله بنده، گفتیم این شرط اداره کردن مملکت نیست؛ همگی اینجا جمع شدیم، اگر اینجا را بزنند کشور را چه کنیم؟
رئیسجمهور گفت اگر جلسه هیئت دولت را ترک کنم، نامردی است
معاون رئیسجمهور یادآور شد: اصرار کردیم که آقای پزشکیان بروند و آقای عارف جلسه را مدیریت کنند. آقای پزشکیان گفتند اینکه خیلی نامردی است. هرچه اصرار کردیم فایده نداشت و گفتم من نمیروم. تدبیری آقای عارف کرد و گفت تداوم جلسه دولت در این شرایط مناسب نیست، چهار کارگروه تشکیل بدهیم و این کارگروهها اقدامات را جلو ببرند. جمعبندی کارگروهها به دولت اعلام شود و بهمثابه مصوبه دولت است. من رئیس کارگروه اقتصادی، آقای مؤمنی رئیس کارگروه امنیتی، آقای حضرتی رئیس کارگروه اخبار و اطلاعات و وزیر صنعت، معدن و تجارت رئیس کارگروه زیربنایی و زیرساختی شدند.
احساس ترس نمیکردیم
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه آیا هیئت دولت ترسیده بودند؟ گفت: خیر، احساس ترس نمیکردیم، ولی هر کسی هیجان داشت چیزی را بیان کند. برای اینکه به هم روحیه دهیم، بهموقع خروج از جلسه رجز خواندم که «چو فردا برآیند بلند آفتاب، من و گرز و میدان و افراسیاب». از این شوخیها با هم میکردیم تا روحیه داشته باشیم. آن کار درست نبود، اینکه جلسات دولت ۲۳ خرداد و فردایش یعنی ۲۴ خرداد تشکیل شد. تجربه امروز را نداشتیم، تصور جنگ تمامعیار بدون رحم به کسی را نداشتیم.
جلسه با نظامیان برای تأمین مالی مورد نیاز
وی در پاسخ به سؤالی درباره جلسه با نظامیان، گفت: یکی آقای فدوی از طرف سپاه آمد سازمان و با هم گفتوگو کردیم. آقای فدوی با ما لرها، بهویژه بختیاریها، روابط زیادی در زمان جنگ داشت و شوخی میکرد؛ همطایفهایهای ما با برنو چه میکنند؟ تا آمد ابتدا شوخی کرد و گفت میدانی آقای سلیمانی دارد چه کار میکند؟ شهید سلیمانی همولایتی ما و فرمانده بسیج بود. گفت این بشر یک ذره نمیارزد. از جایش تکان نخورده است. اظهار محبت کرد و گفت این مشکلات را داریم و من اطمینان دادم شما بروید و من این مسائل را حل میکنم.
در جنگ دولتمردان آبرو کف دست گذاشتند
وی در پاسخ به اینکه گویی دولت در جمع بهتر از زمان غیرجنگ کار میکند، چرا همین کارها را در جنگ نمیکند؟ تصریح کرد: از دو الی سه ماه قبل از عید مثل اسپند روی آتش بالا میپریدیم که چه کنیم؟ باید پول برای روز مبادا ذخیره میکردم تا جنگ شود، چه کنیم؟ اینها را کسی نمیبیند. دیده نمیشود. از سوی دیگر باید بپذیریم وقتی دشمن مشترک در کشور داریم، کسی به بروکراسی توجه ندارد و میگوید به کسی که جانش در آسیب است برسید و ساختار بروکراسی را بشکنید.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی توضیح داد: روز اول جنگ ۱۲ روزه مصرف بنزین ما از ۱۱۰ الی ۱۱۵ میلیون لیتر به ۲۰۰ میلیون لیتر رسید که عجیب و غریب بود. لذا در این شرایط همه با هم ورود میکنند و مثل رزمندهای که جان در کف دست میگذارد، یک فرد دولتی آبرو و مقررات را پای کار میآورد. دشمنان تصور کردند ما در دوره جنگ هم مثل دوره قبل جنگ هستیم و گفتند «یک هُل بدهیم تمام است». بعد دیدند چقدر همه منسجم هستیم؛ از دولتی گرفته تا نظامی.
