نورنیوز https://nournews.ir/n/332660
کد خبر: 332660
1 مرداد 1405
نورنیوز سیاست‌های رسمی و مدنی مادرید در حمایت از فلسطین را بررسی می‌کند

ستیز اسپانیا با اسراییل، از میدان سیاست تا زمین فوتبال


اسپانیا امروز مهم‌ترین استثنای غرب در مسئله فلسطین به شمار می‌رود؛ استثنایی که نه بر پایه شعار، بلکه بر اساس آمادگی برای پرداخت هزینه سیاسی شکل گرفته است. مسئله فلسطین از مرزهای سیاست رسمی این کشور عبور کرده و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شده است. مردان شاخص فوتبال اسپانیا، نمونه روشنی از این وضعیت به شمار می‌آید.

نورنیوز- گروه بین‌الملل: در میان کشورهای غربی، کمتر کشوری را می‌توان یافت که طی دو سال گذشته به اندازه اسپانیا حاضر شده باشد هزینه سیاسی، دیپلماتیک و حتی اقتصادی حمایت از فلسطین را بپردازد. در شرایطی که بخش مهمی از اروپا میان ملاحظات امنیتی، فشارهای آمریکا، حساسیت‌های داخلی و روابط راهبردی با اسرائیل گرفتار شده بود، مادرید مسیر متفاوتی را برگزید؛ مسیری که نه صرفاً محصول یک دولت چپ‌گرا، بلکه بازتاب مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، اجتماعی، حقوقی و ژئوپلیتیکی است.

سیاست رسمی دولت در حمایت از فلسطین

بسیاری از تحلیل‌ها، مواضع اسپانیا را صرفاً به شخصیت پدرو سانچز، نخست‌وزیر این کشور یا گرایش ائتلاف حاکم تقلیل می‌دهند، اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این است. آنچه امروز اسپانیا را به متفاوت‌ترین صدای غرب در دفاع از فلسطین تبدیل کرده، حاصل همگرایی دولت، افکار عمومی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، شوراهای شهری، احزاب سیاسی و بخش مهمی از جامعه مدنی شامل هنرمندان و ورزشکاران و حتی فعالان اقتصادی است؛ پدیده‌ای که در کمتر کشور اروپایی با چنین گستردگی مشاهده می‌شود.

پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، اسپانیا در ابتدا همانند بسیاری از کشورهای اروپایی حق اسرائیل برای دفاع از خود را به رسمیت شناخت؛ اما با گسترش دامنه عملیات نظامی صهیونیست‌ها، افزایش تلفات غیرنظامیان و تشدید بحران انسانی، لحن و سپس سیاست مادرید به‌تدریج تغییر کرد. نقطه عطف این تحول، به رسمیت شناختن رسمی دولت فلسطین در سال ۲۰۲۴ در کنار ایرلند و نروژ بود؛ اقدامی که پیام روشنی داشت: از نگاه اسپانیا، راه‌حل مسئله فلسطین نباید صرفاً یک شعار دیپلماتیک باقی بماند، بلکه باید به سیاست عملی تبدیل شود.

اما اهمیت اسپانیا تنها به این اقدام محدود نمی‌شود. دولت سانچز در ادامه، از پیگیری‌های حقوقی بین‌المللی علیه اسرائیل حمایت کرد، خواستار بازنگری در روابط اتحادیه اروپا با اسرائیل شد، محدودیت‌هایی بر همکاری‌های نظامی اعمال کرد و در مواضع رسمی خود، بارها بر ضرورت پاسخگویی اسرائیل در برابر حقوق بین‌الملل تأکید کرد. این مجموعه اقدامات نشان داد که مادرید حاضر است میان اصول اعلامی سیاست خارجی خود و هزینه‌های عملی آن، نوعی انسجام برقرار کند.  

