دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، سفیر پیشین ایران در چین و معاون سابق وزارت صمت در نشستی تخصصی با بررسی الزامات توسعه مشارکت راهبردی تهران و پکن، بر ضرورت تغییر نگاه به چین، اجرای عملی سند همکاری 25 ساله، تقویت زیرساختهای مالی و ایجاد هماهنگی در ساختار تصمیمگیری تأکید کردند.
نورنیوز-گروه اقتصادی : نشست تخصصی «الزامات مشارکت راهبردی ایران و چین در پرتو تحولات منطقهای» به همت اندیشکده تینشیا و خانه اندیشه ورزان و با حضور دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، دکتر محمد کشاورززاده سفیر اسبق ایران در چین و دکتر علیرضا شاهمیرزایی معاون سابق تجارت و خدمات وزارت صمت برگزار شد.
دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی در این نشست با برشمردن الزامات شکلگیری و توسعه همکاری راهبردی میان ایران و چین، نخست بر ضرورت بازنگری در تصویر و برداشت موجود از چین تأکید کرد. ایشان افزود:
اولین الزام، تغییر رویکرد یا پارادایم سنتی ما نسبت به چین بر پایه تحولات جهانی و جایگاه نوین چین است. هنوز در ایران تصویری از چین داریم که بیشتر متعلق به سه دهه قبل است، در حالی که امروز چین یک قدرت بزرگ جهانی، بهویژه در حوزه اقتصاد است.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه، نحوه تعریف جایگاه چین در سیاست نگاه به شرق را دومین الزام دانست و گفت:
دومین الزام، اتخاذ رویکرد مناسب در چارچوب سیاست نگاه به شرق است. در این چارچوب، میتوان رویکردهای مختلفی به چین داشت؛ از تقابل با غرب و موازنهسازی تا نگاه تکمیلی و مستقل. نظر من رویکرد توازی است؛ یعنی به موازات روابط با غرب، یک ریل مشخص و مستقل برای روابط با شرق و بهویژه چین داشته باشیم.
ایشان همچنین با اشاره به تعدد ساختارهای درگیر در روابط ایران و چین، بر ضرورت هماهنگی و همافزایی میان نهادهای مسئول تأکید کرد:
سومین الزام، رفع تعدد و پراکندگی ساختاری در روابط با چین است. تعیین نماینده ویژه بهتنهایی مشکل را حل نمیکند و اگر صرفاً یک ساختار دیگر به ساختارهای موجود اضافه شود، مسئله باقی میماند. بیش از نهادسازی، به وحدت ساختاری، هماهنگی و همافزایی نیاز داریم.
استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی، اختصاص جایگاهی مشخص و پایدار به چین در سیاست خارجی کشور را یکی دیگر از الزامات این مسیر دانست و افزود:
چهارمین الزام این است که فارغ از اینکه نوع روابط ما با غرب چه باشد، باید سهمی مشخص از سبد روابط خارجی سیاسی، اقتصادی و فناوری کشور به چین اختصاص دهیم و این رابطه نباید از سر اضطرار باشد. اگر به یک قدرت بزرگ جهانی به عنوان زاپاس نگاه کنیم، آن کشور هم اهمیت لازم را به ما نخواهد داد.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه بر ضرورت تعریف شراکت راهبردی بر مبنای منافع مشترک تأکید کرد:
پنجمین الزام این است که شراکت راهبردی باید بر اساس منافع مشترک تعریف شود، نه صرفاً مواجهه با تهدیدهای مشترک. اگر مشارکت را فقط بر تهدید مشترک بنا کنیم، طبیعتاً ناپایدار خواهد بود. همچنین نباید چین را در موقعیتی قرار دهیم که مجبور شود میان ایران و دیگر کشورها یکی را انتخاب کند.
وی همچنین درباره نحوه تعریف حوزههای همکاری تهران و پکن گفت:
ششمین الزام این است که باید حوزههای همکاری با چین را در راستای ابتکارات راهبردی این کشور تعریف کنیم؛ نه به معنای وابستگی یا دنبالهروی، بلکه برای یافتن نقاط تلاقی منافع. در کنار آن، برای سند همکاری جامع ۲۵ ساله به یک نقشه راه و برنامه اقدام جامع با پروژههای مشخص نیاز داریم و باید از پروژهمحوری به برنامهمحوری برسیم.
دهقانی فیروزآبادی توسعه مرحلهای روابط و تعیین حوزههای پیشران را نیز ضروری دانست:
هفتمین الزام این است که توسعه روابط باید مرحلهای و گامبهگام باشد و حوزهها و پروژههای پیشران اولویتبندی شوند؛ حوزههایی مانند هوش مصنوعی، انرژی، فناوری و ترانزیت که بتوانند مانند لوکوموتیو، مجموعهای از همکاریهای دیگر را به دنبال خود بکشند.