تا روز دوازدهم جنگ ۱۲ روزه تصویری از آتشبس نداشتیم
وی در پاسخ به اینکه از چه زمانی زمزمه آتشبس شروع شد؟ آتشبس خواست دولت یا نیروهای مسلح بود؟ تصریح کرد: روز دوازدهم اوج حملات دشمن بود و هیچ تصوری از آتشبس نداشتیم. آنجا شنیدم آقای ویتکاف پیامکی برای آقای عراقچی فرستاد که ما آماده آتشبس هستیم. قرار بود تا چهار ساعت بعد حملات متوقف شود.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه آیا جلسه شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و این تصمیم آتشبس در جلسه شعام گرفته شد؟ گفت: خیر، در دوره جنگ جلسه شورای عالی امنیت ملی در خصوص موضوعات فوری که نیاز به سران و فرماندهان داشت، بهصورت موردی تشکیل میشد. بعد از آن جلسه شعام که دشمن آن را مورد هدف قرار داد، باز هم جلسات شعام تشکیل شد، اما بهصورت حداقلی و برای موضوعاتی که نیاز بود تشکیل شد.
موافق آتشبس بودم
معاون رئیسجمهور در پاسخ به اینکه آیا در جلسات شورای عالی امنیت ملی شما موافق آتشبس بودید؟ تأکید کرد: بله، جنگ هیچگاه خوب نیست. جنگ در فرهنگ و دین ما خوب نیست و جنگ آخرالدواء است. ما که جنگ را شروع نکردیم، کسی دنبال جنگ نبود، اما وقتی جنگ شروع شد باید همگی منسجم میایستادیم. بحث حیثیت مملکت بود و باری که برای ابد برای تاریخ میماند. ایران هیچگاه دنبال جنگ نبود، اما وقتی جنگ به ایران تحمیل شود، از دولت گرفته تا نظامیان و مردم منسجم میشوند.
وی در پاسخ به اینکه از جنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه چه تمهیداتی چیدید؟ توضیح داد: ما در این فاصله تصور جنگ مجدد را داشتیم. جنگ ۱۲ روزه برای دولتیان و نظامیان حجم وسیعی تجربه به ارمغان آورد. سه الی چهار روز بعد از آن شروع به تنظیم برنامه شرایط اضطرار کردیم. از همان روز جلسات مختلف در سازمان برنامه و سپس در دولت به ریاست معاون اول برگزار میشد. دو بسته، یکی درباره اختیارات دولت و دیگری حدود اختیارات فراتر از دولت، شورای عالی امنیت ملی آماده کردیم تا اگر چنین شرایطی پیش آمد، چه کار کنیم. در عین حال باید از لحاظ مالی هم خود را آماده میکردیم.
نمیدانم حادثه بندر شهید رجایی کار اسرائیل بود یا نه
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی افزود: برای اینکه بگویم دولت چه کرد باید به اول سال برگردم و همان شرایط بود که دشمن طمع کرد این درخت پوک شده و اگر فوت کند میافتد. در ابتدای سال بود که با حادثه بندر شهید رجایی روبهرو شدیم. دولت خیلی روی آن متمرکز شد، مردم آسیب دیده بودند.
پورمحمدی در پاسخ به اینکه آیا حادثه بندر شهید رجایی کار اسرائیل بود؟ گفت: نمیدانم. برخی میگفتند زدهاند و نمیخواهند بیان کنند. برخی میگفتند سهلانگاری دیگران بود. هر کسی یک حرفی میزد. بالاخره آنچه الان از زاویه من است این است که علل مهم نیست و اینکه چطور بارش را بر دوش بکشیم مهم است. کار سختی بود، اما هنوز از آن عبور نکرده بودیم که ترامپ کار خود را شروع کرد. پنج قانون را با هم وضع کرد به نام Ship Act که به تمام حملونقل دریایی و بحث نفت ما و... مربوط میشد و بستهای را برای وضع سختترین تحریمها علیه ایران ابلاغ کرد.
هیچگاه هیچ دولتی این میزان بحران در دو سال نخست دولت چهاردهم را تجربه نکرده است
وی در پاسخ به اینکه این مواردی که مطرح میکنید در تمام دولتها بوده است، اظهار کرد: هیچگاه اینگونه نبوده است؛ یک مورد بیاورید که این میزان بحران با هم بوده باشد. هیچگاه نبوده است که در اوج تحریمها، دو جنگ و بدترین خشکسالی داشته باشید و منابع شما به حداقل رسیده باشد و نتوانی بیان کنی. هیچگاه در هیچ دولتی و حتی در جنگ هشتساله هم این نبوده است.
