نورنیوز https://nournews.ir/n/335837
کد خبر: 335837
11 مرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند،

بازگشت چین به صدر تهدیدها؛ اتفاق یا اعتراف؟


بازگشت ناگهانی آمریکا به ادبیات تهدید علیه چین، تنها یک تغییر لحن دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بازتعریف راهبرد واشنگتن پس از تحولات غرب آسیا، ناکامی در مهار ایران و تلاش برای احیای سیاست بحران‌سازی در مقیاس جهانی است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: شتاب تحولات غرب آسیا، استمرار جنگ‌افروزی و اقدامات تروریستی محور آمریکایی ـ صهیونیستی، همراه با نقش‌آفرینی برخی دولت‌های عربی و در مقابل، ابتکار عمل‌های دفاعی و سیاسی ایران، کانون توجه افکار عمومی جهان را به خود معطوف کرده است. با این حال، در میانه این تحولات، اظهارات ناگهانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره چین، پرسش‌های مهمی را برانگیخت. او در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز هشدار داد که هرگونه رویارویی اقتصادی یا نظامی میان واشنگتن و پکن، پیامدهایی گسترده برای دو کشور و اقتصاد جهانی خواهد داشت و مدیریت رقابت با چین را بزرگ‌ترین چالش سیاست خارجی آمریکا خواند.
این چرخش آشکار در ادبیات مقامات آمریکایی، در حالی رخ می‌دهد که طی ماه‌های گذشته، کاخ سفید از کاهش تنش با پکن سخن می‌گفت و حتی بر توسعه مناسبات اقتصادی و سیاسی تأکید داشت. از همین رو، بازگشت دوباره چین به صدر ادبیات تهدیدمحور واشنگتن را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری مقطعی دانست؛ بلکه باید آن را نشانه‌ای از بازگشت آمریکا به راهبرد سنتی بحران‌آفرینی و تلاش برای بازتعریف اولویت‌های امنیتی خود ارزیابی کرد.

از اعتراف ناخواسته روبیو تا تغییر اولویت‌های واشنگتن

از زمان جنگ اخیر غرب آسیا، مقامات آمریکایی همواره ایران را مهم‌ترین تهدید علیه منافع خود معرفی کرده و برای مهار آن، از ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و ائتلاف‌سازی بهره گرفته‌اند. با این حال، مجموعه تحولات میدانی، دیپلماتیک و رسانه‌ای نشان داد که این راهبرد به اهداف مورد انتظار واشنگتن نرسیده است.
در چنین شرایطی، برجسته‌سازی دوباره «تهدید چین» می‌تواند تلاشی برای تغییر دستور کار افکار عمومی و کمرنگ کردن پیامدهای ناکامی‌های آمریکا در غرب آسیا باشد. این تغییر لحن، بیش از آنکه ناشی از تحولی واقعی در روابط واشنگتن و پکن باشد، بازتاب نیاز آمریکا به بازسازی روایت راهبردی خود و خروج از فشارهای ناشی از تحولات منطقه‌ای است.

دوگانگی رفتاری آمریکا؛ از دعوت به تعامل تا بازگشت به تقابل

اظهارات روبیو، با مواضع پیشین دولت آمریکا درباره توسعه روابط با چین همخوانی ندارد. طی ماه‌های گذشته، مقامات کاخ سفید از ضرورت مدیریت اختلافات و گسترش همکاری‌های اقتصادی سخن می‌گفتند، اما اکنون همان دولت، بار دیگر ادبیات تهدید و تقابل را در پیش گرفته است.
این نوسان رفتاری، بار دیگر نشان می‌دهد که سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه بر اعتمادسازی استوار باشد، تابع ملاحظات مقطعی و اهداف سلطه‌جویانه است. تجربه‌های سال‌های اخیر نیز گواه آن است که واشنگتن، هر زمان اقتضا کند، از مذاکره به فشار، از تعامل به تحریم و از همکاری به تقابل تغییر مسیر می‌دهد. از این منظر، رفتار آمریکا هشداری برای کشورهایی است که همچنان آینده مناسبات خود را بر پایه وعده‌های متغیر واشنگتن تنظیم می‌کنند.

رقابت با چین؛ موتور محرک بحران‌سازی جهانی

راهبرد امنیت ملی آمریکا همچنان چین را مهم‌ترین رقیب راهبردی و تهدید بلندمدت خود معرفی می‌کند. از همین زاویه، بسیاری از تحولات سال‌های اخیر را می‌توان اجزای یک راهبرد کلان برای مهار قدرت‌های نوظهور دانست؛ از استمرار جنگ اوکراین و گسترش دامنه تنش‌ها در قفقاز گرفته تا افزایش حضور نظامی در شرق آسیا، تشویق ژاپن و کره جنوبی به همکاری‌های امنیتی، اعمال تعرفه‌های اقتصادی علیه چین و فشار بر شرکای تجاری پکن.
همزمان، گسترش همکاری میان ایران، چین، روسیه و سازوکارهایی همچون بریکس و سازمان همکاری شانگهای، معادلات مورد نظر واشنگتن را با چالش روبه‌رو کرده است. از این منظر، بازگشت دوباره ادبیات ضدچینی در سخنان روبیو را می‌توان نشانه آشکار تداوم همان رقابت وجودی دانست؛ رقابتی که آمریکا می‌کوشد آن را در ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی دنبال کند.

نظم نوین؛ ضرورتی فراتر از یک انتخاب

تحولات اخیر بار دیگر نشان می‌دهد که جهان در آستانه گذار به نظمی چندقطبی قرار گرفته و استمرار یک‌جانبه‌گرایی آمریکا با مقاومت فزاینده قدرت‌های مستقل روبه‌رو شده است. در این میان، همگرایی میان بازیگران تأثیرگذاری همچون ایران، چین، روسیه، بریکس و سازمان همکاری شانگهای، بیش از هر زمان دیگری به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است.
واقعیت آن است که تجربه سال‌های اخیر نشان داده آمریکا در بزنگاه‌های حساس، بیش از هر چیز به حفظ برتری و بازتولید ساختار سلطه می‌اندیشد و تغییر لحن یا ادعای گفت‌وگو، تاکتیکی موقت در مسیر همان راهبرد کلان است. در مقابل، تحولات غرب آسیا ونقش‌آفرینی ایران در معادلات منطقه‌ای، نشان داده است که امنیت بومی، همکاری‌های منطقه‌ای و مقاومت در برابر یک‌جانبه‌گرایی می‌تواند موازنه قدرت را دگرگون سازد.
از همین رو، سخنان روبیو را باید نه صرفاً هشداری درباره چین، بلکه اعترافی غیرمستقیم به نگرانی واشنگتن از شکل‌گیری نظمی نوین دانست؛ نظمی که با اتکا بر همکاری قدرت‌های مستقل، در حال تغییر تدریجی ساختار نظام بین‌الملل است.


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / چین / بریکس / غرب آسیا / مارکو روبیو / نظم_نوین_جهانی / سازمان_همکاری_شانگهای