یک تحلیلگر مصری با بررسی پیامدهای احتمالی بسته شدن همزمان تنگه بابالمندب و تنگه هرمز، این سناریو را ضربهای راهبردی به اقتصاد جهانی دانست و تأکید کرد که آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس بیشترین آسیب را از اختلال در تجارت انرژی و کشتیرانی متحمل خواهند شد.
نورنیوز-گروه بین الملل: «ایهاب شوقی» نویسنده مصری در یادداشتی با عنوان «اگر بابالمندب بسته شود؛ پیامدهای فاجعهبار آن برای آمریکا و کشورهای خلیج فارس» نوشت که راهبرد سلطه دریایی از نخستین پایههای گسترش نفوذ امپراتوری آمریکا بوده و اکنون همین راهبرد میتواند به پاشنه آشیل واشنگتن تبدیل شود.
طبق گزارش پایگاه خبری العهد لبنان، وی با اشاره به کنترل ایران بر تنگه هرمز، این اقدام را شوکی راهبردی برای آمریکا دانست و افزود: واشنگتن نه تنها تصور چنین اقدامی را نداشت، بلکه اکنون با احتمال استفاده از اهرم راهبردی دیگری به نام تنگه بابالمندب نیز روبهرو شده است؛ سناریویی که برخی کارشناسان از آن با عنوان «انسداد دوگانه فاجعهبار» یاد کرده و آن را یکی از محتملترین سناریوهای آغاز یک جنگ فراگیر جهانی توصیف میکنند.
این تحلیلگر با طرح این پرسش که «اگر بابالمندب همزمان با هرمز بسته شود چه اتفاقی رخ خواهد داد؟» به بررسی ابعاد مختلف این سناریو پرداخت.
اهمیت تنگه هرمز و باب المندب
وی در بخش نخست یادداشت خود با اشاره به اهمیت تنگه هرمز نوشته است که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت و حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور میکند. به گفته وی، بابالمندب نیز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و ستون فقرات تجارت دریایی جهان به شمار میرود؛ بهگونهای که حدود 7 درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۲۱ هزار شناور در سال از این گذرگاه عبور میکنند.
شوقی در ادامه مینویسد: بسته شدن همزمان این دو تنگه، علاوه بر توقف انتقال حدود ۱۲ درصد دیگر از نفت جهان، عبور حدود 8 درصد از محمولههای جهانی گاز طبیعی مایع را نیز مختل خواهد کرد و اقتصاد جهانی را با یک شوک ترکیبی در حوزه انرژی و حملونقل روبهرو میسازد.
وی معتقد است که در چنین شرایطی، قیمت نفت، گاز، حملونقل دریایی، بیمه و هزینههای لجستیکی بهطور همزمان افزایش خواهد یافت و پیامدهای جنگ به شکل تورم، رکود صنعتی و رکود تورمی در اقتصاد جهانی نمایان خواهد شد.
به نوشته این تحلیلگر، خروج روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از چرخه صادرات جهانی و اختلال در انتقال گاز طبیعی مایع، موجب جهش تاریخی قیمت حاملهای انرژی خواهد شد. علاوه بر این، اختلال در زنجیره تأمین کودهای شیمیایی، محصولات کشاورزی و کالاهای اساسی، بحران غذایی و موج گستردهای از تورم را در بسیاری از کشورهای جهان رقم خواهد زد.
محاصره کشورهای حوزه خلیج فارس
شوقی در ادامه به پیامدهای این سناریو برای کشورهای حوزه خلیج فارس پرداخته و آورده است که اگرچه آثار این بحران جهانی خواهد بود، اما بیشترین فشار جغرافیایی بر کشورهای این منطقه وارد میشود؛ زیرا اقتصاد آنها علاوه بر صادرات انرژی، وابستگی گستردهای به واردات مواد غذایی، دارو و کالاهای صنعتی دارد.
در ادامه این یادداشت آمده است که با بسته شدن تنگه هرمز از شرق و بابالمندب از غرب، کشورهای حوزه خلیج فارس عملاً در وضعیت مشابه محاصره دریایی قرار خواهند گرفت. به گفته او، عربستان سعودی طی سالهای اخیر تلاش کرده است با استفاده از بندر ینبع در ساحل دریای سرخ، بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر بابالمندب انجام دهد و از وابستگی به تنگه هرمز بکاهد، اما بسته شدن بابالمندب این مسیر جایگزین را نیز مسدود خواهد کرد.
