نورنیوز https://nournews.ir/n/341881
کد خبر: 341881
6 شهریور 1405
نورنیوز پشت پرده عقب نشینی ترامپ در برابر شرکتها و بانکهای چینی را بررسی می کند؛

جنگ اقتصادی ترامپ به دیوار چین خورد؛چرا پکن خط قرمز جنگ اقتصادی است؟


پاسخ دوپهلو و غیرمنتظره ترامپ درباره چرایی تحریم‌نکردن بانک‌های چینی، یک محدودیت مهم آمریکا را آشکار می‌کند: واشنگتن برای اجرای جنگ اقتصادی علیه ایران به چین نیاز دارد، اما هدف‌گرفتن چین می‌تواند جنگ با ایران را به تقابل مستقیم با قدرت دوم اقتصاد جهان تبدیل کند.

نورنیوز_گروه اقتصادی: وقتی خبرنگاری از دونالد ترامپ پرسید: «چرا بانک‌های چینی را که با ایران تجارت می‌کنند تحریم نمی‌کنید؟» رئیس‌جمهور آمریکا به جای یک پاسخ صریح گفت: «چه کسی گفته من این کار را نمی‌کنم؟ شما نمی‌دانید که آیا دارم این کار را انجام می‌دهم یا نه. من مجبور نیستم همه‌چیز را اعلام کنم.»
این پاسخ دوپهلو، بیش از آنکه یک تهدید معمولی باشد، حامل یک پیام مهم است: واشنگتن درباره نقطه‌ای صحبت می‌کند که ورود به آن می‌تواند هزینه‌ای بسیار بزرگ‌تر از تحریم ایران داشته باشد؛ چین.
ترامپ و اسکات بسنت در روزهای اخیر از آغاز مرحله‌ای جدید علیه ایران با عنوان‌هایی مانند «Economic D-Day» و «جنگ اقتصادی» سخن گفته‌اند. هدف اعلام‌شده، تشدید فشار مالی و اقتصادی بر تهران و قطع شریان‌های اصلی اقتصاد ایران است. بسنت نیز هشدار داده کشورها و شرکت‌هایی که با ایران تجارت می‌کنند، در صورت ادامه این روابط ممکن است با تحریم‌های ثانویه آمریکا مواجه شوند.
اما اگر قرار است چنین محاصره‌ای واقعاً مؤثر باشد، یک مسئله را نمی‌توان نادیده گرفت: چین.
بخش اصلی تجارت خارجی ایران با چین انجام می‌شود و چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است. بنابراین، از منظر منطق تحریم، بانک‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات مالی چینی که با ایران کار می‌کنند باید از نخستین اهداف فشار آمریکا باشند. با این حال، واشنگتن تاکنون از هدف‌گیری بانک‌های بزرگ چینی خودداری کرده است؛ واقعیتی که در کنار پاسخ اخیر ترامپ، معنای بیشتری پیدا می‌کند.
اگر این وضعیت ادامه یابد و چین عملاً از شمول شدیدترین بخش‌های دستورالعمل آمریکا خارج بماند، یک نتیجه روشن دارد: اصلی‌ترین شریان‌ اقتصادی ایران همچنان باز خواهد ماند. در چنین شرایطی، حتی اگر آمریکا بسیاری از شرکت‌ها، بانک‌ها، کشتی‌ها و واسطه‌های دیگر را هدف قرار دهد، امکان اجرای کامل محاصره اقتصادی ایران وجود نخواهد داشت.
اما گزینه دیگر برای واشنگتن دشوارتر است. اگر آمریکا برای بستن این مسیر به سراغ بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی برود، دیگر صرفاً در حال تحریم ایران نیست؛ بلکه وارد یک تقابل مستقیم اقتصادی با چین، قدرت اقتصادی دوم جهان، شده است.
اینجاست که یک خطای تحلیلی رایج درباره رفتار چین آشکار می‌شود. گفته می‌شود چون حجم تجارت چین و آمریکا بسیار بزرگ‌تر از تجارت چین و ایران است، پکن برای حفظ منافع خود در رابطه با واشنگتن نهایتاً ایران را کنار خواهد گذاشت. این استدلال، موضوع واقعی مناقشه را اشتباه تعریف می‌کند.
مسئله اصلی چین، دفاع از ایران نیست؛ دفاع از حق خود برای تنظیم مستقل مناسبات اقتصادی‌اش با جهان است.
پکن دقیقاً برای مقابله با همین فشار، طی سال‌های اخیر یک زیرساخت حقوقی چندلایه ایجاد کرده است. «قانون مقابله با تحریم‌های خارجی» چین که در سال ۲۰۲۱ تصویب شد و اجرای اقدامات محدودکننده تبعیض‌آمیز خارجی علیه اشخاص و نهادهای چینی را هدف قرار می‌دهد. ماده ۱۲ این قانون همچنین برای اشخاص و نهادهایی که به دلیل اجرای اقدامات محدودکننده خارجی متحمل خسارت می‌شوند، امکان مراجعه به دادگاه‌های چین و مطالبه جبران خسارت را فراهم کرده است.
