نورنیوز https://nournews.ir/n/332593
کد خبر: 332593
31 تیر 1405
نورنیوز بررسی می‌کند

ترامپ چه رازی را با تهدید کلنگ فاش کرد؟


تهدید دوباره ترامپ علیه منطقه «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز، علاوه بر آشکار کردن استمرار سیاست فشار و ارعاب آمریکا، سکوت آژانس و کشورهای غربی در برابر تهدید تأسیسات هسته‌ای ایران را به نمادی از استانداردهای دوگانه بدل کرده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه منطقه موسوم به «کوه کلنگ» در نزدیکی مجتمع هسته‌ای نطنز، صرفاً یک موضع‌گیری رسانه‌ای یا اظهارنظر انتخاباتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از استمرار رویکردی است که طی سال‌های گذشته، با بی‌اعتنایی آشکار به حقوق بین‌الملل، اصل منع توسل به زور و قواعد حاکم بر امنیت هسته‌ای دنبال شده است. رئیس‌جمهور آمریکا در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است ایران سانتریفیوژهای خود را به این منطقه منتقل کرده باشد، اذعان کرد که واشنگتن هیچ اطلاعات مستندی در اختیار ندارد و تنها «اخبار جعلی» را شنیده است، اما همزمان تهدید کرد که در صورت لزوم آن منطقه را هدف حمله قرار خواهد داد. این تناقض آشکار، بار دیگر نشان می‌دهد که تهدید نظامی برای آمریکا نه بر پایه مستندات، بلکه ابزاری برای فشار سیاسی و جنگ روانی است.

تروریسم هسته‌ای؛ تهدیدی که مدعیان امنیت در برابر آن سکوت کرده‌اند

کوه کلنگ یا «کلنگ گزلا» در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای نطنز قرار دارد و تهدید مستقیم آن، صرف‌نظر از صحت یا نادرستی ادعاهای مطرح‌شده، مصداق تهدید علیه زیرساخت‌های هسته‌ای یک کشور عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. چنین تهدیدی نه‌تنها امنیت ایران، بلکه امنیت منطقه و حتی نظام جهانی منع اشاعه را هدف قرار می‌دهد.
با وجود این، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دولت‌هایی که طی دو دهه گذشته با ادعای دفاع از امنیت هسته‌ای، سخت‌ترین فشارها را علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اعمال کرده‌اند، در برابر این تهدید آشکار سکوت اختیار کرده‌اند. این سکوت، اعتبار نهادهای بین‌المللی را با پرسشی جدی مواجه می‌کند؛ چگونه نهادی که کوچک‌ترین فعالیت هسته‌ای ایران را با حساسیت دنبال می‌کند، در برابر تهدید آشکار به حمله علیه یک تأسیسات هسته‌ای هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد؟

راهبرد همزمان «تهدید و مذاکره»؛ تکرار یک سیاست شکست‌خورده

اظهارات ترامپ را باید در چارچوب راهبردی ارزیابی کرد که همزمان از «مذاکره» و «فشار نظامی» بهره می‌گیرد. از یک سو، رئیس‌جمهور آمریکا از آمادگی برای گفت‌وگو سخن می‌گوید و وزیر خارجه این کشور مدعی می‌شود که ایران برای مذاکره جدیت کافی ندارد؛ از سوی دیگر، تهدید به حمله، فشار نظامی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی همچنان ادامه دارد.
هدف این سیاست، ایجاد فشار روانی و وادار کردن ایران به پذیرش مذاکراتی است که نه بر پایه اصول حقوق بین‌الملل، بلکه بر اساس خواسته‌های یکجانبه واشنگتن شکل گیرد. تهدیدهای هسته‌ای، ادعاهای مربوط به حمله به زیرساخت‌ها و طرح دوباره موضوع ترور مقامات ایرانی را نیز باید اجزای همین راهبرد دانست؛ راهبردی که تلاش می‌کند با ایجاد هراس، ایران را به تغییر محاسبات راهبردی وادار کند.

پشت پرده تهدیدهای ترامپ؛ فرار از واقعیت‌های میدان

با وجود فضاسازی رسانه‌ای، واقعیت‌های میدانی تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. اعتراف تدریجی مقام‌های آمریکایی به تلفات و هزینه‌های جنگ، گزارش‌های منتشرشده درباره خسارت واردشده به پایگاه‌ها و منافع آمریکا، تأکید جمهوری اسلامی ایران بر پاسخ قاطع به هرگونه تجاوز، استمرار فشار بر مسیرهای راهبردی انرژی و ناکامی واشنگتن در تحقق اهداف اعلامی خود، همگی از شرایطی حکایت دارد که با روایت پیروزمندانه کاخ سفید فاصله‌ای جدی دارد.
در چنین فضایی، برجسته‌سازی تهدیدهایی مانند حمله به «کوه کلنگ» بیش از آنکه بیانگر برتری میدانی آمریکا باشد، تلاشی برای تغییر دستور کار افکار عمومی و پنهان کردن بن‌بست‌های راهبردی این کشور است. تجربه نشان داده است که هرگاه واشنگتن با دشواری‌های جدی در میدان مواجه شده، جنگ روانی و نمایش قدرت جایگزین دستاوردهای واقعی شده است.

رسوایی آژانس و اروپا؛ آزمونی برای اعتبار نظام بین‌الملل

ادعاهای ترامپ، آزمونی تعیین‌کننده برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مدیرکل آن و دولت‌های اروپایی است. اگر وظیفه این نهاد صرفاً نظارت بر فعالیت هسته‌ای کشورهاست، چگونه در برابر تهدید آشکار به حمله علیه تأسیسات هسته‌ای یک کشور عضو، سکوت اختیار می‌کند؟ اگر هدف واقعی، حفظ امنیت هسته‌ای جهان است، چرا هیچ نشست اضطراری، محکومیت رسمی یا اقدام بازدارنده‌ای علیه آمریکا صورت نمی‌گیرد؟
همین سکوت، ادعاهای چندین‌ساله غرب درباره دفاع از نظام منع اشاعه را با تردید جدی مواجه ساخته است. تهدید به حمله علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، بدون واکنش آژانس و کشورهای اروپایی، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که استانداردهای دوگانه همچنان بر رفتار این بازیگران حاکم است.
در چنین شرایطی، صرف‌نظر از اینکه تهدیدهای ترامپ به مرحله اجرا برسد یا نه، یک واقعیت تغییر نمی‌کند؛ جمهوری اسلامی ایران حق ذاتی دفاع مشروع از امنیت ملی و تمامیت ارضی خود را بر اساس حقوق بین‌الملل محفوظ می‌داند. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که سیاست تلفیق تهدید و مذاکره نه توانسته اراده ملت ایران را تغییر دهد و نه اهداف اعلامی آمریکا را محقق سازد. از این منظر، تهدیدهای جدید بیش از آنکه نشانه قدرت باشند، بازتاب بحران راهبردی بازیگری هستند که میان ادامه تقابل و پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه، راه‌حلی پایدار نیافته است.


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / حقوق_بین_الملل / نطنز / تهدید_ترامپ / آژانس_بین_المللی_انرژی_اتمی / امنیت_هسته‌ای / کوه_کلنگ