طبیعتاً چنین رویکردی بدون هزینه نبود. روابط مادرید و تل‌آویو طی دو سال اخیر وارد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود شد. اسرائیل بارها مقامات اسپانیایی را به جانبداری، دشمنی و حتی دامن زدن به یهودستیزی متهم کرد. سطح روابط دیپلماتیک کاهش یافت، احضار سفرا و اعتراض‌های متقابل صورت گرفت و رسانه‌های نزدیک به دولت اسرائیل نیز حملات گسترده‌ای علیه دولت اسپانیا ترتیب دادند. با این حال، نکته قابل توجه آن بود که این فشارها نه تنها موجب عقب‌نشینی مادرید نشد، بلکه در مواردی حتی به تشدید انتقادات اسپانیا انجامید.

این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافت. در بحبوحه بحران‌های منطقه‌ای و افزایش فشارهای واشنگتن، دولت اسپانیا همچنان از مواضع خود درباره غزه، شهرک‌سازی و ضرورت رعایت حقوق بین‌الملل عقب‌نشینی نکرد و حتی در موضوعات مرتبط با تحولات منطقه، حاضر نشد صرفاً به دلیل همسویی با آمریکا از مواضع اعلامی خود فاصله بگیرد. همین مسئله، تنش‌هایی را میان مادرید و واشنگتن نیز به همراه آورد.

ریشه این وضعیت را باید در چند عامل جست‌وجو کرد. نخست، تجربه تاریخی اسپانیا از دیکتاتوری فرانکو و گذار به دموکراسی، که حساسیت ویژه‌ای نسبت به مفاهیمی چون حقوق بشر، اشغال، سرکوب و حق تعیین سرنوشت ایجاد کرده است. دوم، سنت نسبتاً مستقل سیاست خارجی اسپانیا در مقایسه با برخی قدرت‌های بزرگ اروپایی؛ سنتی که پیشتر نیز در مخالفت با جنگ عراق خود را نشان داده بود. سوم، جایگاه ژئوپلیتیکی این کشور در مدیترانه که آن را بیش از بسیاری از کشورهای شمال اروپا با تحولات خاورمیانه پیوند می‌دهد. و چهارم، حضور جریان‌های قدرتمند چپ، اتحادیه‌های کارگری و نهادهای مدنی که همواره مسئله فلسطین را در دستور کار خود نگه داشته‌اند.

البته نباید در تحلیل این رویکرد دچار اغراق شد. اسپانیا همچنان عضو ناتو، اتحادیه اروپا و بخشی از ساختار راهبردی غرب است و روابط اقتصادی، امنیتی و اطلاعاتی خود با آمریکا را حفظ کرده است. مادرید نه از بلوک غرب خارج شده و نه در پی تغییر بنیادین نظم امنیتی اروپا است. تفاوت اصلی آن در این است که تلاش می‌کند میان الزامات ائتلاف‌های غربی و اصول حقوق بین‌الملل نوعی توازن برقرار کند؛ توازنی که بسیاری از دولت‌های اروپایی در پرونده فلسطین از تحقق آن ناتوان بوده‌اند.

از این منظر، اهمیت اسپانیا بیش از آنکه در توان مادی یا نظامی این کشور باشد، در شکستن نوعی اجماع سیاسی در غرب نهفته است. تا پیش از این، تصور غالب آن بود که حمایت آشکار از حقوق فلسطینیان، الزاماً به انزوای سیاسی در اروپا منجر خواهد شد؛ اما تجربه مادرید نشان داد که می‌توان در عین عضویت در ناتو، حضور فعال در اتحادیه اروپا و حفظ روابط راهبردی با غرب، سیاستی مستقل‌تر درباره فلسطین اتخاذ کرد.

همراهی جامعه مدنی با رویکرد دولت

نکته مهم‌تر آن است که این سیاست صرفاً محصول تصمیمات دولت نیست. برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی که شکاف عمیقی میان دولت‌ها و افکار عمومی درباره فلسطین وجود دارد، در اسپانیا بخش قابل توجهی از جامعه از این رویکرد حمایت می‌کند. راهپیمایی‌های گسترده، فعالیت‌های دانشگاهی، مواضع شوراهای شهری، کمپین‌های مدنی و حضور پررنگ نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که مسئله فلسطین در این کشور صرفاً یک پرونده سیاست خارجی نیست، بلکه به بخشی از هویت اخلاقی و سیاسی جامعه تبدیل شده است.

