نورنیوز https://nournews.ir/n/337867
کد خبر: 337867
20 مرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند،

راز نفوذ محمد(ص) در دل تاریخ چه بود؟


28 صفر، فقط روز وداع با پیامبر رحمت نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی انسانی که پیش از آنکه جهان را با پیام خود دگرگون کند، انسان‌ها را دید، کرامتشان را پاس داشت و با اخلاق خویش، معنای تازه‌ای به قدرت بخشید.

نورنیوز-گروه فرهنگی: بیست‌وهشتم صفر، فقط روزی برای سوگواری بر رحلت پیامبری بزرگ نیست؛ روزی است برای مکث در برابر یک پرسش بزرگ: محمد(ص) چگونه انسانی بود که در کمتر از یک ربع قرن، نه فقط یک آیین، که یک انسان تازه و یک جامعه تازه آفرید؟
درباره پیامبر اکرم(ص) بسیار گفته‌ایم؛ از رحمتش، صداقتش، عبادتش، شجاعتش، تواضعش و عدالتش. اما شاید یکی از کمتر دیده‌شده‌ترین وجوه شخصیت او این باشد که او پیش از آنکه مردم را به پذیرش یک پیام دعوت کند، به آنان احساس ارزشمندی می‌داد. انسان در محضر محمد(ص) احساس نمی‌کرد «یک نفر از میان جمع» است؛ احساس می‌کرد دیده می‌شود، شنیده می‌شود و شأن انسانی او به رسمیت شناخته شده است. در گزارش‌هایی از مجالس آن حضرت نیز بر احترام به سالخوردگان، مهربانی با کودکان، حفظ حرمت افراد و پرهیز از عیب‌جویی تأکید شده است.
این شاید یکی از رازهای نفوذ او باشد: محمد(ص) انسان‌ها را تحقیر نمی‌کرد تا بزرگ شود. پیامبرانگی او از جنس سلطه بر دیگران نبود؛ از جنس بالا کشیدن دیگران بود. او اگر با جاهلی می‌جنگید، با «جهل» می‌جنگید؛ اگر با ظلم مقابله می‌کرد، برای نجات مظلوم و اصلاح ظالم بود؛ و اگر خطایی را می‌دید، هدفش شکستن شخصیت خطاکار نبود، بلکه بازگرداندن او به مسیر درست بود.
در روزگار ما، بسیاری تصور می‌کنند قدرت یعنی توانایی وادار کردن دیگران به اطاعت. اما در سیره محمد(ص)، قدرت معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند: قدرت آن است که بتوانی انسان دیگری را بدون شکستن او تغییر دهی. این همان نقطه‌ای است که رهبری پیامبر را از بسیاری از الگوهای تاریخی جدا می‌کند. او پیرو می‌خواست، اما پیروی را با حذف شخصیت انسان‌ها اشتباه نمی‌گرفت.
قرآن، پیامبر(ص) را «رحمةً للعالمین» معرفی می‌کند؛ اما رحمت در شخصیت او یک احساس نرم و بی‌اثر نبود. رحمت او قدرتی برای ساختن بود. رحمت یعنی دیدن رنج دیگری و بی‌تفاوت نماندن؛ یعنی عدالت برای دوست و دشمن؛ یعنی گشودن راه بازگشت حتی برای کسی که خطا کرده است؛ یعنی اینکه انسان را فقط با بدترین لحظه زندگی‌اش تعریف نکنیم.
از این منظر، شاید یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های محمد(ص)، توانایی او در تبدیل «آدم‌های معمولی» به «انسان‌های بزرگ» بود. او فقط یاران بزرگی پیدا نکرد؛ آدم‌های معمولی را چنان تربیت کرد که تاریخ بدون آنان قابل فهم نباشد. سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، بلال و ده‌ها چهره دیگر، محصول یک رابطه صرفاً آموزشی نبودند؛ محصول تربیت انسانی بودند که استعدادهای پنهان انسان‌ها را می‌دید و به آنان فرصت شکوفایی می‌داد.
