نورنیوز https://nournews.ir/n/340393
کد خبر: 340393
31 مرداد 1405
نورنیوز تاب‌آوری آمریکا در جنگ ایران را بررسی می کند؛

ازگوشت چرخ کرده تا اوراق قرضه؛ تاب‌آوری آمریکا به خط قرمز نزدیک شده؟


اظهارنظر تازه ری دالیو درباره کاهش وزن اوراق آمریکا و حرکت به سمت طلا و بیت‌کوین، فراتر از یک توصیه سرمایه‌گذاری است؛ زنگ خطری درباره اعتماد به مهم‌ترین دارایی مالی جهان. این هشدار در شرایطی مطرح می‌شود که جنگ ایران، انرژی و تورم آمریکا را تحت فشار گذاشته است.

نورنیوز-گروه اقتصادی:اظهارنظر تازه ری دالیو درباره فاصله گرفتن از اوراق قرضه آمریکا را نباید صرفاً یک توصیه سرمایه‌گذاری تلقی کرد. اهمیت این سخن بیش از هر چیز به جایگاه گوینده بازمی‌گردد؛ چهره‌ای که بخش مهمی از شهرت خود را از تحلیل چرخه‌های بدهی و رفتار اقتصادهای بزرگ به دست آورده و اکنون در شرایطی که جنگ ایران فشارهای تورمی و مالی را تشدید کرده، به سرمایه‌گذاران درباره نگهداری اوراق آمریکا هشدار می‌دهد.
دالیو در تازه‌ترین اظهارات خود توصیه کرده است وزن اوراق قرضه کاهش یابد و سرمایه‌گذاران برای پوشش ریسک، طلا و مقداری بیت‌کوین در اختیار داشته باشند. او همچنین نسبت به نزدیک شدن بحران بدهی آمریکا در سال‌های آینده هشدار داده است. اهمیت این موضع در آن است که موضوع را از سطح «بدهی بالای دولت آمریکا» به سطحی حساس‌تر منتقل می‌کند: اعتماد به اوراق خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های مالی جهان.
این هشدار به‌خودی‌خود به معنای آغاز سقوط بازار اوراق نیست؛ اما از منظر روانی می‌تواند مهم باشد. بازار بدهی زمانی در معرض یک شوک جدی قرار می‌گیرد که نگرانی سرمایه‌گذاران از «مقدار بدهی» به «توان و اراده دولت برای مدیریت آن» و در نهایت به رفتار جمعی فروشندگان منتقل شود. در چنین شرایطی، افزایش عرضه اوراق می‌تواند بازدهی را بالا ببرد؛ بازدهی بالاتر هزینه بهره دولت را افزایش دهد و افزایش هزینه بهره نیز کسری و نیاز به استقراض بیشتر را تشدید کند.
خطر اصلی، شکل‌گیری یک چرخه خودتقویت‌شونده است: بدهی بیشتر، عرضه بیشتر اوراق، بازده بالاتر، هزینه بهره سنگین‌تر و سپس نیاز بیشتر به استقراض. اگر همزمان سرمایه‌گذاران بزرگ شروع به کاهش وزن اوراق کنند، مسئله دیگر صرفاً یک متغیر بودجه‌ای نیست؛ به مسئله اعتماد و رفتار بازار تبدیل می‌شود.
این همان نقطه‌ای است که بازار سهام نیز می‌تواند وارد معادله شود. افزایش بازده اوراق، هزینه سرمایه را برای شرکت‌ها بالا می‌برد و جذابیت نسبی سهام را کاهش می‌دهد. بنابراین یک شوک در بازار اوراق، در صورت شکل‌گیری فضای روانی مناسب، می‌تواند به بازار سهام نیز سرایت کند.  ریسک شکل‌گیری هجوم برای فروش همان نقطه‌ای است که می تواند به پاشنه آشیل تاب آوری آمریکا بویژه در شرایطی که ددگیر جنگ با ایران است تبدیل شود.
اهمیت این هشدار زمانی بیشتر می‌شود که آن را در کنار فشارهایی قرار دهیم که طی ماه‌های گذشته بر اقتصاد آمریکا انباشته شده است. جنگ ایران تنها یک هزینه نظامی برای واشنگتن ایجاد نکرده؛ بلکه از مسیر انرژی، تورم و هزینه تولید، تاب‌آوری اقتصاد آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است.
مهم‌ترین نمونه در این میان گازوئیل است. بحران انرژی ناشی از جنگ، بازار فرآورده‌ها را بیش از بازار نفت خام تحت فشار قرار داده است. رویترز اخیراً گزارش داده که حاشیه سود پالایش گازوئیل در آمریکا برای نخستین‌بار از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و به رکورد ۱۰۲.۲۰ دلار رسیده است. کاهش عرضه جهانی فرآورده‌ها، اختلال در صادرات خاورمیانه و روسیه و افزایش تقاضای فصلی کشاورزی از عوامل این جهش بوده‌اند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که گازوئیل صرفاً سوخت خودرو نیست؛ سوخت اقتصاد واقعی است. کامیون‌ها، تراکتورها، کمباین‌ها، ماشین‌آلات معدنی و بخش بزرگی از صنایع و زنجیره توزیع به آن وابسته‌اند. بنابراین گازوئیل گران‌تر مستقیماً به افزایش هزینه حمل‌ونقل، کشاورزی، تولید و توزیع کالا منجر می‌شود.