پورمحمدی در پاسخ به اینکه اینها توجیه است و زمینهساز بحرانهای ۱۸ دی مباحث اقتصادی بود، تأکید کرد: تعجب میکنم با اینکه من توضیح میدهم که در چه طوفانهایی در حال عبور بودیم، اصلاً به من نگاه نمیکنید و دست دشمن را در این شرایط نمیبینید. فکر میکنید دولت بد پارو زد و از این طوفانها خارج نشد. شما وقتی نفت را نمیتوانید بفروشید، منابع ارزی ندارید، بهشدت نیاز به دارو دارید و ارز ندارید، برای کالای اساسی ارز ندارید، برای پشتیبانی نیروهای مسلح منابع کافی ندارید؛ به یک دوگانه میرسید.
اگر اصلاحات ارزی انجام نمیشد، در جنگ ۴۰ روزه نه کالای اساسی و نه دارو داشتیم
معاون رئیسجمهور در پاسخ به اینکه مسیری طی شد و تصمیمی در خصوص ارز گرفته شد که کشور آماده آن نبود، گفت: اگر این تصمیم را نمیگرفتیم، وقتی میرسیدیم به جنگ ۴۰ روزه، شما نه کالای اساسی و نه دارو داشتید، چراکه ارزی وجود نداشت. برای کالای اساسی و دارو ارز ۲۸ هزار تومانی میدادیم. در سالهای قبل تا ۱۸,۵ میلیارد دلار این را پرداخت میکردیم، اما سال قبل کل آنچه داشتیم حدود ۹ میلیارد دلار شد. یا باید میگفتیم فقط ۹ میلیارد دلار کالای اساسی و دارو وارد کنیم یا میگفتیم ارز فولاد و پتروشیمی که صادر میکنیم را هم همین تصمیم را بگیریم. مهم غذا و داروی مردم است.
اگر دست بیگانه است، باید بررسی کنیم چطور منفذهایی داشتیم
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی گفت: از سوی دیگر، جداولی درست کردیم و هر روز همکاران سازمان برنامه در سراسر کشور، ۲۷ قلم کالا یا خدمات دولتی را که مردم به آن نیاز داشتند، بررسی میکردند تا مشخص شود در کجا کمبود وجود دارد. غروب هر روز موظف بودند این جدول را به دفتر من ارسال کنند. متوجه میشدیم در کدام استان چه کالایی کم است. از سوی دیگر، نگران بودیم مبادا در شهرستانها کمبودی وجود داشته باشد، چراکه همکاران ما آمار مرکز استان را ارائه میدهند. لذا با گروههای جهادی صحبت کردیم و از شهرستانها گزارشهایی درباره اقلام و نیازهای مردم گرفتیم. از سوی دیگر، نظارت میدانی هم داشتیم.
در شب عید از ۱۵ استان بازدید سرزده داشتم
معاون رئیسجمهور با اشاره به پرداخت ۱۰ روز زودتر یارانه و حقوق در شب عید، گفت: در شب عید با رئیسجمهور صحبت کردم که سرکشی استانی داشته باشم. ایشان قبول کردند. شب عید به سمت مازندران حرکت کردم، شب تا فردا ظهر آنجا بودم و عصر به دیدار استاندار گلستان رفتم و سپس به سمت خراسان شمالی، خراسان رضوی و بعد البرز حرکت کردم. در هفت روز به ۱۵ استان رفتم. به استاندار خبر نمیدادم و وقتی به استان میرسیدم، میگفتم تا ببینم اصلاً چه خبر است. دومین کاری که میکردم این بود که با استاندار مینشستیم و نگرانیها را حل میکردیم.
به شهادت رساندن رهبر شهید در جلسات شورای عالی امنیت ملی پیشبینی میشد
پورمحمدی بیان کرد: در بین فرماندهان، وقتی این موضوعات مطرح میشد، حمله دشمن نیز پیشبینی میشد. شهادت مقام معظم رهبری و اینکه با اتکا به جنگ ۱۲ روزه چطور باید عمل کنیم، پیشبینی میشد.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «یعنی شهادت رهبر شهید در جلسات شورای عالی امنیت ملی پیشبینی میشد؟» گفت: بله، خیلی هم درباره این امر بحث شد و هم سردار عبداللهی و هم شهید پاکپور میگفتند که این نگرانی را داریم. من چند روز بعد از این جلسه، برای موضوع دیگری خدمت رهبری جدید رسیدم. به ایشان گفتم چنین مبحثی در جلسه شعام مطرح شده است و از ایشان خواهش کردم و گفتم شما فرزند آقا هستید و به لحاظ عاطفی میتوانید ایشان را قانع کنید؛ چون اگر خدای نکرده ایشان آسیب ببینند، کشور به هم میریزد و نمیتوانیم جمع کنیم. کشور به ایشان اتکا دارد. آقا مجتبی با شجاعت به شانه من زد و گفت اصلاً نگران نباشید. گفتم من نگرانم. گفت اصلاً هیچ نگران نباشید.
