نورنیوز https://nournews.ir/n/341757
کد خبر: 341757
6 شهریور 1405
نورنیوز رفتار رسانه‌های فارسی‌زبان را بررسی می‌کند

آنتن‌هایی که انتظار ناآرامی می‌سازند


«آشوب انتظاری» دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که جامعه نه فقط از آنچه هست، بلکه از آنچه مدام به او گفته می‌شود قرار است اتفاق بیفتد، می‌ترسد. مقابله با چنین پدیده‌ای نه با سانسور ممکن است و نه با امیدفروشی؛ تنها راه، واقعیت‌گویی، حکمرانی کارآمد، رسانه حرفه‌ای و بازسازی اعتماد عمومی است.

نورنیوز- گروه سیاسی: هم‌زمان با آغاز مرحله تازه جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، بخشی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور عملاً یک کارزار رسانه‌ای موازی را آغاز کرده‌اند؛ کارزاری که در آن، خبرهای مربوط به فشار اقتصادی، کمبودها، افزایش قیمت‌ها و دشواری‌های معیشتی با حجم و بسامدی قابل توجه بازتاب داده می‌شود و در بسیاری موارد، یک مشکل واقعی اقتصادی در قاب روایتی بزرگ‌تر از ابعاد واقعی آن قرار می‌گیرد؛ روایتی که در نهایت نه فقط از «مشکل امروز»، بلکه از «بحران فردا» سخن می‌گوید.

در این الگوی رسانه‌ای، صف پمپ‌بنزین، افزایش قیمت یک کالا، نوسان ارز یا اختلال در تأمین یک محصول، صرفاً یک خبر اقتصادی نیست؛ هر کدام به نشانه‌ای از یک بحران فراگیر و گاه مقدمه‌ای برای بی‌ثباتی اجتماعی تصویر می‌شوند. نمونه‌هایی از همین نوع پوشش خبری در روزهای اخیر درباره کمبود سوخت و دشواری معیشت خانوارهای ایرانی به‌طور برجسته منتشر شده است.

 چنین رفتاری را چه بسا بتوان «زمینه‌سازی برای ناآرامی» یا «تحریک اجتماعی» نامید. اینجا تعبیر «آشوب انتظاری» به‌عنوان یک مفهوم تحلیلی، تعبیر قابل دفاعی است.

مفهوم «آشوب انتظاری» را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: جامعه هنوز با یک بحران قطعی و فراگیر مواجه نشده، اما دائماً با تصویر بحران آینده روبه‌رو می‌شود؛ هنوز کمبود عمومی رخ نداده، اما مخاطب هر روز خبر کمبود می‌بیند؛ هنوز فروپاشی اقتصادی اتفاق نیفتاده، اما روایت رسانه‌ای از اقتصادی سخن می‌گوید که گویی در آستانه فروپاشی است؛ هنوز نارضایتی اجتماعی به نقطه انفجار نرسیده، اما دائماً از «انفجار»، «فروپاشی»، «خشم عمومی» و «آستانه اعتراض» سخن گفته می‌شود. در چنین وضعی، انتظار می‌تواند خود به یک عامل مؤثر بر رفتار تبدیل شود.

آشوب انتظاری چیزی شبیه تورم انتظاری است. اقتصاد سال‌هاست مفهوم «انتظارات» را به رسمیت شناخته است. انتظارات تورمی می‌توانند پیش از آنکه قیمت‌ها افزایش پیدا کنند، رفتار مصرف‌کننده، تولیدکننده و سرمایه‌گذار را تغییر دهند. وقتی مردم انتظار افزایش شدید قیمت دارند، ممکن است زودتر خرید کنند؛ وقتی انتظار سقوط ارزش پول را دارند، به سمت دارایی‌های جایگزین بروند؛ و وقتی انتظار کمبود دارند، رفتار احتیاطی و حتی احتکاری شکل بگیرد. بنابراین، در یک اقتصاد تحت فشار، ساختن «انتظار بحران» می‌تواند بخشی از خود بحران شود.

در سطح اجتماعی نیز همین منطق وجود دارد. رسانه‌ها فقط واقعیت را منعکس نمی‌کنند؛ تا حدی تعیین می‌کنند کدام بخش از واقعیت بیشتر دیده شود، کدام موضوع در مرکز توجه قرار بگیرد و مخاطب یک رویداد را در چه چارچوبی تفسیر کند. این همان چیزی است که در مطالعات ارتباطات از آن با مفاهیمی مانند برجسته‌سازی و چارچوب‌بندی یاد می‌شود. مسئله، بنابراین، لزوماً دروغ گفتن نیست؛ گاهی مسئله، انتخاب واقعیت‌هایی است که باید دیده شوند و حذف یا کم‌رنگ کردن واقعیت‌هایی است که با روایت مطلوب سازگار نیستند.

