سفر ناگهانی پوتین به کوریل، فراتر از مناقشه ارضی با ژاپن، هشداری به غرب درباره تغییر موازنه امنیتی شرق آسیا و تلاش مسکو برای جلوگیری از تکرار سناریوی اوکراین و مهار تهدیدهای فزاینده پیرامون مرزهای روسیه هم است.
نورنیوز-گروه بینالملل: سفر از پیش اعلامنشده ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، به جزیره مورد مناقشه ایتوروپ در مجمعالجزایر کوریل و تأکید او بر شکلدهی به ساختارهای جدید اقتصادی و امنیتی، در شرایطی صورت گرفته که روابط مسکو و توکیو بار دیگر در مسیر تنش قرار گرفته است. با این حال، اهمیت این سفر فراتر از اختلاف تاریخی بر سر کوریل است؛ چراکه آنچه بیش از هر چیز در رفتار مسکو دیده میشود، نگرانی از تکرار سناریوی اوکراین و تبدیل ژاپن به حلقهای تازه در زنجیره فشار امنیتی غرب علیه روسیه است.
ژاپن؛ بازیگری تازه در زمین غرب
تنش میان روسیه و ژاپن صرفاً به مناقشه ارضی بر سر کوریل محدود نمیشود. توکیو از آغاز جنگ اوکراین، در کنار غرب به یکی از حامیان مالی و سیاسی کییف تبدیل شده و بیش از ۶ میلیارد دلار به اوکراین کمک کرده است. همین رویکرد موجب شده دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، سیاستهای توکیو را خصمانه توصیف کرده و دستیابی به توافق میان دو کشور را در شرایط کنونی دور از دسترس بداند.
از نگاه مسکو، ژاپن بیش از آنکه یک بازیگر مستقل باشد، در حال ایفای نقشی در راهبرد غرب برای مهار روسیه است؛ راهبردی که هدف آن میتواند تضعیف توان مسکو و وادار کردن آن به عقبنشینی در پرونده کوریل باشد. روسیه نیز با استناد به اصل دفاع مشروع تأکید کرده است کشورهایی که در حمایت از کییف وارد میدان شدهاند، ممکن است در محاسبات امنیتی مسکو به اهداف مشروع تبدیل شوند.
بازگشت جاهطلبی نظامی توکیو
نگرانی روسیه زمانی جدیتر میشود که روند بازسازی توان نظامی ژاپن را در کنار تحولات منطقه قرار دهیم. کشوری که پس از جنگ جهانی دوم با محدودیتهای گسترده نظامی مواجه شد، طی سالهای اخیر با بهرهگیری از فضای بحرانی جهان، به سمت بازتعریف نقش امنیتی خود حرکت کرده است؛ روندی که چین، کره شمالی و روسیه نسبت به پیامدهای آن هشدار دادهاند.
بر اساس گزارش وزارت دفاع ژاپن، دولت سانائه تاکایچی در پی ایجاد معماری جدید امنیت ملی و بازنگری زودهنگام سه سند کلیدی این کشور، یعنی راهبرد امنیت ملی، راهبرد دفاع ملی و برنامه تقویت دفاعی است. توسعه ساختارهای اطلاعاتی و عملیاتی، حرکت به سوی استقرار سامانههای ضدحمله دوربرد و اختصاص بودجهای حدود ۵۶ میلیارد دلار برای امور نظامی، در کنار حضور نزدیک به ۴۷ هزار نظامی آمریکایی در ژاپن، نگرانیهای منطقهای را افزایش داده است. اظهارات اخیر شینجیرو کویزومی، وزیر دفاع ژاپن، درباره ضرورت بحث آشکارتر پیرامون نقش سلاحهای هستهای در دفاع ملی نیز بر دامنه این نگرانیها افزوده است.
کوریل؛ نقطه اتصال امنیت و ژئوپلیتیک
اقدام پوتین را باید در متن گستردهتری از تحولات امنیتی و اقتصادی پیرامون روسیه ارزیابی کرد. کوریل تنها مجموعهای از جزایر مورد اختلاف نیست؛ این زنجیره جزایر در حدفاصل هوکایدو و کامچاتکا قرار گرفته و بر مسیرهای دریایی میان اقیانوس آرام و دریای اختسک اشراف دارد. از همین رو، اهمیت آن در معادلات قدرتهای بزرگ، صرفاً تاریخی یا حقوقی نیست و ابعاد نظامی و ژئوپلیتیکی تعیینکنندهای دارد.
عبور اخیر ناوهای روسی و چینی از یکی از تنگههای کوریل در جریان گشتزنی مشترک نیز نشان داد این منطقه در حال تبدیل شدن به بخشی از هندسه امنیتی جدید شرق آسیاست. همزمان، محکومیت توقیف کشتیهای روسی از سوی پوتین و توصیف آن به عنوان «دزدی دریایی» و تهدید به واکنش متقابل، نشان میدهد مسکو تحولات دریایی و زیرساختی پیرامون خود را در چارچوب یک تقابل گستردهتر میبیند.
بیاعتمادی به غرب و منطق اقدام پیشدستانه
بخش مهمی از نگرانی مسکو، به تصور این کشور از میزان استقلال راهبردی ژاپن بازمیگردد. حضور توکیو در نشستهای ناتو، افزایش همکاریهای نظامی با غرب و مواضع سفیر آمریکا در ژاپن درباره حاکمیت این کشور بر کوریل، از نگاه روسیه نشانههایی از پیوند خوردن مناقشه دوجانبه با رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر است.
این نگرانیها در سایه تجربه اوکراین نیز معنا پیدا میکند. آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان، پیشتر گفته بود توافق مینسک فرصتی برای آمادهسازی اوکراین فراهم کرد؛ همزمان، با وجود ادعاهای واشنگتن درباره صلح، ارسال تسلیحات به کییف همچنان ادامه دارد.
از این منظر، سفر پوتین به کوریل را میتوان بیش از یک سفر منطقهای، پیامی راهبردی دانست: مسکو نمیخواهد تجربه اوکراین را در شرق آسیا تکرار شده ببیند. کوریل در این معادله، هم مرز امنیتی روسیه است و هم نماد حساسیت آن نسبت به تغییر موازنه قدرت در پیرامونش. پیام نهایی این رویکرد نیز روشن است؛ در جهانی که اعتماد به تعهدات امنیتی قدرتهای بزرگ فرسوده شده، اتکا به ظرفیتهای بومی و ژئوپلیتیک، از نگاه مسکو نه انتخابی آرمانی، بلکه ضرورتی برای پیشگیری از تهدیدهای آینده است.