نورنیوز https://nournews.ir/n/335832
کد خبر: 335832
11 مرداد 1405
نورنیوز دلایل تغییر تصمیم ترامپ را بررسی می‌کند

واقعیت‌هایی که ترامپ را از حمله به ایران منصرف کرد


ترامپ تصمیم خود را برای حمله به ایران به تعویق انداخت؛ اما آنچه این تعویق را رقم زد،صرفاً تماس یک متحد منطقه‌ای، توصیه یک فرمانده نظامی یا میانجیگری چند کشور نبود.آنچه بیش از همه بر تصمیم واشنگتن سایه انداخت، درک این واقعیت بود که ایران، هزینه هرگونه تجاوز را به سطحی ارتقا داده است که دیگر نمی‌توان آن را در چارچوب یک عملیات محدود یا یک نمایش قدرت مدیریت کرد.

نورنیوز- گروه سیاسی: برای چندمین بار ظرف ماه‌های اخیر، ترامپ از درشت‌گویی‌های تهدیدآمیز خود علیه ایران کوتاه آمد و با انتشار پیامی در فضای مجازی اعلام کرد که دستور توقف عملیات علیه ایران را صادر کرده است. او در این پیام ادعا کرد که بنا به درخواست ایران و برخی کشورهای منطقه و برای تامین امنیت انرژی جهان این تصمیم را گرفته است؛‌ ادعایی که برای تحلیل گران مسائل سیاسی چندان موجه نیست و بیشتر به یک جنگ روانی شباهت دارد.
واقعیت این است که منطقه طی روزهای اخیر، یکی از سنگین‌ترین عملیات‌های جنگ روانی را تجربه کرد. از هشدار سفارتخانه‌های آمریکا به شهروندان خود برای ترک برخی کشورهای منطقه گرفته تا افزایش جابه‌جایی‌های نظامی، آماده‌سازی پایگاه‌ها، تشدید فضاسازی رسانه‌ای و انتشار پی‌درپی گزارش‌هایی درباره «حمله قریب‌الوقوع» به ایران، همه چیز در خدمت القای این موضوع بود که واشنگتن در آستانه تصمیمی بزرگ قرار گرفته است. با این حال، ناگهان دونالد ترامپ اعلام کرد تصمیم خود را به تعویق انداخته است؛ تصمیمی که بسیاری از ناظران آن را به معنای عقب‌نشینی از گزینه‌ای می‌دانند که خود آمریکا طی روزهای گذشته آن را به سرخط رسانه‌های جریان اصلی در جهان تبدیل کرده بود.
از همان ساعات نخست لغو دستور عملیات، روایت‌های متعددی درباره علت این عقب‌نشینی منتشر شد. برخی از تماس ولیعهد عربستان با ترامپ و نگرانی ریاض از پیامدهای یک جنگ جدید منطقه‌ای سخن گفتند. گروهی اختلاف نظر در کاخ سفید، مخالفت برخی فرماندهان نظامی و حتی تردید چهره‌هایی مانند جی‌دی ونس را عامل اصلی این لغو دانستند. برخی دیگر کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، نگرانی از توان موشکی و فناوری‌های جدید ایران، فعال شدن جبهه‌های جدیدی از سوی جریان مقاومت، یا حتی کاهش نفوذ بنیامین نتانیاهو بر تصمیم‌سازی‌های واشنگتن را برجسته کردند. در کنار اینها، از نقش میانجیگرانی مانند قطر، پاکستان، مصر و ترکیه نیز سخن به میان آمد.
هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان به طور کامل نادیده گرفت. تصمیمات راهبردی در سطح قدرت‌های بزرگ، معمولاً محصول مجموعه‌ای از متغیرهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک هستند. اما در میان این همه روایت، یک متغیر قاطع، گویا و بسیار تعیین‌کننده کمتر مورد توجه قرار گرفت؛ متغیری که اتفاقاً بیش از همه به منطق بازدارندگی مربوط است: پیام روشن، یکپارچه و بدون ابهام جمهوری اسلامی ایران به تهدیدات.
در روزهایی که فضای رسانه‌ای جهان بر طبل جنگ می‌کوبید، تهران برخلاف انتظار برخی تحلیلگران، نه دچار آشفتگی در پیام شد و نه به ادبیات محض احساسی و هیجانی روی آورد. صدایی که از ایران منتشر شد، یک موضع واحد، منسجم و محاسبه‌شده بود؛ از فرماندهان عالی نظامی تا نهادهای امنیتی و دستگاه دیپلماسی، همه بر یک اصل مشترک تأکید کردند: هرگونه تجاوز، با پاسخی فراتر از محاسبات اولیه آمریکا مواجه خواهد شد و آغاز جنگ جدید، صرفاً یک اقدام نظامی علیه ایران نیست، بلکه «قمار با امنیت منطقه و حتی امنیت جهانی» است.
این همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیل‌ها غافلانه از کنار آن عبور کردند. بازدارندگی فقط به تعداد موشک‌ها یا حجم نیروهای نظامی وابسته نیست؛ بازدارندگی پیش از آنکه در میدان نبرد شکل بگیرد، در ذهن تصمیم‌گیرنده دشمن ساخته می‌شود. اگر طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که هزینه اقدام او قابل پیش‌بینی نیست و از کنترلش خارج خواهد شد، حتی در اوج آمادگی نظامی نیز ممکن است از فشردن ماشه صرف‌نظر کند.
