نورنیوز https://nournews.ir/n/343520
کد خبر: 343520
14 شهریور 1405
نورنیوز بررسی می‌کند؛

فشار بر ایران؛ قمار پرهزینه اروپا در تنگه هرمز


همراهی اروپا با فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، در حالی به نمایش گذاشته می‌شود که بحران انرژی، هزینه‌های اقتصادی و شکاف‌های سیاسی، خود اروپا را تهدید می‌کند؛ مسیری که می‌تواند رؤیای فشار بر تهران را در تنگه هرمز غرق کند و هزینه این انتخاب را به اروپا بازگرداند.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: ترامپ این روزها از یک سو داستان‌سرایی درباره بی‌نیازی از مذاکره با ایران را تکرار می‌کند و از سوی دیگر، با برجسته‌سازی ادعاهای هسته‌ای، می‌کوشد افکار عمومی را از پیامدهای جنایت‌بار حمله به مراسم عروسی در سیریک منحرف کند. در ادامه همین فضاسازی، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از پیوستن رسمی اتحادیه اروپا به عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» علیه ایران خبر داده و کمیسیون اروپا نیز از فشارهای اقتصادی بیشتر برای وادار کردن تهران به تغییر رفتار سخن گفته است. همزمان، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با طرح ادعای ضرورت «آزادی کشتیرانی» در تنگه هرمز، بر همکاری با واشنگتن برای افزایش فشار بر ایران تأکید کرده است. لندن نیز در همین مسیر، از رایزنی وزیر دارایی خود با وزیر خزانه‌داری آمریکا برای تشدید فشارهای اقتصادی بر تهران خبر داده است.

اروپا؛ ائتلافی که بیش از ایران، خود را تحریم می‌کند

واشنگتن با برجسته‌سازی همراهی اروپا می‌کوشد تصویری از شکل‌گیری اجماعی جهانی علیه ایران ارائه دهد؛ اما واقعیت میدان، روایتی متفاوت دارد. تکیه آمریکا بر اروپایی که عملاً اراده مستقلی در برابر واشنگتن از خود نشان نمی‌دهد، بیش از آنکه نشانه قدرت اجماع‌سازی باشد، سندی از محدودیت این توان است؛ چنان‌که حتی در نشست گروه ۲۰ نیز تلاش‌ها برای تحمیل رویکرد تحریمی آمریکا با اجماع مورد نظر واشنگتن همراه نشد و در نشست شانگهای نیز بر حمایت از ایران و مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی تأکید شد.
اروپا بار دیگر در حال تکرار پارادوکس دیرینه خود است: ادعای استقلال راهبردی در کنار تبعیت عملی از تصمیمات واشنگتن. این «استقلال‌فروشی» تاکنون برای اروپا جز هزینه دستاوردی نداشته است. وابستگی به آمریکا، اروپا را در جنگ اوکراین با صدها میلیارد دلار هزینه مواجه کرده؛ در حالی که واشنگتن همزمان از طریق تعرفه‌های تجاری و فشارهای اقتصادی، از وابستگی اروپا به بازار و انرژی آمریکا بهره گرفته و حتی ترامپ صراحتاً خواستار آن شده که هزینه‌های حمایت از اوکراین را اروپایی‌ها بپردازند.
در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی نیز حتی در برابر خواسته‌های اروپا برای توقف شهرک‌سازی در کرانه باختری وقعی نمی‌نهد. اروپا هزینه خوش‌خدمتی می‌پردازد، اما نه از آمریکا امتیاز می‌گیرد و نه از تل‌آویو.

اروپا در آستانه بحران؛ هزینه یک انتخاب پرمخاطره

این همسویی در شرایطی رخ می‌دهد که اقتصاد اروپا با بحران‌های فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کند. نهادهای اقتصادی نسبت به استمرار بحران انرژی هشدار داده‌اند و موج تازه فروش اوراق قرضه، هزینه استقراض دولت انگلیس را به بالاترین سطح در ۱۸ سال اخیر رسانده است. همزمان، بر اساس داده‌های سامانه تجمیعی ذخیره‌سازی گاز اروپا که فایننشال‌تایمز به آن استناد کرده، ذخایر گاز اتحادیه اروپا تا سوم سپتامبر تنها ۶۵.۶ درصد پر بوده؛ پایین‌ترین سطح ثبت‌شده برای این مقطع از سال طی ۱۵ سال گذشته.
در چنین شرایطی، ورود اروپا به جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، می‌تواند نوعی خودتحریمی راهبردی تلقی شود؛ اقدامی که فشارهای انرژی، تورمی و اجتماعی را تشدید کرده و حتی زمینه را برای بی‌ثباتی سیاسی و قدرت‌یابی جریان‌های افراطی فراهم سازد.