شاید مهم‌ترین نشانه تمایز اسپانیا، آن باشد که مسئله فلسطین از مرزهای سیاست رسمی عبور کرده و به بخشی از فرهنگ عمومی این کشور تبدیل شده است. فوتبال، که مهم‌ترین سرمایه نمادین اسپانیاست، نمونه روشنی از این وضعیت به شمار می‌آید. در ماه‌های گذشته، لامین یامال، ستاره جوان فوتبال اسپانیا و بارسلونا، در جشن قهرمانی لالیگا با در دست گرفتن پرچم فلسطین، تصویری آفرید که به سرعت به یکی از نمادهای همبستگی با مردم غزه در فضای رسانه‌ای جهان تبدیل شد. این اقدام با واکنش‌های تند محافل نزدیک به اسرائیل روبه‌رو شد، اما نه خود یامال از موضعش عقب نشست و نه دولت اسپانیا حاضر شد او را مورد سرزنش قرار دهد؛ تا آنجا که پدرو سانچز در واکنش به این جنجال، تنها یادآوری کرد که «اسپانیا، فلسطین را به رسمیت شناخته است».

همین پیوند میان سیاست و جامعه را می‌توان در روزهای پس از قهرمانی اسپانیا در جام جهانی نیز مشاهده کرد. در حالی که بسیاری از ملت‌ها صرفاً موفقیت ورزشی اسپانیا را جشن می‌گرفتند، در غزه این پیروزی معنایی فراتر از فوتبال پیدا کرد. بسیاری از فلسطینیان، اسپانیا را نه فقط قهرمان جهان، بلکه کشوری می‌دانستند که در سخت‌ترین روزهای جنگ، صدای آنان را در اروپا خاموش نکرد. رسانه‌های بین‌المللی گزارش دادند که مردم غزه با وجود شرایط جنگی، پیروزی اسپانیا را جشن گرفتند و نام لامین یامال و مواضع دولت مادرید را نماد این همبستگی دانستند.

این همبستگی البته به فوتبال محدود نیست. در روزهای اخیر نیز مادرید بار دیگر شاهد مراسمی بود که دریک آرایش جمعی، شکلی شبیه نقشه فلسطین را به نمایش گذاشتند؛ حرکتی که ادامه سلسله اعتراضات مردمی، راهپیمایی‌ها و ابتکارهای مدنی چند سال گذشته در شهرهای مختلف اسپانیاست. استمرار این حضور خیابانی نشان می‌دهد که مسئله فلسطین در اسپانیا دیگر صرفاً یک موضوع در سیاست خارجی نیست، بلکه به بخشی از وجدان عمومی جامعه تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که به دولت نیز پشتوانه اجتماعی لازم برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی می‌بخشد.

بر این اساس، چه بسا شاخص‌ترین دستاورد اسپانیا همین باشد که نشان داد دفاع از حقوق بین‌الملل، مخالفت با مجازات جمعی غیرنظامیان و حمایت از تشکیل دولت فلسطین، الزاماً به معنای خروج از منظومه غرب نیست؛ بلکه می‌تواند تلاشی برای بازگرداندن همان ارزش‌هایی باشد که غرب سال‌ها مدعی دفاع از آنها بوده است. اینکه این تجربه تا چه اندازه بتواند به الگویی برای دیگر کشورهای اروپایی تبدیل شود، هنوز روشن نیست؛ اما بدون تردید، اسپانیا امروز مهم‌ترین استثنای غرب در مسئله فلسطین به شمار می‌رود؛ استثنایی که نه بر پایه شعار، بلکه بر اساس آمادگی برای پرداخت هزینه سیاسی شکل گرفته است.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: اسرائیل / غزه / فلسطین / اسپانیا / حمایت از فلسطین / راه حل دیپلماتیک / فوتبال اسپانیا / هزینه سیاسی / صدای متفاوت غرب / همراهی جامعه مدنی