بیش از همه، رئیسجمهور نگران به شهادت رساندن رهبر شهید بود
معاون رئیسجمهور ادامه داد: همه نگران به شهادت رساندن رهبر شهید بودند و بیش از همه رئیسجمهور نگران بود. در جنگ، قدرت مدیریت و پیشبینیهای شهید پاکپور برایم خیلی جذاب بود. ایشان پیشبینی میکرد با اتکا به جنگ ۱۲ روزه، ما درسهایی گرفتیم که باید از آن استفاده کنیم. مثلاً من وقتی جنگ ۱۲ روزه شد، فکر میکردم سه ساعت بعد یا تا شب ما حتماً حملهای میکنیم، اما انجام نشد و من واقعاً آن موقع دلم فروریخت و ترسیدم نکند توان خود را از دست دادهایم. بعد مقام معظم رهبری شهید حکم دادند. تنها جایی که دلهره سنگین داشتم این بود که چرا ما کاری نمیکنیم؟
دستور شهید پاکپور به نیروهای خود برای انجام عملیات پس از شهادتش
پورمحمدی تصریح کرد: این دفعه شهید پاکپور گفت من تدبیر کردم؛ احتمالاً من شهید میشوم و به نفر بعدی خودم گفتهام اگر حملهای کردند، ۲۰ دقیقه بعدش، اگر من به تو فرمان ندادم، تو میتوانی حمله کنی. به نفر بعد از او نیز گفتم اگر ۲۰ دقیقه بعد از اینکه نفر دوم خبری نداد و ۴۰ دقیقه شد، تو میتوانی حمله کنی. لذا گفت من اگر شهید شدم، شما هیچ نگرانی نداشته باشید؛ ۴۰ دقیقه بعد ما عملیات میکنیم و همین هم شد.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «بستن تنگه هرمز و زدن پایگاههای آمریکایی تدبیر کیست؟» عنوان کرد: تدبیر شهید پاکپور است. شهید پاکپور انسان نابغهای در جنگ بود. دوران فرماندهی او کوتاه بود. آخرین جلسه ما ۱۰ روز قبل از جنگ بود.
دشمنان تصور میکردند آنقدر این درخت را موریانه خورده و پوک شده است...
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «شما آقا مجتبی را خیلی میشناسید؟»، گفت: خیر، روی چند موضوع، به تعبیر ایشان، بحث طلبگی یا همان بحث کارشناسی داشتیم. خدمت ایشان میرسیدم و خیلی آزادانه، محکم و انتقادی گفتوگو داشتیم. فوقالعاده ایشان را انسان مؤدبی دیدم و آنچه در ذهن من خیلی نشست، احترام شدیدی بود که ایشان برای مقام معظم رهبری شهید قائل بودند. انسان غبطه میخورد که کسی به این میزان نسبت به پدر خود متعبد و محترمانه نگرش داشته باشد. برایم جذاب بود. این گفتوگوها اتفاقی هم شکل گرفت و مباحث کارشناسی در حوزه اقتصادی بود.
پورمحمدی در پاسخ به اینکه «از شهادت رهبر شهید کی مطلع شدید؟»، بیان کرد: وقتی در شبکهها خواندم، در ذهنم گفتم اشتباه کردهاند. شعام آن زمان دور هم نبودند. همه میگفتند رهبری در آن جلسه نبوده است. در مکتب شیعه، کشته شدن مرگ نیست. رهبری آرمانی داشت و پای آن آرمان ایستاد و تا آخرین لحظه مبارزه کرد. در مکتب شیعه این معنا دارد که یک رهبر و مرجع روی ایده و آرمان خود، هر چه که هست، بایستد و جان خود و خانوادهاش را بدهد. بهخصوص آقا مجتبی گفتند نگران نباشید؛ من تصور نمیکردم رهبر شهید شوند.