البته مردم ایران به طور واقعی با مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند. تورم، کاهش قدرت خرید، دشواری تأمین برخی کالاها، فشار بر تولید و نااطمینانی اقتصادی را نمی‌توان با عنوان «جنگ رسانه‌ای» کنار گذاشت. انکار دردهای واقعی جامعه، بهترین هدیه به رسانه‌های بیرونی است؛ زیرا مردم واقعیت زندگی خود را بهتر از هر رسانه‌ای می‌شناسند.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که رنج واقعی مردم به ماده خام یک پروژه سیاسی تبدیل شود. وقتی رسانه‌ای به جای آنکه بپرسد «این مشکل چگونه ایجاد شده و چگونه می‌توان آن را حل کرد؟»، دائماً به دنبال این باشد که «این مشکل چگونه می‌تواند به خشم، اعتراض و بی‌ثباتی تبدیل شود؟»، دیگر صرفاً در حال روزنامه‌نگاری و خبرنگاری نیست. وقتی یک خبر اقتصادی به‌صورت مداوم در قاب فروپاشی سیاسی عرضه شود، وقتی هر اختلال موقت نشانه‌ای از فروپاشی سیستماتیک معرفی شود و وقتی به جای توضیح سازوکارهای اقتصادی، دائماً بر احساس ناتوانی، خشم و بی‌آیندگی تأکید شود، رسانه عملاً در حال اثرگذاری بر «انتظارات اجتماعی» است.

از همین منظر، شاید بتوان گفت جنگ اقتصادی آمریکا دو میدان دارد: میدان نخست، اقتصاد واقعی است؛ نفت، تجارت، ارز، بانک و زنجیره تأمین. میدان دوم، ادراک جامعه از آینده اقتصاد است. اگر واشنگتن بتواند فشار اقتصادی را به اضطراب دائمی تبدیل کند، بخشی از هدف خود را بدون تحریم بیشتر محقق کرده است.

اگر اضطراب به بی‌اعتمادی تبدیل شود و بی‌اعتمادی به رفتارهای هیجانی اقتصادی و اجتماعی منجر شود، آنگاه جنگ اقتصادی از مرز اقتصاد عبور کرده و به سرمایه اجتماعی رسیده است.

این همان نقطه‌ای است که تعبیر «آشوب انتظاری» اهمیت پیدا می‌کند. آشوب انتظاری لزوماً به معنای دعوت مستقیم به اعتراض خیابانی نیست؛ بسیار پیچیده‌تر از آن است. ممکن است با انباشت روزانه اخبار منفی، انتخاب گزینشی سوژه‌ها، برجسته‌سازی مداوم مشکلات و پیش‌بینی‌های بدبینانه درباره آینده شکل بگیرد. مخاطب پس از مدتی نه فقط با مشکلات موجود، بلکه با تصویری ذهنی از آینده‌ای بسیار تیره زندگی می‌کند. و جامعه‌ای که آینده را کاملاً مسدود ببیند، مستعد رفتارهای پرریسک‌تر و واکنش‌های هیجانی‌تر خواهد بود.

در چنین شرایطی، پاسخ ایران نباید انکار مشکل یا مقابله تبلیغاتی با رسانه‌های خارجی باشد. اگر رسانه‌ای صف پمپ‌بنزین را نشان می‌دهد، پاسخ درست این نیست که بگوییم صفی وجود ندارد؛ باید توضیح داد چرا ایجاد شده، چه میزان است، دولت چه برنامه‌ای دارد و چه زمانی برطرف خواهد شد. اگر قیمت‌ها افزایش یافته، باید آمار واقعی ارائه کرد؛ اگر سیاستی اشتباه بوده، باید مسئولیت آن پذیرفته شود؛ و اگر فشار خارجی علت بخشی از مشکلات است، باید با عدد و اطلاعات توضیح داده شود، نه با شعار.

 بهترین پادزهر «آشوب انتظاری»، شفافیت و مدیریت واقعی بحران است. جامعه‌ای که اطلاعات دقیق و به‌موقع دریافت کند، کمتر در معرض شایعه و روایت‌های اغراق‌آمیز قرار می‌گیرد. جامعه‌ای که بداند دولت چه برنامه‌ای برای تأمین کالا، ارز، سوخت و معیشت دارد، کمتر دچار رفتارهای هیجانی می‌شود. و جامعه‌ای که احساس کند صدای او شنیده می‌شود، کمتر به روایت‌هایی پناه می‌برد که همه مشکلات را به یک بن‌بست تاریخی و سیاسی تعبیر می‌کنند.

