استفن والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد، منتقد سیاست مداخلهگرایانه آمریکا و نظریهپرداز واقعگرایی در روابط بینالملل، تصویری از وضعیت کنونی جهان پس از جنگهای جاری آمریکا با ایران و روسیه ترسیم کرد. والت معتقد است حتی اگر این جنگها بهطور رسمی پایان یابند، جهان خطرناکتر، بیثباتتر و چندقطبیتر خواهد شد.
نورنیوز- گروه بین الملل: والت تأکید میکند که پایان جنگهای ایران و اوکراین، جهان را در وضعیت «بسیار خطرناکتری» قرار خواهد داد. روابط آمریکا با روسیه حتی پس از آتشبس بهبود نخواهد یافت و بیاعتمادی متقابل باقی میماند. چین به رشد اقتصادی و نظامی خود ادامه میدهد و نفوذ آمریکا را به چالش میکشد. قدرتهای متوسط (مانند امارات در سودان) نیز فعالتر و گاه مخربتر شدهاند. نتیجه، یک جهان سهقطبی (آمریکا، چین، روسیه) با تنشهای حلنشده است که در آن اعتماد به قضاوت آمریکا، بهویژه پس از جنگ با ایران، بهشدت کاهش یافته است.
یکی از نکات کلیدی والت، فرسایش هنجارهای بینالمللی علیه ترور رهبران است. ترور رهبران ارشد ایران در ابتدای جنگ نهتنها به ظهور جناحهای تندروتر منجر شد بلکه امکان مذاکره را تضعیف کرد و الگویی خطرناک برای سایر کشورها ایجاد کرد. هزینههای دفاعی جهانی در دو دهه اخیر تقریباً دو برابر شده و جهانیسازی در حال عقبنشینی است؛ حمایتگرایی و «وابستگی تسلیحشده» (مثل تحریم دلار یا کنترل تنگه هرمز) جایگزین آن شده است.
دلیل واقعی جنگ با ایران
والت صراحتاً میگوید جنگ نه به خاطر تهدید فوری هستهای ایران و نه به دلیل آمادگی تهران برای حمله نظامی آغاز شد. علت نزدیکتر، بازدید و توجیه بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید بود که ایران را «در آستانه سقوط» نشان داد و عملیات را سریع، ارزان و آسان جلوه داد. ترامپ تصور میکرد با چند روز بمباران، رژیم فرو میریزد و مشکل چهلساله حل میشود. روابط خصمانه دیرینه و فشار نخبگان سیاست خارجی نیز نقش داشتند. ایران در گذشته تلاشهایی برای بهبود روابط کرده بود که رد شده بود.
چگونگی پایان جنگ ایران
این بخش از گفتوگو یکی از دقیقترین تحلیلهای والت است. او جنگ را برای آمریکا یک «جنگ اختیاری» (war of choice) میداند، اما برای ایران «جنگ وجودی و حیاتی برای بقا». آمریکا به دنبال عملیات سریع و ارزان با هدف تغییر رژیم بود، اما ایران اراده بیشتری برای تحمل هزینه دارد و ابزارهایی مانند بستن تنگه هرمز در اختیار دارد که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار میدهد.
والت معتقد است پایان جنگ اساساً به تصمیم دونالد ترامپ وابسته است: «تا زمانی که او نگوید تمام شد، حتی اگر تیراندازی متوقف شود، در وضعیت جنگ باقی میمانیم.» ترامپ از نظر والت در میان رؤسای جمهور اخیر بهترین توانایی را در «اعلام پیروزی و خروج» دارد. حتی اگر در واقعیت شکست باشد، میتواند موضوع را تغییر دهد و به موضوع دیگری بپردازد. با این حال اینبار دشوارتر است چون شکست آشکارتر به نظر میرسد و نیازمند پذیرش ضمنی اشتباه است.
توصیه صریح والت به ترامپ این است: اشتباه را بپذیر (حتی اگر آن را به گردن مشاوران بیندازد)، زیان را قطع کند و جلو برود. او هشدار میدهد که آمریکاییها معمولاً پیامدهای منفی خروج را بیش از حد بزرگ میکنند. نمونههای تاریخی مانند خروج ریگان از لبنان یا خروج از ویتنام نشان میدهد که قطع زیان میتواند موقعیت آمریکا را در سایر نقاط جهان بهبود بخشد. پذیرش اشتباه گاهی حتی اعتبار بیشتری به رهبر میبخشد.
در مجموع، پیام اصلی والت واقعگرایانه و محتاطانه است: آمریکا باید از جنگهای اختیاری پرهیز کند، زیانها را بهموقع قطع کند و منافع ملی واقعی خود را بر ملاحظات ایدئولوژیک یا لابیها اولویت دهد. جنگ ایران نمونهای کلاسیک از اشتباه محاسباتی است که هزینه آن هنوز بهطور کامل پرداخت نشده است. پایان دادن به آن نیازمند شجاعت سیاسی برای پذیرش واقعیت است، نه ادامه مسیر شکستخورده.