در کنار این قانون، چین «قواعد مسدودکننده» یا Blocking Rules را برای مقابله با اعمال ناموجه فراسرزمینی قوانین خارجی ایجاد کرده است. این سازوکار به دولت چین امکان می‌دهد در موارد مشخص، اجرای قوانین و اقدامات محدودکننده خارجی را در داخل چین ممنوع کند.
اهمیت این ساختار زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم این ابزارها فقط روی کاغذ باقی نمانده‌اند. در ماه مه، پکن برای نخستین بار از سازوکار مسدودکننده خود در واکنش به تحریم آمریکا علیه پالایشگاه‌های چینی مرتبط با نفت ایران استفاده کرد.
اما شاید مهم‌تر از آن، ورود این مناقشه به دادگاه‌های چین باشد.
در یک پرونده مهم، دادگاه دریایی شانگهای یک شرکت کشتیرانی سنگاپوری را که به دلیل نگرانی از تحریم‌های آمریکا از اجرای تعهد قراردادی خود در قبال یک طرف هنگ‌کنگی خودداری کرده بود، به پرداخت بیش از ۴.۹۹ میلیون یوان به‌علاوه بهره محکوم کرد. استدلال دادگاه این بود که نگرانی از تحریم خارجی نمی‌تواند به‌سادگی مبنای قانونی برای نقض تعهدات قراردادی در چین باشد. دیوان عالی خلق چین نیز این پرونده را در شمار پرونده‌های نمونه قرار داد.
پیام این رأی بسیار فراتر از مبلغ خسارت است: شرکتی که برای رعایت تحریم آمریکا از معامله با یک طرف چینی خودداری می‌کند، ممکن است در چین با مسئولیت حقوقی و مطالبه خسارت مواجه شود.
این همان نقطه‌ای است که مسئله ایران به یک مناقشه بسیار بزرگ‌تر پیوند می‌خورد.
چین الزاماً برای ایران با آمریکا مقابله نمی‌کند؛ بلکه برای جلوگیری از تبدیل تحریم‌های یکجانبه آمریکا به قواعد الزام‌آور تجارت جهانی، از ابزارهای حقوقی و اقتصادی خود استفاده می‌کند. ایران در این میان یکی از مهم‌ترین میدان‌های آزمون این تقابل است.
از این منظر، پاسخ دوپهلو و غیرمعمول ترامپ درباره بانک‌های چینی اهمیت پیدا می‌کند. اگر تحریم بانک‌های چینی برای اجرای محاصره ایران یک ضرورت است، چرا آمریکا تاکنون از این اقدام پرهزینه اجتناب کرده است؟
پاسخ را می‌توان در یک تناقض ساده جست‌وجو کرد: آمریکا برای مؤثر کردن جنگ اقتصادی علیه ایران به چین نیاز دارد، اما برای وادار کردن چین به همراهی با این جنگ، باید با خود چین وارد تقابل شود.
اگر واشنگتن چین را مستثنی کند، بخش مهمی از مسیر تجارت خارجی ایران باز می‌ماند و «Economic D-Day» با یک شکاف جدی مواجه می‌شود. اگر هم چین را هدف قرار دهد، تهران از یک جهت مهم منتفع می‌شود: مسئله ایران به بخشی از تقابل مستقیم آمریکا و چین تبدیل خواهد شد؛ تقابلی که موضوع آن فقط نفت ایران نیست، بلکه حق کشورها برای تجارت مستقل و حدود قدرت تحریم‌های فراسرزمینی آمریکا است.
بنابراین، شاید مهم‌ترین محدودیت جنگ اقتصادی جدید آمریکا نه در تهران، بلکه در پکن قرار داشته باشد.
واشنگتن برای محاصره ایران باید به چین برسد؛ اما رسیدن به چین می‌تواند جنگ اقتصادی علیه ایران را از یک مناقشه دوجانبه به بخشی از زورآزمایی بزرگ‌تر بر سر نظم اقتصادی جهان تبدیل کند.
ایران در این میان لزوماً نیاز ندارد چین را برای دفاع از خود وارد تقابل با آمریکا کند. کافی است آمریکا برای اجرای کامل محاصره اقتصادی، ناچار شود به همان گلوگاهی دست بگذارد که چین برای دفاع از استقلال اقتصادی خود، سال‌هاست برای آن سپر حقوقی ساخته است.
 


سرویس: اقتصادی
کلید واژگان: ترامپ / چین / تحریم / تجارت ایران و چین / ترامپ و بانک‌های چینی / جنگ اقتصادی و چین / محدودیت قدرت تحریمی آمریکا / نظم اقتصادی جهانی / نفت ایران و چین