رویترز نیز هشدار داده که بحران انرژی ناشی از جنگ ایران بیش از آنکه صرفاً به کمبود نفت خام مربوط باشد، به اختلال در ظرفیت پالایش و عرضه فرآورده‌ها مرتبط است و افزایش شدید قیمت سوخت می‌تواند فشار تورمی را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند.
در کنار انرژی، فشار بر سبد مصرف‌کننده نیز به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. ترامپ همین روزها برای کاهش قیمت گوشت چرخ‌کرده، واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت با تعرفه پایین‌تر را برای یک دوره ۹۰ روزه مطرح کرده است؛ اقدامی که خود نشانه‌ای از حساسیت دولت نسبت به هزینه زندگی و فشار تورمی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای است.
بنابراین «گوشت چرخ‌کرده» و «گازوئیل» دو سر یک زنجیره‌اند: یکی مستقیماً در سبد خرید رأی‌دهنده دیده می‌شود و دیگری در هزینه پنهان تولید و توزیع کالاها اثر می‌گذارد. ترامپ می‌تواند برای کاهش موقت قیمت یک کالا از ابزار واردات استفاده کند، اما کنترل پایدار هزینه انرژی، تورم و نرخ بهره به مراتب دشوارتر است.
در همین نقطه، جنگ ایران به آزمون واقعی تاب‌آوری آمریکا تبدیل می‌شود. تاب‌آوری فقط به معنای توان نظامی یا ظرفیت تولید سلاح نیست؛ توان اقتصاد برای تحمل همزمان هزینه جنگ، انرژی گران، تورم، کسری بودجه، بدهی سنگین و نرخ‌های بهره بالا نیز بخشی از آن است.
شش ماه پس از آغاز جنگ، گزارش رویترز از نوسان بازار اوراق آمریکا و تشدید تورم انرژی به‌عنوان دو محور اصلی نگرانی بازارهای جهانی یاد می‌کند. همزمان، وال‌استریت در روزهای اخیر تحت تأثیر افزایش بازده اوراق با فشار مواجه شده است.
در چنین شرایطی، سخن دالیو را باید یک زنگ خطر دانست؛ نه به این معنا که سقوط بازار اوراق آغاز شده، بلکه به این معنا که یکی از شناخته‌شده‌ترین تحلیلگران چرخه بدهی، اکنون به سرمایه‌گذاران می‌گوید برای سناریوی کاهش جذابیت اوراق آمریکا آماده باشند.
این هشدار، در کنار فشارهای انباشته‌شده از انرژی تا مواد غذایی، تصویر بزرگ‌تری را پیش روی واشنگتن قرار می‌دهد: جنگی که قرار بود تاب‌آوری ایران را محک بزند، اکنون خود به یکی از عوامل آزمون تاب‌آوری اقتصادی آمریکا تبدیل شده است.
ترامپ فعلاً از گوشت چرخ‌کرده تا گازوئیل و از تورم تا بازار اوراق با یک مسئله مشترک مواجه است: هزینه جنگ دیگر فقط در میدان نظامی محاسبه نمی‌شود.
و شاید مهم‌ترین سؤال همین باشد: اگر بازار از «نگرانی درباره بدهی» به «ترس از نگهداری بدهی» برسد، آیا اقتصاد آمریکا توان تحمل موج بعدی فشار را خواهد داشت؟
در این نقطه، مسئله دیگر فقط ۴۰ تریلیون دلار بدهی نیست؛ مسئله اعتماد به مهم‌ترین دارایی مالی جهان است.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: اقتصادی
کلید واژگان: دونالد ترامپ / طلا / قیمت نفت / جنگ ایران و آمریکا / اقتصاد آمریکا / بیتکوین / کسری بودجه / قیمت گازوئیل / تورم آمریکا / بحران اقتصادی آمریکا / بحران بدهی آمریکا / بازار سهام آمریکا / نرخ بهره آمریکا / بدهی ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا / اوراق قرضه آمریکا / بازار اوراق آمریکا / بازار خزانه‌داری آمریکا / تاب‌آوری آمریکا / ری دالیو