توهم شکستن ایران؛ واقعیتی که در هرمز فرو می‌ریزد

بخش دیگری از این سیاست بر یک محاسبه ذهنی استوار است: اینکه فشار اقتصادی می‌تواند تاب‌آوری جامعه ایران را درهم بشکند و زمینه را برای آشوب، ناامنی و چندپاره‌سازی کشور فراهم کند. سخنان ترامپ، بسنت و فضاسازی رسانه‌های غربی در سیاه‌نمایی اقتصاد ایران، نشانه همین محاسبه است؛ محاسبه‌ای که ظاهراً برخی پایتخت‌های اروپایی نیز آن را باور کرده‌اند و گمان می‌کنند از مسیر فشار اقتصادی می‌توانند ایران را تضعیف کرده و در نهایت تنگه هرمز را از دست تهران خارج کنند.
اما این تصور با واقعیت‌های میدان فاصله‌ای عمیق دارد. اروپا از یک سو مدعی دفاع از آزادی کشتیرانی است و از سوی دیگر، کالاس از افزایش برخورد با کشتی‌های روسی و محدودسازی تجارت دریایی آن سخن می‌گوید. از یک سو آزادی تجارت انرژی را مطالبه می‌کند و از سوی دیگر، تحریم انرژی روسیه را دنبال می‌کند.
پرسش روشن است: اگر ایران باید به بهانه آزادی دریانوردی از حقوق خود برای دفاع مشروع و مدیریت تنگه هرمز صرف‌نظر کند، چرا اروپا به بهانه امنیت می‌تواند مسیر تجارت دریایی روسیه را محدود کند؟ این دوگانگی، بیش از هر چیز، تهی‌بودن ادعاهای حقوق‌بین‌المللی اروپا را آشکار می‌کند.

هرمز؛ جایی که رؤیای تحریم به کابوس اروپا بدل می‌شود

نمایش قدرت تحریمی آمریکا و اروپا پیش از آنکه به نتیجه برسد، با موانعی جدی مواجه شده است. مخالفت بسیاری از کشورها با یک‌جانبه‌گرایی واشنگتن در گروه ۲۰، مواضع چین و روسیه و هند در شانگهای و تأکید آنان بر عدم همراهی با تحریم‌های یک‌جانبه، نشان می‌دهد نظم در حال شکل‌گیری جهان دیگر پذیرای نسخه‌های تحمیلی غرب نیست.
در همین حال، ادعای ترامپ درباره عبور روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز نیز در برابر گزارش‌ها و تصاویر ماهواره‌ای مورد تردید قرار گرفته است. از سوی دیگر، فشار لجستیکی بر نیروی دریایی آمریکا در منطقه و دشوارتر شدن مسیر تأمین سوخت و تدارکات، هزینه حضور نظامی واشنگتن را افزایش داده است.
اگر نفت به سوی ۱۰۰ دلار حرکت کند و بحران بازارهای مالی و اوراق قرضه آمریکا تشدید شود، تبعات این رویارویی تنها به ایران محدود نخواهد ماند؛ بلکه آثار آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا و اروپا و سپس سفره شهروندانشان منتقل خواهد شد.
هرمز برای ایران صرفاً یک آبراه نیست؛ بخشی از معادله قدرت و امنیت منطقه است. اگر اروپا با توهم پیروزی در جنگ اقتصادی آمریکا وارد این میدان شده باشد، باید بداند ممکن است پیش از آنکه ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، منافع و امنیت اقتصادی خود را در همین تنگه به گرو بگذارد. سراب پیروزی در جنگ اقتصادی علیه ایران، شاید سرانجام نه در تهران، بلکه در آب‌های هرمز فروبریزد؛ جایی که هزینه انتخاب‌های اروپا، دیر یا زود، به خود آن بازخواهد گشت.
 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / تنگه هرمز / اروپا / تحریم / بحران انرژی / جنگ اقتصادی