نورنیوز https://nournews.ir/n/333132
کد خبر: 333132
3 مرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند

ترامپ چه گفت که تاریخ جنگ‌های آمریکا دوباره زنده شد؟


انتشار آمار تلفات جنگ‌های آمریکا از سوی ترامپ، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، اعترافی به کارنامه‌ای مملو از جنگ، شکست‌های راهبردی و هزینه‌های سنگین است؛ مسیری که در تقابل با ایران نیز نشانه‌های تکرار آن آشکار شده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در میانه استمرار تقابل نظامی آمریکا با ایران، دونالد ترامپ در اقدامی تأمل‌برانگیز، به جای پاسخ‌گویی به انتقادهای گسترده درباره چرایی ورود واشنگتن به این رویارویی، آماری از تلفات جنگ‌های تاریخ معاصر آمریکا منتشر کرد. او در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» و همزمان با برگزاری جلسه استماع کنگره، مدت زمان و شمار کشته‌های نظامیان آمریکایی در جنگ‌های افغانستان، عراق، ویتنام، کره، ونزوئلا و درگیری کنونی با ایران را با یکدیگر مقایسه کرد. ترامپ مدعی شد که در چهار ماه درگیری با ایران، تنها ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شده‌اند.
این روایت آماری، اگرچه در ظاهر تلاشی برای کاهش فشارهای سیاسی داخلی و پاسخ به منتقدان جنگ تلقی می‌شود، اما در واقع اعترافی ناخواسته به واقعیتی بزرگ‌تر است؛ واقعیتی که از ماهیت جنگ‌طلبانه سیاست خارجی آمریکا، هزینه‌های سنگین نظامی و ناکامی این کشور در تحقق اهداف راهبردی خود پرده برمی‌دارد. حتی استفاده هدفمند از عبارت «تنش نظامی» به جای «جنگ با ایران» نیز تغییری در این واقعیت ایجاد نمی‌کند.

کارنامه‌ای آکنده از جنگ و ناامنی

مرور آمارهای ارائه‌شده از سوی ترامپ، تصویری روشن از سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم ترسیم می‌کند. از کره و ویتنام تا افغانستان، عراق و اکنون ایران، آمریکا تقریباً هیچ دوره‌ای را بدون حضور در جنگ یا مداخله نظامی پشت سر نگذاشته است. اگر بحران موشکی کوبا، جنگ‌های بالکان، لیبی، سوریه، اوکراین و ده‌ها عملیات نظامی مستقیم یا تحت پوشش ناتو نیز به این فهرست افزوده شود، ابعاد این کارنامه آشکارتر خواهد شد.
با این حال، آنچه در روایت ترامپ غایب است، سرنوشت میلیون‌ها انسانی است که قربانی این جنگ‌ها شده‌اند. او تنها از تلفات آمریکایی سخن می‌گوید و هیچ اشاره‌ای به کشته‌شدگان غیرنظامی، آوارگی میلیون‌ها نفر، تخریب زیرساخت‌ها، فجایع انسانی و پیامدهای زیست‌محیطی این جنگ‌ها ندارد. این رویکرد، بازتاب همان نگاه خودبرترپندارانه‌ای است که جان دیگر ملت‌ها را فاقد اهمیت می‌داند. از همین منظر، آمارهای مورد استناد ترامپ بیش از آنکه نشانه اقتدار آمریکا باشد، سندی بر نقش این کشور در گسترش بی‌ثباتی و بحران‌های جهانی است؛ نقشی که به جای ادعای رهبری صلح، مستلزم پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی جهان است.

اعتراف ناخواسته به ناکامی راهبردی

وجه دیگر سخنان ترامپ، اعترافی است که شاید خود نیز تمایلی به بیان آن نداشته باشد. او با انتقاد از رؤسای جمهور و فرماندهان پیشین آمریکا، در واقع به این حقیقت اذعان می‌کند که ایالات متحده، با وجود برخورداری از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی، ائتلاف‌های گسترده و صرف هزاران میلیارد دلار، در هیچ‌یک از جنگ‌های بزرگ خود به پیروزی پایدار دست نیافته است.
کره، ویتنام، عراق و افغانستان هر یک به نمادی از شکست راهبردی آمریکا تبدیل شدند؛ جنگ‌هایی که پایان آن‌ها نه تثبیت نفوذ واشنگتن، بلکه عقب‌نشینی، فرسایش و ترک میدان بود. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که قدرت نظامی، بدون مشروعیت سیاسی و پذیرش مردمی، قادر به تحمیل اراده بر ملت‌ها نیست. مقاومت ملت‌ها در برابر مداخله خارجی، بارها معادلات آمریکا را بر هم زده و ادعای «ارتش شکست‌ناپذیر» را به چالش کشیده است.
در مقابل، کشورهایی که در مدار سیاست‌های واشنگتن حرکت کرده‌اند نیز از پیامدهای این وابستگی مصون نمانده‌اند. فشارهای اقتصادی، سیاست‌های تعرفه‌ای و تحمیل هزینه‌های امنیتی به متحدان اروپایی، نشان می‌دهد که حتی نزدیک‌ترین شرکای آمریکا نیز از رویکرد یکجانبه‌گرایانه این کشور آسیب دیده‌اند.

ایران؛ آزمونی که گذشته را تکرار می‌کند

ترامپ می‌کوشد با برجسته‌سازی آمار تلفات و تغییر ادبیات رسانه‌ای، تصویری کنترل‌شده از روند جنگ ارائه دهد، اما تحولات میدانی و گزارش‌های منتشرشده، روایت دیگری را بازگو می‌کنند. نه فشارهای نظامی و نه ابزارهای دیپلماتیک تاکنون نتوانسته‌اند ایران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا وادار کنند و معادلات راهبردی منطقه همچنان با نقش‌آفرینی ایران تعریف می‌شود.
از سوی دیگر، گزارش‌های رسانه‌های غربی نیز با روایت رسمی کاخ سفید فاصله دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام آمریکایی از زخمی شدن بیش از ۵۰۰ نظامی آمریکا در جریان این درگیری خبر داده است؛ آماری که با روایت محدود ترامپ درباره تلفات انسانی همخوانی ندارد. همزمان، اظهارات شماری از مقام‌های پیشین آمریکا نیز از دشوارتر شدن شرایط حکایت دارد.
آنتونی بلینکن از شکست راهبردی سخن گفته و لئون پانتا، وزیر دفاع اسبق آمریکا، وضعیت کنونی را با تجربه پرهزینه جنگ ویتنام مقایسه کرده است. همچنین اذعان به هزینه‌های ده‌ها میلیارد دلاری جنگ، در کنار تداوم توان موشکی و پهپادی ایران، این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا واشنگتن بار دیگر در حال تکرار همان مسیر پرهزینه و شکست‌خورده گذشته نیست؟
اگر تجربه جنگ‌های پیشین معیار قضاوت باشد، ادامه این روند نه به تثبیت موقعیت آمریکا، بلکه به تعمیق فرسایش راهبردی آن خواهد انجامید؛ مسیری که می‌تواند به کاهش نفوذ واشنگتن در منطقه، تقویت جایگاه ایران در معادلات ژئوپلیتیکی، تثبیت نقش راهبردی تهران در تنگه هرمز و شتاب گرفتن افول یکجانبه‌گرایی آمریکایی بینجامد.
 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: آمریکا / ترامپ / تنگه هرمز / خاورمیانه / جنگ آمریکا / جنگ ایران / سیاست جهانی