نشست شورای حکام آژانس در وین، آزمونی تعیینکننده برای سنجش استقلال این نهاد، رویکرد اروپا و مسیر پرونده هستهای ایران است؛ آزمونی که تصمیم امروز آن میتواند بر آینده همکاریها، امنیت منطقه و اعتبار نظم حقوقی بینالمللی اثر بگذارد.
نورنیوز-گروه بینالملل: نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ماه سپتامبر، امروز دوشنبه ۷ سپتامبر (۱۶ شهریور) در مقر آژانس در وین برگزار میشود؛ نشستی که مسئله هستهای ایران یکی از محورهای اصلی آن خواهد بود. با این حال، آنچه این نشست را از یک جلسه فصلی معمول فراتر میبرد، شرایط ویژه حاکم بر جهان و بهویژه تحولات غرب آسیاست. شورای حکام امروز در برابر یک سنگ محک تاریخی قرار دارد؛ آزمونی برای سنجش میزان تغییر رفتارها و مواضعی که میتواند بر آینده پرونده هستهای ایران، معادلات امنیتی و سیاسی منطقه و حتی وزن بازیگران در نظم بینالمللی اثرگذار باشد.
آژانس بر سر دوراهی احیای اعتبار یا تکرار گذشته
کارنامه آژانس طی سالهای گذشته، بیش از آنکه تصویری از یک نهاد کاملاً حرفهای و فنی ارائه دهد، از گرفتارشدن آن در منازعات سیاسی و فشار قدرتهای بزرگ حکایت دارد. تجربه عراق، پرونده لیبی و نحوه مواجهه با فعالیتهای هستهای ایران، پرسشهای جدی درباره استقلال و بیطرفی این نهاد ایجاد کرده است. طی سالهای گذشته گزارشها و مواضع آژانس و شخص رافائل گروسی، به جای ایفای نقش سازنده در مسیر حلوفصل اختلافات، عمدتا زمینهساز فشارهای سیاسی و حتی اقدامات نظامی علیه ایران شده است؛ روندی که در نهایت به حمله به تأسیسات هستهای و ترور دانشمندان هستهای ایران انجامید.
از این منظر، نشست کنونی صرفاً فرصتی برای صدور یک گزارش یا قطعنامه نیست؛ بلکه آزمونی برای اعتبار نهادی آژانس است. اگر آژانس بتواند از رویکردهای گذشته فاصله گرفته و استقلال حرفهای و فنی خود را بازیابد، امکان ترمیم بخشی از اعتبار آسیبدیده آن وجود خواهد داشت؛ اما اصرار بر ایفای نقش در چارچوب سیاستهای سلطهگرایانه و انحصارطلبانه غرب، میتواند این نهاد را بیش از گذشته در معرض بیاعتباری قرار دهد.
گزارشهای اخیر درباره ادعای مشاهده رفتوآمد خودروها در ورودی تونلی در اصفهان، که گفته میشود اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در آن نگهداری میشود، همچنان میتواند نشانهای از استمرار رویکردهای گذشته باشد؛ رویکردی که به جای تمرکز بر وظایف فنی، بار دیگر آژانس را در جایگاه بازیگری سیاسی قرار میدهد.
حق ایران؛ همکاری در برابر تعهد، نه امتیاز در برابر فشار
آژانس مدعی است طی سه ماه گذشته اطلاعاتی درباره وضعیت مواد و تأسیسات هستهای اعلامشده ایران دریافت نکرده و امکان انجام راستیآزمایی میدانی در این تأسیسات را نیز نداشته است. تهران اما تأکید دارد که همکاری با آژانس همواره بر مبنای تعهدات حقوقی صورت گرفته و ادامه این همکاری نیز نمیتواند بدون توجه به واقعیتهای جدید و حقوق مشروع ایران مطالبه شود.
