رزمایش «سپر بحرین» با مشارکت اعضای شورای همکاری خلیج فارس در حالی برگزار میشود که وابستگی تسلیحاتی، اختلافات درونی و حضور آمریکا، پرسشهای جدی درباره کارآمدی امنیت غیربومی و آینده ثبات منطقه ایجاد کرده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: در میانه تداوم بحرانآفرینیهای قدرتهای فرامنطقهای و تلاش آمریکا برای تثبیت نظم صهیونیستی-آمریکایی در غرب آسیا، رزمایش «سپر بحرین» با مشارکت نیروهای مسلح کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل بحرین، عربستان سعودی، امارات، کویت، عمان و قطر برگزار شد؛ رزمایشی که اگرچه با تبلیغات رسانهای گسترده تلاش دارد تصویری از انسجام و توانمندی امنیتی این کشورها ارائه دهد، اما واقعیتهای میدانی پرسشهای جدی درباره میزان کارآمدی و استقلال آن مطرح میکند.
مهمترین چالش این رزمایش، فقدان مؤلفههای واقعی امنیتساز در ساختار دفاعی کشورهای شرکتکننده است؛ چرا که بخش عمده توان تسلیحاتی این کشورها وارداتی بوده و وابستگی عمیقی به پشتیبانی قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، دارند. امنیتی که بر تجهیزات اجارهای و حمایت بازیگران بیرونی استوار باشد، بیش از آنکه تضمینکننده ثبات باشد، میتواند نشانهای از آسیبپذیری راهبردی تلقی شود.
اتحاد روی کاغذ؛ اختلافات زیر پوست شورای همکاری
رزمایشهای نظامی زمانی میتوانند پیامآور قدرت بازدارنده باشند که بر پایه همگرایی واقعی سیاسی، امنیتی و راهبردی میان اعضا شکل گرفته باشند. این در حالی است که روابط میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس طی سالهای گذشته همواره با رقابتها و اختلافات جدی همراه بوده است.
تنشهای پیدا و پنهان میان عربستان و امارات در پروندههای منطقهای، رقابتهای گسترده میان دوحه و برخی اعضای شورا و تفاوت نگاه کشورهای عضو به تحولات منطقه، نشان میدهد که قرار دادن این کشورها در یک چارچوب امنیتی واحد، بیش از آنکه بازتاب یک اتحاد پایدار باشد، میتواند اقدامی نمادین و رسانهای برای نمایش همگرایی باشد.
امنیت منطقهای با عکسهای یادگاری و رزمایشهای نمایشی شکل نمیگیرد؛ بلکه نیازمند اعتماد متقابل، منافع مشترک و اراده مستقل سیاسی است. مؤلفههایی که بدون کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی، دستیافتنی نخواهد بود.
تسلیحات عاریهای و رؤیای امنیت وارداتی
رزمایش اخیر در شرایطی برگزار میشود که بخش مهمی از تجهیزات نظامی کشورهای شرکتکننده از سوی آمریکا و کشورهای غربی تأمین شده است. تجربه تاریخی نشان داده است که تکیه بر قدرتهای خارجی نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند، بلکه کشورهای منطقه را به ابزار اجرای سیاستهای دیگران تبدیل میسازد.
کشورهایی که سالها پایگاههای نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و حتی مسیرهایی برای تحرکات نظامی این کشور و رژیم صهیونیستی فراهم کردهاند، عملاً در معرض تبدیل شدن به بخشی از بحران امنیتی منطقه قرار گرفتهاند. تحولات جنگهای اخیر منطقه نیز نشان داد که حضور بازیگران فرامنطقهای و حمایت از رژیم صهیونیستی، یکی از اصلیترین عوامل بیثباتی در غرب آسیاست.
در چنین شرایطی، رزمایشی که نتواند مستقل از اراده قدرتهای خارجی تعریف شود، بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشد، بازتاب وابستگی امنیتی خواهد بود.
امنیت بومی؛ تنها مسیر ثبات پایدار در منطقه
واقعیت آن است که امنیت پایدار در خلیج فارس و غرب آسیا تنها از مسیر همکاری واقعی کشورهای منطقه و اتکا به ظرفیتهای بومی امکانپذیر است. جمهوری اسلامی ایران همواره بر ضرورت شکلگیری سازوکارهای امنیت منطقهمحور تأکید کرده و آمادگی خود را برای همکاری با کشورهای همسایه در این زمینه اعلام کرده است.
تحقق چنین الگویی نیازمند عبور کشورهای منطقه از توهم امنیتسازی آمریکا، کاهش حضور نظامی بیگانگان و جلوگیری از تبدیل شدن خاک و امکانات کشورهای منطقه به ابزار فشار علیه دیگر ملتهاست.
امروز تجربه تحولات منطقه بهروشنی نشان داده است که امنیت وارداتی، پایدار و قابل اتکا نیست. آنچه میتواند ثبات واقعی را تضمین کند، همکاری کشورهای منطقه، تقویت توانمندیهای بومی و شکلگیری ارادهای مستقل برای مقابله با عوامل ناامنی است.
جمهوری اسلامی ایران نیز در کنار تلاش برای حفظ امنیت ملی و منطقهای، تأکید کرده است که در برابر هرگونه تجاوز یا مشارکت در تجاوزگری، پاسخی قاطع خواهد داد؛ رویکردی که مدیریت هوشمندانه ایران بر تنگه هرمز را نیز میتوان در همین چارچوب، بخشی از مسئولیتپذیری امنیتی برای حفظ منافع ایران و ثبات کل منطقه دانست.