وی در ادامه، بر لزوم شکلگیری اجماع داخلی درباره روابط با چین تأکید کرد و گفت:
هشتمین الزام، وحدت گفتمانی درباره ضرورت و نیت مشارکت راهبردی با چین است. اینکه با تغییر دولتها راهبرد ما در برابر چین تغییر کند و پروژهها متوقف شوند، بسیار آسیبزاست. در کنار آن، باید تقسیم کار ملی، تعریف مأموریت دستگاهها، نظارت، پایش و پیگیری وجود داشته باشد.
دهقانی فیروزآبادی در پایان این بخش، واقعبینی در شناخت سیاست خارجی چین و تنظیم سطح انتظارات از پکن را نهمین الزام دانست:
نهمین الزام، داشتن نگاهی واقعبینانه به چین و تنظیم انتظارات متناسب با سطح روابط است. سیاست چین بیشتر موازنهگری و بیطرفی مثبت است و بعید است مستقیماً در یک رویارویی طرف ما را بگیرد. قدرتهای بزرگ بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند.
دکتر محمد کشاورززاده نیز در این نشست با تأکید بر ماهیت عملگرایانه روابط تهران و پکن، روابط دو کشور را مبتنی بر منافع مشترک در بستر تحولات نظام بینالملل توصیف کرد.
روابط ایران و چین در بستر تقابل با یکجانبهگرایی آمریکا، ماهیت عملگرایانه دارد و مبتنی بر منافع مشترک است. ما ائتلاف ایدئولوژیک با چینیها نداریم و تفاوتهای ایدئولوژیک هم داریم، اما در تحولات نظام بینالملل میتوانیم منافع متقابلمان را مدیریت کنیم.
کشاورززاده با اشاره به مسئله اعتماد در روابط دو کشور افزود:
چینیها هنوز به ما اعتماد کامل ندارند. به ما گفتهاند شما از ما به عنوان ابزاری علیه آمریکا استفاده میکنید؛ هر جا میخواهید به آمریکا فشار بیاورید، مقداری با ما کار میکنید و وقتی فشار کم میشود دوباره به آن سمت میروید. ما باید این اعتماد سیاسی را در طرف چینی ایجاد کنیم.
ایشان در ادامه، عملیاتیسازی توافق بلندمدت دو کشور و یافتن راهکارهایی برای عبور از موانع مالی و بانکی را ضروری دانست:
ما توافق بلندمدت با چینیها داریم که باید آن را عملیاتی کنیم؛ در حوزه حملونقل، انرژی و صنایع پیشرفته. موانع بانکی و مالی داریم و باید از ارزهای محلی و ابتکارات خاص استفاده کنیم. ما در شرایط عادی قرار نداریم و با حرکتهای متعارف نمیتوانیم روابط اقتصادیمان را در شرایط تحریم جلو ببریم
سفیر پیشین ایران در چین همچنین بر ضرورت اطلاعرسانی و هماهنگی مستمر با پکن درباره تحولات منطقهای و مذاکرات ایران تأکید کرد:
باید چینیها را از اتفاقاتی که در منطقه میافتد و مذاکراتی که با آمریکا یا کشورهای منطقه داریم مطلع کنیم. باید آنها را مطمئن کنیم که ایران دنبال دور زدن چین نیست و در هر شرایطی روابط ایران و چین ادامه خواهد داشت. در موضوعاتی مثل امنیت خلیج فارس، افغانستان، عراق، لبنان و سوریه هم باید با چینیها هماهنگ باشیم و به نظراتشان توجه کنیم.
کشاورززاده در بخش دیگری از سخنان خود به ظرفیتهای ترانزیتی ایران و ابتکار کمربند و جاده پرداخت و گفت:
ما در بحث کمربند و جاده واقعاً کار عمدهای نکردهایم و باید از موقعیت ترانزیتی ایران بیشتر استفاده کنیم. در شرایط فعلی، حملونقل زمینی ما نیازمند تقویت جدی است و باید یک ناوگان زمینی قوی برای حملونقل ترکیبی ایجاد کنیم.