این نویسنده همچنین پیشبینی میکند که اروپا نیز همانند کشورهای آسیایی که بخش عمده انرژی خود را از منطقه خلیج فارس تأمین میکنند، با بحران جدی در تأمین انرژی مواجه خواهد شد.
آثار سناریو بسته شدن باب المندب
شوقی در بخش دیگری از یادداشت خود به آثار این سناریو بر اقتصاد آمریکا پرداخته و نوشته است که برخلاف تلاش واشنگتن برای القای این تصور که از بسته شدن تنگه هرمز آسیب نخواهد دید، واقعیت آن است که اقتصاد آمریکا از مهمترین متضرران چنین بحرانی خواهد بود.
این نویسنده مصری معتقد است که قیمت نفت در بازار جهانی تعیین میشود و بنابراین افزایش بهای جهانی نفت؛ چه از طریق واردات نفت و چه از طریق افزایش قیمت فرآوردههای نفتی در داخل آمریکا، بهطور مستقیم بر بازار داخلی این کشور نیز اثر خواهد گذاشت.
به گفته وی، نخستین پیامد این وضعیت افزایش قیمت سوخت خواهد بود. برآوردهای اقتصادی نشان میدهد که هر ۱۰ دلار افزایش در قیمت هر بشکه نفت، حدود ۲۵ سنت به قیمت هر گالن بنزین در آمریکا اضافه میکند و این مسئله هزینه زندگی خانوارها، بهویژه در ایالتهایی که وابستگی بیشتری به خودرو دارند، بهشدت افزایش خواهد داد. افزایش قیمت نفت تنها به بازار انرژی محدود نخواهد شد، بلکه قیمت مواد غذایی، محصولات کشاورزی، پوشاک، تجهیزات الکترونیکی، محصولات پلاستیکی و صنایع پتروشیمی را نیز افزایش خواهد داد و موج جدیدی از تورم فراگیر را در اقتصاد آمریکا ایجاد میکند.
این نویسنده همچنین هشدار میدهد که افزایش فشارهای تورمی، بانک مرکزی آمریکا را در برابر انتخابی دشوار قرار خواهد داد؛ زیرا از یک سو ناچار به کنترل تورم خواهد بود و از سوی دیگر باید از رکود اقتصادی و افزایش بیکاری جلوگیری کند.
وی در ادامه به تأثیر این بحران بر بخشهای صنعتی آمریکا اشاره کرده و آورده است که صنایع پتروشیمی، کشاورزی، حملونقل و هوانوردی از جمله بخشهایی خواهند بود که بیشترین آسیب را از افزایش قیمت انرژی متحمل میشوند.
شوقی توضیح میدهد که افزایش قیمت گاز طبیعی، هزینه تولید کودهای شیمیایی را افزایش داده و در نتیجه قیمت محصولات کشاورزی و مواد غذایی نیز رشد خواهد کرد. همچنین هزینه سوخت در صنعت حملونقل و هوانوردی افزایش یافته و قیمت تمامشده بسیاری از کالاها بالا خواهد رفت.
وی در ادامه به استفاده احتمالی آمریکا از ذخایر راهبردی نفت (SPR) اشاره می کند و مینویسد که اگرچه آزادسازی این ذخایر میتواند بهطور موقت از شدت بحران بکاهد، اما کاهش ذخایر راهبردی، کاهش امنیت انرژی آمریکا و افزایش هزینههای دولت برای بازسازی این ذخایر در آینده، از مهمترین پیامدهای آن خواهد بود.
به اعتقاد این نویسنده، آثار بسته شدن تنگههای هرمز و بابالمندب تنها به حوزه اقتصاد محدود نخواهد شد، بلکه میتواند پیامدهای راهبردی و سیاسی گستردهای برای آمریکا و نظام بینالملل به همراه داشته باشد و فشارهای فزایندهای را بر دولت آمریکا از سوی افکار عمومی، نهادهای سیاسی و مراکز اقتصادی این کشور وارد کند.