دیدار رئیس سازمان برنامه و بودجه در جنگ ۴۰ روزه با سردار سیدمجید موسوی
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «شما یعنی در جنگ داخل تونل رفتید و سیدمجید را دیدید؟»، بیان کرد: به هر حال ایشان را دیدم. حالا اینکه کجا رفتم و چطوری، ولی خاکی رفتیم و آمدیم. این رشادت اینطوری است که شخص حاضر در خط اول میگوید حواست به بقیه باشد. ممکن است دستم خالی باشد، اما همین که بدانند سازمان برنامه و بودجه، دولت و رئیسجمهور پشت سر اینها است، اعتمادبهنفس به آنها میدهد.
پورمحمدی در پاسخ به اینکه «پول هم داشتید یا فقط خداقوت بود؟»، بیان کرد: آن حکم، آن خداقوت، از پول بیشتر بود، اما اگر لازم بود پول هم میدادیم.
امنیت در سال گذشته اولویت نخست دولت بود
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «برای قوای دفاعی از سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ افزایش بودجه یا کاهش بودجه داشتیم و آیا بهموقع پرداخت شده است؟»، اظهار کرد: آنچه در توان دولت بود، به بهترین شیوه انجام داد. حتی در جایی که بخشی از سهم خود را فراتر از قانون کم کرد تا آنها جلوتر روند. موضوع امنیت در سال گذشته اولویت نخست دولت بود. سازمان برنامه و بودجه برای پشتیبانی از سیاستها و بیان واقعیات، عضو شورای عالی امنیت ملی است. باید در زمان جنگ تمام وجود خود را برای پشتیبانی از نیروهای مسلح و نگه داشتن مردم پشت نیروهای مسلح قرار میدادم.
پورمحمدی با بیان اینکه هر جایی لازم بود واقعیات و گزارشهای کشور را با نهایت صداقت در شورای عالی امنیت ملی مطرح کردم، افزود: وظیفه من بود گزارش دقیق دهم تا مبادا مسئولین جلوی پای خود را نبینند و بعد همه آسیب ببینیم.
وی در پاسخ به اینکه گفته میشود آقای پورمحمدی از فروردینماه گزارشهای خسارات را به شعام داده و گفته است توان جنگیدن نداریم، تأکید کرد: خیر، من چنین گزارشهایی ندادهام. من گزارشهای واقعی کشور، هرچه دستم میآمد، را خدمت آقای رئیسجمهور و یا شعام میدادم. کتمان واقعیات را نمیکنم. این شرط صداقت نیست. دولت نهتنها دل کسی را خالی نکرد، بلکه آنها را دلگرم کرد و پشتیبانی جدی کرد. من باید همواره گزارش ذخایر، کالا، دارو، منابع درآمدی و... را بگویم.
بیان وضعیت کشور وظیفه سازمان برنامه و بودجه است
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «صراحتاً از سمت شما به دولت و شعام نوشته شده است که ما توان جنگیدن نداریم؟»، تصریح کرد: اینکه توان جنگیدن نیست، در صلاحیت سازمان برنامه نیست که هیچگاه این را بگوید، اما اینکه وضعیت کشور بیان شود، وظیفه سازمان برنامه است. همیشه درآمدها، هزینهها و خسارات و وضعیت کشور را مرتب تهیه میکنیم. دروغ بگویم؟ باید همواره بگویم. باید اینقدر زلال باشم که نه بزرگنمایی کنم و نه کوچکنمایی کنم؛ تدبیر کنم. نباید تابع احساسات باشم و باید واقعنگر باشم. در این دوره با تمام وجود سعی کردیم پشتیبان کسانی باشیم که در خط مقدم هستند.
پورمحمدی افزود: سازمان برنامه هیچگاه در موضوعات اغراق نمیکند. ما با سوءظن به گزارشات نگاه میکنیم. ممکن است شما بخواهید رجز بخوانید، اما سازمان برنامه باید خود را از حواشی و احساسات بیرون آورد. بنیاد مسکن و نیروهای نظامی اعلام خسارت کردند، اما من بنا را بر صحت نگذاشتم و گفتم باید راستیآزمایی شود. اگر مخاطره کشور را نگویم، یعنی پشت کشور را خالی کردم.
معاون رئیسجمهور در پاسخ به اینکه «شما موافق آتشبس جنگ ۴۰ روزه بودید؟»، گفت: من هیچگاه در قاموسم جنگ را چیز خوبی نمیدانم، مگر به کشوری تجاوز شود که شرافت تاریخی یک کشور است. ۳۰۰ سال دیگر درباره ما قضاوت میکنند. این شمشیر جنگ آخرین راهکار است. من هیچگاه برای مملکت جنگ نمیخواهم و هر جنگی را بتوان، باید زودتر پایان داد، اما مهم این است که سرافرازانه آن را پایان داد؛ چون تاریخ درباره ما قضاوت میکند.