شاید بتوان این وضعیت را «بازدارندگی از طریق اقناع ذهنی دشمن» نامید؛ یعنی واداشتن طرف مقابل به این باور که منافع احتمالی حمله، در برابر هزینه‌های قطعی آن ناچیز است. به نظر می‌رسد آنچه در تغییر تصمیم ترامپ تأثیر تعیین‌کننده داشت، بیش از هر چیز محصول همین معادله بود. ایران فقط از توان نظامی خود سخن نگفت، بلکه با صراحت اعلام کرد که در صورت هرگونه تجاوز، دامنه پاسخ محدود به صحنه اولیه درگیری نخواهد ماند و مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها، منافع و مراکز راهبردی مرتبط با تجاوز، در منطقه و فراتر از آن، در دایره پاسخ مشروع قرار خواهند گرفت.
نورنیوز به عنوان رسانه‌ای با دغدغه‌های امنیت بین‌الملل، هماهنگ با تصمیمات راهبردی نظام، روز گذشته در قالب یک توئیت صریح نوشت:«حمله آمریکا به زیرساخت‌های انرژی ایران،فقط جنگ با تهران نیست؛ قمار با امنیت انرژی جهان است. غوار عربستان، رأس لفار قطر، زاکوم امارات، لویاتان اسرائیل و ... همگی در آتش خواهند سوخت. اولین موشک، آغاز بحرانی است که هیچکس قادر به مهارش نخواهد بود.» علاوه بر این دست‌کم دو یادداشت تحلیلی درباب مخاطرات هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، در این رسانه منتشر شد که به صریح ترین شکل ممکن، ابعاد خطیر تصمیم به تجاوز را تشریح کرد. مجموعه پیام‌های سیاسی و نظامی و رسانه‌ای که از ایرانن مخابره شد، معادله‌ای را که شاید در اتاق‌های فکر واشنگتن «جنگی قابل مدیریت» تصور می‌شد، به سناریویی با پیامدهای نامعلوم اما بسیار خطرناک تبدیل کرد. به این ترتیب، متغیر بسیار جدی و بلکه تعیین‌کننده‌ای که تصمیم ترامپ را بی‌درنگ تغییر داد واکنش قاطع، یکپارچه و صریح ایران بود.
البته تعویق حمله به معنای پایان تهدید نیست. تجربه رفتار دولت ترامپ نشان داده است که جنگ روانی، تهدید نظامی و فشار سیاسی، اجزای یک راهبرد مستمر هستند و ممکن است در مقاطع مختلف با شدت و ضعف ادامه یابند. از این رو، هرگونه برداشت خوش‌بینانه از تعویق اخیر، می‌تواند به خطای محاسباتی منجر شود. اما در نقطه مقابل نیز نباید از یک واقعیت مهم غفلت کرد: این رخداد نشان داد که زبان قدرت، هنگامی که با انسجام سیاسی، اعتبار عملیاتی و اراده آشکار برای پاسخ همراه شود، قادر است حتی پرهزینه‌ترین گزینه‌ها را از روی میز رقیب کنار بزند. در این میان، تحرک هدفمند دستگاه دیپلماسی کشور برای انتقال سریع و صریح نظرات ایران به طرف‌های مؤثر در بحران بسیار مهم بود.
ترامپ تصمیم خود را به تعویق انداخت؛ اما آنچه این تعویق را رقم زد، صرفاً تماس یک متحد، توصیه یک فرمانده یا میانجیگری چند کشور نبود. آنچه بیش از همه بر تصمیم واشنگتن سایه انداخت، درک این واقعیت بود که ایران، هزینه هرگونه تجاوز را به سطحی ارتقا داده است که دیگر نمی‌توان آن را در چارچوب یک عملیات محدود یا یک نمایش قدرت مدیریت کرد.
ترامپ البته در یک پیام سرشار از ادعا گفته است که  ایالات متحده از نظر نظامی «کاملاً آماده» اقدام علیه ایران بوده، اما پس از آنکه ایران و شماری از کشورهای خاورمیانه خواستار خودداری واشنگتن از حمله شدند و بر سر «چارچوب‌های یک توافق» تفاهم اولیه حاصل شد، تصمیم گرفته است عملیات را متوقف کند. او در ادامه ادعاهایش گفته است که این چارچوب توافق، شامل بازگشایی فوری، کامل و بدون محدودیت تنگه هرمز و همچنین پایان دادن به آنچه او «تهدید هسته‌ای ایران» خواند، خواهد بود. ترامپ افزوده که با توجه به این درخواست، به منظور حفظ منافع آینده جهان و همچنین فراهم شدن زمینه برای «ایرانی موفق و مرفه»، با لغو حمله موافقت کرده است؛ البته به شرط آنکه مذاکرات در کوتاه‌ترین زمان ممکن به توافقی نهایی منجر شود.
خارج از این آرزواندیشی‌ها و جنگ روانی، چیزی که در تغییر تصمیم ترامپ نقش تعیین‌کننده داشته است موضع قاطعانه ایران در مقابله به مثل سهمگین با هرگونه تهدید است. ایران به درستی به ترامپ گوشزد کرد که هرگونه تعرض به زیرساخت‌ها و منابع انرژی ایران، در حکم قمار با امنیت انرژی منطقه و جهان است. این پیام صریح، بیش از هرعامل دیگری دستگاه محاسباتی واشنگتن را به برآوردهای قبلی‌اش ظنین کرد و زمینه تجدیدنظر را دست‌کم به طور موقت فراهم آورد.
 
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / نورنیوز / ترامپ / عربستان / سیاست خارجی / حمله آمریکا به ایران / امنیت منطقه / حمله آمریکا / جنگ روانی / دیپلماسی ایران / بازدارندگی ایران