وی همچنین پراکندگی مراکز تصمیمگیری را یکی از مشکلات روابط ایران و چین عنوان کرد:
روابط ایران و چین با روابط ایران با هر کشور دیگری فرق دارد و به همین خاطر مکانیزم عالی روابط ایجاد شد تا روابط در تمام زمینهها یکجا مدیریت شود. اما روابط ما با چین متأسفانه بسیار پراکنده است. تعدد مراکز تصمیمگیری و مشخص نبودن اینکه چه کسی مسئول اصلی این مکانیزم است، حتی برای طرف چینی هم باید روشن شود
کشاورززاده در ادامه به اهمیت محرمانگی در مذاکرات با طرف چینی اشاره کرد:
چینیها به محرمانگی خیلی اعتقاد دارند، اما ما در ایران آن را رعایت نمیکنیم. در مذاکرات برنامه ۲۵ ساله، اعلام علنی مذاکرات از طرف ایران چینیها را بسیار ناراحت کرد و چندین بار به من گفتند: اصلاً با شما نمیشود کار کرد؛ محرمانه بحث میکنیم و شما ناگهان آن را اعلام میکنید
وی همچنین تأکید کرد که توسعه روابط با چین نیازمند کار کارشناسی مستمر و جدی است:
در روابط با چین باید کار کارشناسی جدی انجام شود. اینکه فکر کنیم با یک تلفن رئیسجمهور یا یک مقام، مشکلات حل میشود، اینگونه نیست. چینیها برای تصمیمگیری چند ماه کار کارشناسی میکنند و ما هم باید از سطوح کارشناسی کار را پیش ببریم.
کشاورززاده در پایان، با اشاره به امکان طراحی ابتکارات جدید برای افزایش نقش چین در مسائل منطقهای گفت:
در موضوع تنگه هرمز میتوانیم ابتکار داشته باشیم؛ برای مثال ایجاد یک کریدور سبز برای کشتیهای چینی که چین را در موضوعات منطقه درگیر کند و زمینه حمایت آن را نیز فراهم سازد.
دکتر علیرضا شاهمیرزایی نیز در این نشست، از منظر اقتصادی به الزامات توسعه روابط ایران و چین پرداخت و با اشاره به تجربه اقتصادی چین گفت:
اگر سیاست اقتصاد مقاومتی را مطرح میکنیم، مقاومتیترین اقتصاد دنیا اقتصاد چین است. نهتنها خود اقتصاد چین ضد وابستگی است، بلکه مدلی که برای همکاریهای بینالمللی اقتصادی مطرح میکند نیز در برابر هژمونی موجود قرار دارد
وی با تأکید بر اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران در شکلدهی به همکاریهای منطقهای افزود:
مزیت اصلی ما جغرافیای ماست. ائتلافی که میتواند بین ایران، چین و روسیه ایجاد شود، از نظر اقتصادی کاملاً معنادار است، اما ما تا به حال اساساً به آن ورود نکردهایم
شاهمیرزایی، زیرساختهای پولی و مالی را نقطه آغاز همکاری اقتصادی با چین دانست و گفت:
در هرگونه همکاری اقتصادی با چین، زیرساخت اصلی، مباحث پولی و مالی است. تحریم دقیقاً روی همین حوزه متمرکز شده و چینیها ابزارهایی ایجاد کردهاند که میتوان مستقل از تحریم این زیرساخت را شکل داد.
اما ما هنوز این کار را نکردهایم و حتی تعاملات مالی خود با چین را از طریق امارات و درهم انجام دادهایم.
وی همچنین با اشاره به ماهیت اقتصادی رویکرد چین در همکاریهای بینالمللی اظهار کرد:
اصل برای چینیها ایدئولوژیک نیست؛ چینیها اقتصادی با همه همکاری میکنند. حتی اگر جایی ورود امنیتی یا سیاسی داشته باشند، برای حمایت از منافع اقتصادیشان است. ما هم باید نیازها و همکاریهای خود را بر همین محور اقتصادی تعریف کنیم و از زیرساخت پولی و مالی شروع کنیم.
شاهمیرزایی در ادامه، ضعف روابط اقتصادی ایران و چین را مسئلهای فراتر از تحولات مقطعی و تغییر دولتها دانست:
ضعیف بودن سطح همکاری ما با چین ارتباطی به جنگ فعلی یا صرفاً به حضور جریانهای غربگرا در دولت ندارد. ما تقریباً در همه دورهها و در همه شرایط این ضعف را از خودمان نشان دادهایم. برای تنظیم روابط با چین، یک نگاه درازمدت، راهبردی و تغییر پارادایم لازم است.
دکتر شاه میرزایی در پایان بر ضرورت عبور از مباحث کلی و حرکت به سمت تعریف پروژههای مشخص و تقویت ظرفیت کارشناسی تأکید کرد:
باید از سطح مباحث ساختاری و ادبیات بسیار کلان عبور کنیم و مشخص کنیم دقیقاً چه همکاریهایی را میخواهیم شکل بدهیم. نقطه شروع میتواند لایههای پولی و مالی باشد و در کنار آن حوزههایی مثل وسایل نقلیه برقی و هوش مصنوعی نیز ظرفیت جدی همکاری دارند. برای عملیاتی شدن این پروژهها هم به عده و عُده کارشناسی بسیار بیشتری نیاز داریم.