سرافرازانه آتشبس شد
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به اینکه «آیا جنگ ۴۰ روزه سرافرازانه آتشبس شد؟»، بیان کرد: فوقالعاده. مگر نمیخواستند تاریخ ایران را له کنند و به عصر حجر برگردانند؟ مگر نه اینکه میگفتند کشور را تجزیه میکنیم و حاکم تعیین میکنیم؟ مگر نگفتند تسلیم محض؟ نتیجه این شد که کشور شروط گذاشت. صلح کردن، حسن تدبیر و شجاعت در بهینه میخواهد. وقتی دشمن را در حالت عدم تعادل قرار دادید و خود در تعادل هستید، باید توافق را انجام دهید. در موضوع توافق، تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی با نهایت شرافت و صداقت، باوری که داشتند را عمل کردند. اعجاز بزرگی شکل گرفت که منسجم از کشور دفاع کردند و در مذاکرات هم با اقتدار صحبت کردند.
داشتند.
۱۵ صفحه برای مقام معظم رهبری درباره تفاهمنامه نوشتم
پورمحمدی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: قبل از اینکه تفاهمنامه در شعام مطرح شود، مقام معظم رهبری از شعام و تکتک افراد عضو، مستقلاً خواستند نظر خود را بیان کنند و سؤالاتی مطرح کردند که به اقناع وجدانی برسند. شعام بهصورت جمعی و فردی استدلال خود را مطرح کرد. من ۱۵ صفحه مطلب در مقابل سؤالات ایشان نوشتم و سعی کردم شرافتمندانه بنویسم و دقیق پاسخ دادم. واقعبینانه بیان کردم. بعد تفاهمنامه را برای شورا فرستادند و گفتند اگر سهچهارم رأی دهند، من هم موافقم.
بدنه دولت رشادت به خرج داد
وی در پاسخ به اینکه «وضعیت نفت ما در کشور چطور بود و چطور پس از آغاز جنگ و زدن انبارهای نفت، سوخت در کشور جابهجا میشد؟»، توضیح داد: من دو جا خیلی دلم گرفت. یکی روزی که به آسمان تهران نگاه کردم و دیدم گویی شب است. دیگری شبی که در بلندی به تهران نگاه کردم و سکوت را دیدم و بغض کردم. ولی آنچه این تاریکیها را تبدیل به مشعل پرفروغی از امید برای آدم میکرد، این بود که همان روز خدمت دوستان در پالایش و پخش رفتم. مشغول بودند و با رشادت کار کردند. یک مصوبه ترک تشریفات یا شورای اقتصاد ما بعضاً چند ماه طول میکشد، اما در ظرف سه روز اینها را صادر کردیم. تیم سازمان برنامه کامل پشت سر آنها بود.
رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی گفت: خطی زده شد که دیگر فرآورده به نیمه شمالی کشور نمیرسید، اما ظرف سه روز چنان با رشادت خطوط را بایپس کردند که رئیس پالایش و پخش گفت میخواهم ۱۰ لیتر را ۳۰ لیتر کنم و بهسرعت شروع به کار کردند. وزیر نفت با من تماس گرفت و گفت میدانی که خارک را میزنند. من از دوستان خود دعوت کردم و گفتم یک نفر باید فرماندهی آنجا را بر عهده بگیرد. وزیر به من زنگ زد و گفت: «باز هم شما لرها.» گفتم چه شده؟ گفت: یک لر شجاعی رفته آنجا و گفته «یا جنازه من بیرون میآید و یا نمیگذارم جریان نفت از خارک قطع شود.»
پورمحمدی اظهار کرد: بچههای وزارت نفت مثل رزمنده پای کار ماندند. ۲ هزار نقطه برق کشور را زدند، اما دوستان در وزارت نیرو در کمترین زمان برقرسانی میکردند. تصاویر آن هست که روی سیم برق مشغول تعمیر هستند و در کنار آنها بمب منفجر میشود. بدنه دولت رشادت به خرج داد. دولت سعی کرد میزان تابآوری کشور را بالا ببرد، اما تابآوری حدی دارد. قبل از اینکه مخاطرهای متوجه شود، امور بر روی چرخه برگشت.