عجیب‌تر اینکه این عظمت، با زندگی اشرافی همراه نبود. پیامبری که می‌توانست پس از قدرت، خود را از مردم جدا کند، همچنان در متن مردم باقی ماند. در نگاه امام علی(ع)، پیامبر(ص) الگویی بود که حتی پس از دستیابی به جایگاه عظیم اجتماعی، از زرق‌وبرق دنیا فاصله گرفت و زندگی ساده را برگزید.
اینجاست که یک ویژگی ممتاز دیگر آشکار می‌شود: محمد(ص) میان عظمت و فروتنی تناقضی نمی‌دید. امروز بسیاری برای اثبات بزرگی خود، فاصله می‌سازند؛ او برای اثبات بزرگی خود، فاصله‌ها را از میان می‌برد. عظمتش در این نبود که دیگران مجبور باشند در برابرش سر فرود آورند؛ در این بود که بسیاری در کنار او احساس می‌کردند می‌توانند بهتر، پاک‌تر و بزرگ‌تر شوند.
او حتی اخلاق را به یک رفتار تزئینی تبدیل نکرد. اخلاق در وجود پیامبر، «روش اداره انسان و جامعه» بود. صداقت، امانت، گذشت، تواضع، حفظ آبروی مردم، صبر و مهربانی، اجزای یک منظومه بودند؛ منظومه‌ای که هدفش ساختن انسانی بود که در غیاب ناظر نیز درست رفتار کند. در منابع اخلاقی اسلامی نیز این مجموعه فضایل به‌عنوان ستون‌های اساسی تربیت انسانی مورد تأکید قرار گرفته‌اند.
شاید به همین دلیل است که شناخت محمد(ص) فقط با خواندن تاریخ ممکن نیست. باید منطق حضور او در میان انسان‌ها را فهمید. او آمده بود تا انسان را از بند بت‌ها آزاد کند، اما آزادی را فقط در شکستن بت سنگی خلاصه نکرد؛ انسان را از بتِ خودخواهی، قبیله‌گرایی، ثروت‌پرستی، قدرت‌طلبی و تحقیر دیگری نیز فراخواند.
و شاید مهم‌ترین درس زندگی او همین باشد: انسان می‌تواند در اوج قدرت، بی‌قدرت‌ترینِ خویش باشد و در اوج اقتدار، فروتن‌ترینِ مردم. می‌تواند فرمان براند، اما تحقیر نکند؛ ببخشد، اما ضعف نشان ندهد؛ بجنگد، اما از عدالت عبور نکند؛ پیروز شود، اما انتقام را جای عدالت ننشاند.
محمد(ص) فقط پیام‌آور یک کتاب نبود؛ پیام‌آور یک کیفیت انسانی بود. قرآن را فقط بر زبان مردم جاری نکرد؛ بخشی از آن را در رفتار خویش به نمایش گذاشت. از همین رو، علی(ع) او را الگویی کافی برای انسان می‌داند؛ الگویی که شناختش فقط برای ستایش نیست، برای ساختن خویشتن است.
بیست‌وهشتم صفر، بنابراین، می‌تواند بیش از یک روز سوگ باشد؛ می‌تواند روز بازخوانی یک سؤال باشد: اگر محمد(ص) امروز در میان ما بود، از رفتار ما با ضعیف‌ترها، از شیوه سخن گفتنمان با مخالفان، از نگاه‌مان به فقیر، کودک، سالخورده، بیگانه و حتی خطاکار چه می‌دید؟
شاید بزرگ‌ترین ادای احترام به پیامبر، بلندتر کردن صدای ستایش او نباشد؛ شبیه‌تر شدن به اخلاق اوست.
محمد(ص) از میان ما رفت، اما معیار انسان‌بودن را با خود نبرد.
او رفت؛ و پرسش او برای همیشه ماند:
با انسانی که خدا به تو سپرده است، چگونه رفتار می‌کنی؟
این شاید یکی از دقیق‌ترین راه‌های شناخت پیامبری باشد که مأموریتش، پیش از هر چیز، ساختن انسان بود.


سرویس: فرهنگی
کلید واژگان: پیامبر اکرم / پیامبر اکرم(ص) / پیامبر رحمت / 28 صفر / سیره نبوی / محمد مصطفی / اخلاق نبوی