ایران از یک سو بر اساس انپیتی و توافق پادمان، خواستار انجام وظایف آژانس در قبال حمله به تأسیسات هستهای خود و محکومیت متجاوزان است و از سوی دیگر، تضمینهای عینی برای جلوگیری از تکرار حملات و ترور دانشمندان هستهای را ضروری میداند. همچنین تهران تصریح میکند که برای بازرسی از تأسیسات بمبارانشده، سازوکار مشخص و متناسب با شرایط جدید باید تدوین شود؛ بهویژه آنکه تجربههای گذشته درباره سوءاستفاده از اطلاعات بازرسی، اعتماد ایران را بهشدت تضعیف کرده است.
از نگاه تهران، پایان رسمی قطعنامه ۲۲۳۱ نیز باید در نحوه مواجهه آژانس با پرونده هستهای ایران انعکاس یابد. بنابراین، انتظار ایران آن است که پرونده هستهای کشور در چارچوبی عادی و فنی دنبال شود، نه با ادعاها و فضاسازیهایی که میتواند زمینهساز فشارهای تازه باشد.
اروپا؛ آزمون استقلال از سایه آمریکا
اروپا نیز امروز در برابر آزمونی جدی قرار دارد. دولتهای اروپایی سالهاست از ضرورت استقلال راهبردی سخن میگویند، اما رفتار آنها در جنگ اوکراین، مناقشه ایران، حمایت از رژیم صهیونیستی و تحولات غزه، بارها فاصله میان ادعا و عمل را آشکار کرده است. اکنون شورای حکام فرصتی است تا اروپا نشان دهد آیا واقعاً قادر به اتخاذ تصمیمی مستقل است یا همچنان منافع خود را در چارچوب سیاستهای واشنگتن تعریف میکند.
اروپا نمیتواند همزمان خود را مدافع حقوق بینالملل معرفی کند و در برابر حمله به تأسیسات هستهای یک کشور سکوت اختیار کند، اما همان کشور را به دلیل دفاع از حقوق هستهای خود تحت فشار قرار دهد.
اگر ادعای استقلال و صلحطلبی اروپا واقعی است، نخستین آزمون آن، رفتار برابر با همه طرفها و واکنش روشن به حمله علیه تأسیسات هستهای است.
هرمز؛ اهرم بازدارندگی، نه برگ معامله هستهای
حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، موضوعی مستقل از پرونده هستهای است؛ هرچند شرایط این تنگه امروز میتواند پشتوانهای برای احقاق حقوق ایران باشد. غرب نمیتواند با اعمال فشار در شورای حکام، میان حقوق هستهای و حاکمیت ایران بر هرمز معاملهای تحمیلی ایجاد کند. تجربه گذشته نیز برای تهران روشن کرده است که عقبنشینی یکجانبه، الزاماً تضمینی برای پایان فشارها نخواهد بود.
از این منظر، تنگه هرمز نه ابزار باجخواهی، بلکه یکی از عناصر بازدارندگی ایران در برابر تهدیدهای خارجی تلقی میشود. هرگونه تلاش برای استفاده سیاسی از آژانس و انتقال پرونده ایران به شورای امنیت نیز لزوماً به نتیجه مطلوب غرب منجر نخواهد شد. ایران نشان داده است که در برابر فشار و تهدید، هم از ظرفیت تابآوری برخوردار است و هم در برابر تجاوز، واکنشی سریع و سنگین خواهد داشت.
در این میان، نقش چین و روسیه در شورای حکام نیز اهمیت ویژهای دارد. نشانههای موجود حاکی از آن است که این دو کشور در مسیر حمایت از ایران و جلوگیری از شکلگیری اجماع علیه تهران حرکت خواهند کرد؛ همانگونه که تحولات اخیر در سازوکارهای چندجانبهای چون شانگهای و گروه ۲۰، محدودیتهای رویکرد تحریمی غرب را بیش از پیش آشکار کرده است.
نشست امروز، بنابراین، آزمونی برای ایران نیست؛ آزمونی برای آژانس، اروپا و همه مدعیان نظم و حقوق بینالملل است: آیا زمان بازگشت به منطق قانون و حرفهایگری فرا رسیده، یا قرار است بار دیگر سیاست بر جای حقیقت بنشیند؟