آمریکا سعی میکند بهزعم خود، معادلات منطقه را پس از دو جنگ اخیر که به نفع ایران و محور مقاومت رقم خورد، بر هم بزند. با این حال، پاسخ ایران و ورود یمن نشان داد محور مقاومت همچنان کارتهای متعددی برای اثرگذاری بر مناسبات قدرت در منطقه در اختیار دارد و دست آمریکا و متحدانش، برخلاف گذشته برای تحمیل اراده خود باز نیست.
نورنیوز-گروه سیاسی: اگر تحولات دو جنگ اخیر را بررسی کنیم، میبینیم در جنگ ۱۲روزه، نقش اصلی را رژیم صهیونیستی برعهده داشت و در جنگ ۴۰روزه، ایالات متحده آمریکا مستقیما وارد میدان شد. مبنای محاسبات طرف مقابل در هر دو جنگ بر دو گزاره استوار بود: نخست «ایران ضعیف» و دوم «منطقه پساایران». آنان تصور میکردند ایران به اندازهای تضعیف شده است که میتوانند نظم جدید منطقهای را بدون نقشآفرینی جمهوری اسلامی طراحی و تثبیت کنند.
این دو جنگ که با هدف ایجاد نظم جدید منطقهای آغاز شد، در نهایت نتیجهای متفاوت برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بههمراه داشت. آنان دریافتند که تغییر نظم منطقهای، برخلاف تصور اولیهشان نه ساده است و نه با یک عملیات نظامی کوتاهمدت محقق میشود. آنها تصور میکردند با یک عملیات به اصطلاح «تمیز» چیزی شبیه به ونزوئلا و با هزینهای محدود میتوانند معادلات منطقه را برای همیشه به سود خود تغییر دهند اما واقعیت میدان، خلاف این برآورد را نشان داد.
یکی از مهمترین مبانی محاسبات آنان، برداشت نادرست از ساختار محور مقاومت بود. آنان محور مقاومت را مجموعهای وابسته و کاملا تابع ایران تعریف میکردند و با استفاده از مفهوم «پروکسی» یا نیروهای نیابتی تصور میکردند اگر ایران تضعیف شود، سایر بازیگران این محور نیز بهصورت خودکار از هم فرو خواهند پاشید. بر همین اساس، راهبرد خود را طراحی کردند. اما پس از جنگ ۴۰روزه این برداشت دچار تغییر شد. آمریکا و رژیم صهیونیستی دریافتند رویارویی با ایران جنگی نیست که بتوان آن را به آسانی مدیریت یا خاتمه داد و اعضای مقاومت در عین هماهنگی با هم، استقلال و خلاقیت و اقتدار راهبردی دارند. به همین دلیل، آنها در دو هفته گذشته بهسمت آنچه از آن با عنوان «جنگ در منطقه خاکستری» یاد میشود حرکت کردند. یعنی مجموعهای از درگیریهای کنترل شده عمدتا متمرکز بر جنوب ایران که هدف آن، تضعیف تدریجی ایران و فراهم کردن زمینه تحقق همان نظم مطلوب منطقهایشان بوده است آن هم بدون دامن زدن به تنش شدید در بازار.
اما جوابهای قاطع افقی و عمقی ایران و متحدانش باز هم برای آمریکا مشخص کرد جنگ در منطقه خاکستری نمیتواند آنها را از شر گسترش درگیری در بعد جغرافیایی و کیفیت اهداف دور کند. ایران از یکسو، دامنه جنگ را بهصورت افقی توسعه یافته یا قابلیت توسعه سریع داد. یعنی میدان درگیری را از مرزهای اولیه فراتر برد و بازیگران و جغرافیاهای جدید وارد آن کرد و بهرغم تقلای آمریکا برای یک جنگ کنترل شده و محدود و مشغول نگهداشتن ما به جنگ در مرزهای جنوبی، ایران همچنان جوابهای منطقهای هوشمندانه داد و حتی متحدان ایران مانند مقاومت عراق از انتقام از یونان و قبرس بهخاطر همکاری با آمریکا یا حتی هشدار ایران به انگلستان و بلغارستان در مشارکت در حمله به ایران صحبت کردند.