دونالد ترامپ در 31 ژوئیه 2026 (9/5/1405)، جلسهای برای بررسی گزینههای متقابل آمریکا در رویارویی با ایران، با اعضای کابینه خود در کمپ دیوید برگزار کرد. هر چند بیانیه نهایی این جلسه منتشر نشد، ولی اظهارنظرهای گوناگون پیرامون آن صورت گرفت که تا حدودی از کشمکش دو دیدگاه درخصوص چگونگی مدیریت جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده علیه ایران در کابینه ترامپ سخن میگویند.
نورنیوز-گروه بین الملل: کلا ًدر این تجاوز، ما با دوگانههای گوناگونی روبرو هستیم. دوگانههای متعدد ونس و روبیو، دوگانه دموکراتها و جمهوریخواهان، دوگانه راه حل نظامی و
راه حل سیاسی، دوگانه اسرائیل و آمریکا، دوگانه همسایگان عرب و غیرعرب ایران، دوگانه چشماندازهای کوتاه مدت و بلند مدت و دوگانههای دیگری که به شخصیتها، نهادها و روشهای مربوط به تجاوز مطرحاند. چگونه میتوان دوگانهها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ پاسخ این پرسش مهم و کلیدی را باید در «شناسایی دوگانهها»، «ماهیت آنها» و از همه مهمتر «واقعیت کلان و استراتژیک ما در این دوگانهها» جستجو کرد.
تجاوز به ایران، مشحون از دوگانهها در ایالات متحده میباشد. برجستهترین آنها دوگانه روبیو وزیر امور خارجه و ونس معاون رئیس جمهور آمریکا است. هر دو، عضو کابینه ترامپ و در مجموعه محافظهکاران قرار دارند. اما در ائتلاف محافظهکارانی که ترامپ را به قدرت رساندند، اردوگاههای مختلفی وجود دارد. اردوگاهی، «آمریکا اول» است و اردوگاهی، «اسرئیل اول»؛ ونس و روبیو نیز دوگانه ساز خبرساز این تنشاند.
به نظر میرسد ونس، در بیولوژی گسترش عملیات نظامی علیه ایران، درپی محدود کردن دامنه عملیات نظامی است و باید این دوگانه، با دوگانه پرتنش دموکراتها و جمهوریخواهان مورد بررسی قرار گیرد. جمهوریخواهان، پشت ترامپ در تجاوز به ایران قرار گرفته و از او حمایت میکنند. در سنای آمریکا آخرین باری که در مورد جنگ در ۳۰ ژوئیه (۸/۵/۱۴۰۵) رأیگیری شد و دموکراتها در صدد بودند اختیارات رئیس جمهور را محدود کنند، با رای ۴۹ به ۵۰ جمهوریخواهان مانع تصویب قانون محدودیت اختیارات رئیس جمهور شدند.
دوگانه دیگر، در درون جامعه آمریکا درخصوص تجاوز به میهن ما وجود دارد. حدود سه چهارم جامعه آمریکا براساس آخرین نظرسنجیها جنگ را غیرضروری میبینند و فقط ۲۵ درصد از جنگ حمایت میکنند.در کنار این دوگانههای داخل آمریکا، دوگانههای خارج از آمریکا هم حائز اهمیتاند که عمدهترین آن، دوگانه رژیم صهیونیستی و آمریکا و در سطح تقلیل یافتهای دوگانه ترامپ و نتانیاهوست.
براساس گزارشهای رسانهای، ترامپ، سرخورده و خسته درپی اتمام جنگ و اعلام پیروزی است، اما نتانیاهو در پی طوفانی شدن جنگ و ترغیب آمریکا به افزایش فشارهای نظامی بر ایران مخصوصاً بمباران زیرساختهای انرژی ایران میباشد. در درون رژیم اسرائیل نیز دوگانههایی وجود دارد.در منطقه نیز دوگانهسازیهایی در خصوص جنگ و تجاوز به ایران وجود دارد. دوگانه همسایگان عرب و مواضع و رفتار آنها و همسایگان غیرعرب. حتی در درون دنیای عرب و همسایگان عرب ایران دوگانهسازیهای متعددی به چشم میخورد.
ماهیت این دوگانهها و دوگانهسازیها با یکدیگر متفاوت است. انگیزههای فردی و گره خوردگی سرشت و سرنوشت انتخاباتی با موضعگیری و عملکرد در مورد تجاوز تا حدودی روشن کننده تفاوتهاست. تنشهای حزبی و جناحی نیز جدی و قابل عنایتاند. اتخاذ روشهای گوناگون و دعوا بر سر نوع سیاستگذاری نیز در شناخت این دوگانهها باید مدنظر قرار گیرند. در مواردی منازعه در این دوگانگیها جنبه اداری و سازمانی دارد. برخی از این دوگانهها مصنوعی بوده و بخشی نیز کارزارهای روانی و تقسیم کار حساب شده بنظر میرسند.
اما ماورای همه این دوگانگی های واقعی و مصنوعی، با هر انگیزه و تحرک، چندین واقعیت استراتژیک وجود دارد که توجه به آنها از نظر علمی و عملی حائز اهمیت میباشد. واقعیت اول آنکه، مخرج مشترک دوگانگیهای موجود در بین دشمنان، تضعیف همهجانبه، تدریجی و درازمدت ایران است. تضعیف قدرت ایران، سیاستی طولانی مدت بوده و نه تنها آرزوی استراتژیک از گذشتههای دور، بلکه کلان مفهوم تحرکات رنگارنگ علیه سرزمین ماست. تضعیف استراتژیک ایران، ریشه در رقابتها و کشمکشهای جدی داشته و ستون طراحیها و اقدامات گوناگون نظامی، اقتصادی، اجتماعی و روانی علیه ایران میباشد.
واقعیت دوم آنکه دوگانگیها عمدتاً بین افراد و سیاستمداران و تصمیمگیران به چشم میخورد، اما در ورای این افراد، سیستمها و نظامها قرار دارند. نمیتوان نقش تنشهای ساختاری را نادیده گرفت. مجموعه غرب با همه تنوع درونی خود، به عنوان یک نظام، چالشهای جدّی با ایران و قدرت آن دارد.
واقعیت سوم آنکه جنگ و تجاوز علیه ایران صرفاً در قالبهای فردی، جناحی، سازمانی و حتی ملی نمیگنجند. این تجاوز دارای اثرات عمیق منطقهای و جهانی است. آینده کنش و واکنشهای بینالمللی با ماهیت این جنگ پیوند خورده و راهاندازی اجماعهای منطقهای و بینالمللی از این نظر حائز اهمیت است. هرچه هست، دوگانههای مربوط به جنگ را باید شناخت و ماهیت آنها را ارزیابی نمود. اما واقعیتهای استراتژیک فراتر از این دوگانگیها قرار دارند. دشمنان در پی تضعیف قدرت ایران هستند و وظیفه همه ما حفظ و افزایش قدرت ایران به هر وسیله و از هر جهت و با استفاده از همه امکانات است.