از این منظر، تأکید اخیر رئیس‌جمهور بر گفت‌وگوی صریح و صادقانه با مردم، شاید مهم‌ترین بخش راهبرد رسانه‌ای کشور در شرایط فعلی باشد. دولت اگر می‌خواهد با عملیات روانی مقابله کند، باید ابتدا مرجعیت اطلاع‌رسانی خود را تقویت کند. رسانه‌های داخلی باید بتوانند پیش از رسانه‌های خارجی خبر بد را منتشر کنند، مشکلات را توضیح دهند و حتی از مسئولان مطالبه پاسخ کنند. رسانه‌ای که خبر بد را پنهان می‌کند، عملاً میدان را به رسانه‌ای واگذار می‌کند که خبر بد را با تفسیر خود منتشر خواهد کرد.

از سوی دیگر، نقد رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نباید بهانه‌ای برای حذف نقد داخلی شود. این تفکیک بسیار مهم است. جامعه برای عبور از جنگ اقتصادی به رسانه منتقد، آزاد و حرفه‌ای نیاز دارد. نقد دولت اقدامی ضدملی نیست؛ افشای ناکارآمدی ضدملی نیست؛ مطالبه‌گری درباره معیشت مردم ضدملی نیست. رفتار ضدملی زمانی شکل می‌گیرد که رنج واقعی مردم نه برای حل مشکل، بلکه برای تعمیق ناامیدی و بی‌ثباتی مصرف شود؛ زمانی که رسانه به جای تبدیل نارضایتی به مطالبه اصلاح، تلاش کند نارضایتی را به احساس بن‌بست و انفجار تبدیل کند.

در این میان، حتی رسانه‌های داخلی نیز باید مراقب باشند که در واکنش به چنین فضایی، خود گرفتار همان منطق نشوند. اگر یک طرف، بحران را بزرگ‌تر از واقعیت نشان دهد و طرف دیگر، واقعیت بحران را انکار کند، هر دو در نهایت سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کنند. جامعه امروز بیش از هر چیز به یک روایت صادقانه نیاز دارد؛ روایتی که هم دشواری را ببیند و هم امکان عبور از آن را نشان دهد.

جنگ اقتصادی آمریکا ممکن است ماه‌ها ادامه پیدا کند و حتی همان‌طور که برخی تحلیل‌های اخیر نیز نشان می‌دهند، به یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شود؛ در چنین وضعی، اقتصاد و روان جامعه هر دو به میدان اصلی رقابت تبدیل خواهند شد. بنابراین، دفاع از کشور دیگر فقط به معنای حفظ ذخایر ارزی، تأمین کالا یا مدیریت بازار نیست؛ حفظ «اعتماد به آینده» نیز بخشی از دفاع ملی است.

اگر جنگ اقتصادی می‌کوشد واقعیت دشوار امروز را به آینده‌ای تاریک و اجتناب‌ناپذیر تبدیل کند، وظیفه رسانه حرفه‌ای این است که میان «واقعیت» و «روایت» فاصله بگذارد. مردم حق دارند از گرانی، کمبود، تورم و ناکارآمدی خشمگین باشند؛ اما هیچ جامعه‌ای نباید اجازه دهد خشم واقعی آن به سرمایه یک پروژه سیاسی خارجی تبدیل شود.

شاید «آشوب انتظاری» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: جایی که جامعه نه فقط از آنچه هست، بلکه از آنچه مدام به او گفته می‌شود قرار است اتفاق بیفتد، می‌ترسد. مقابله با چنین پدیده‌ای نه با سانسور ممکن است و نه با امیدفروشی؛ تنها راه، واقعیت‌گویی، حکمرانی کارآمد، رسانه حرفه‌ای و بازسازی اعتماد عمومی است. در جنگی که هدف نهایی آن تغییر محاسبات یک ملت است، حفظ قدرت تشخیص مردم شاید مهم‌تر از هر سلاح دیگری باشد.


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: اضطراب / بی اعتمادی / افزایش قیمت ها / جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران / رسانه های فارسی زبان / صف پمپ بنزین / آشوب انتظاری / آنتن ها / ایجاد ناآرامی / تحریک اجتماعی / دشواری معیشتی / زمینه‌سازی برای ناآرامی / نوسان ارز / کارزار رسانه‌ای موازی