نورنیوز https://nournews.ir/n/332132
کد خبر: 332132
29 تیر 1405
نورنیوز بررسی می‌کند

انتقام یا اعتراف؛ کدام آمریکا را رسواتر کرد؟


اعتراف مقامات آمریکایی به کشته شدن نظامیانشان، علاوه بر شکستن روایت سانسور، ابعاد تازه‌ای از توجیه تجاوز نظامی، مسئولیت حقوقی واشنگتن و پیامدهای حقوقی و سیاسی حق دفاع مشروع ایران را در معادلات منطقه‌ای آشکار کرده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: اظهارات اخیر دونالد ترامپ، مارکو روبیو و برخی مقامات نظامی آمریکا درباره حملات بامداد دوشنبه به ایران، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی یا تلاشی برای توجیه عملیات نظامی نیست؛ بلکه در دل خود دو پیام مهم را نهفته دارد. از یک سو، این سخنان پس از ماه‌ها سانسور خبری، اعترافی آشکار به وارد آمدن تلفات به نیروهای آمریکایی در برابر توان نظامی ایران به شمار می‌رود و از سوی دیگر، منطق ادعایی «انتقام‌گیری» را به‌گونه‌ای ناخواسته به رسمیت می‌شناسد؛ منطقی که در صورت پذیرش آن، حق ایران برای مطالبه خون شهدای خود را نیز تأیید می‌کند.
ترامپ در توجیه حملات جدید آمریکا مدعی شد این عملیات «به افتخار دو، یا شاید سه، میهن‌پرست آمریکایی» انجام شده است. روبیو و دیگر مقامات آمریکایی نیز با اشاره به کشته شدن نظامیان خود، حملات به ایران را واکنشی به این تلفات دانستند. این استدلال، علاوه بر آنکه تلاشی برای سفیدسازی تجاوز نظامی و استمرار اقدامات آمریکا علیه ایران است، اعترافی محسوب می‌شود که روایت رسمی واشنگتن درباره نبود تلفات را با چالش مواجه می‌کند.

شکست روایت سانسور و نمایش اقتدار ایران

در طول جنگ، آمریکا و متحدانش با محدودسازی جریان اطلاع‌رسانی تلاش کردند دامنه خسارات و تلفات خود و رژیم صهیونیستی را پنهان نگه دارند. همزمان، بخش مهمی از رسانه‌های غربی با تمرکز یک‌جانبه بر خسارت‌های وارد شده به ایران، تصویری از ضعف و ناتوانی تهران ارائه کردند تا این گزاره را القا کنند که ایران گزینه‌ای جز عقب‌نشینی ندارد.
اعترافات اخیر مقامات آمریکایی این روایت را با تردید جدی روبه‌رو کرده است. حتی اگر اظهارات ترامپ تنها بخش کوچکی از واقعیت تلفات آمریکا باشد، نفس این اعتراف نشان می‌دهد که استمرار سانسور دیگر امکان‌پذیر نبوده است. افزون بر این، برخی گزارش‌های منتشرشده از رسانه‌های آمریکایی نیز حاکی از آن است که پیش از حمله منجر به کشته شدن دو نظامی آمریکایی و مفقود شدن یک نیروی دیگر در اردن، چند حمله دیگر نیز علیه نیروهای آمریکایی صورت گرفته بود که به زخمی شدن ده‌ها نظامی و آسیب دیدن چند بالگرد انجامید، اما پنتاگون این موارد را رسانه‌ای نکرد.
همچنین اذعان مقامات آمریکایی به اینکه ایران به جای بستن تنگه هرمز، کشتی‌ها را هدف قرار می‌دهد، خود نشانه‌ای از استمرار توان بازدارندگی و قدرت اثرگذاری ایران در معادلات منطقه‌ای است؛ واقعیتی که با روایت‌های تبلیغاتی درباره تضعیف کامل ایران همخوانی ندارد.

اعترافاتی با پیامدهای حقوقی و سیاسی

آمریکا در آغاز تلاش داشت تجاوزهای خود را با ادعای نابودی توان نظامی ایران توجیه کند، اما پس از واکنش‌های متقابل ایران، روایت خود را تغییر داد و موضوع «انتقام نظامیان کشته‌شده» را به عنوان مبنای حملات جدید مطرح ساخت. این تغییر روایت بیش از آنکه مشروعیت‌آفرین باشد، تلاشی برای کاهش فشارهای داخلی و توجیه ورود ارتش آمریکا به جنگی است که هزینه‌های سنگینی برای واشنگتن به همراه داشته است.
در همین چارچوب، اظهارات مارکو روبیو درباره تحولات داخلی ایران، علاوه بر آنکه مداخله‌جویانه تلقی می‌شود، می‌تواند نوعی عادی‌سازی ترور و توجیه استمرار اقدامات غیرقانونی علیه ایران نیز باشد؛ موضوعی که واکنش حقوقی و سیاسی متناسب را ضروری می‌سازد.
همچنین انتشار تصاویر حملات آمریکا به مناطق مختلف ایران از سوی مقامات این کشور، اسنادی آشکار از پذیرش مسئولیت این اقدامات محسوب می‌شود و می‌تواند در چارچوب حقوق بین‌الملل مورد استناد قرار گیرد. در این میان این پرسش همچنان پابرجاست که چرا مدعیان دفاع از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل در برابر چنین مستنداتی سکوت اختیار کرده‌اند و واکنش مؤثری نشان نمی‌دهند.

حق دفاع مشروع و الزامات هرگونه آتش‌بس

مهم‌ترین نتیجه‌ای که از مواضع اخیر مقامات آمریکایی می‌توان استخراج کرد، اذعان ناخواسته آنان به اصل «حق انتقام» است. اگر واشنگتن کشته شدن نیروهای خود را مبنایی برای اقدام نظامی معرفی می‌کند، همین منطق، حق ایران را برای پیگیری خون رهبر شهید، دانش‌آموزان مینابی و دیگر شهدای جنگ دوازده‌روزه و رمضان نیز تأیید می‌کند.
بر اساس اصول حقوق بین‌الملل، ایران خود را برخوردار از حق دفاع مشروع می‌داند و مطالبه حقوق قربانیان تجاوز را حقی غیرقابل انکار تلقی می‌کند. از این رو، هرگونه تلاش میانجی‌گرانی همچون پاکستان و قطر برای تثبیت آتش‌بس، زمانی می‌تواند مؤثر باشد که با تضمین‌های عینی، قابل راستی‌آزمایی و الزام‌آور درباره پایبندی آمریکا همراه شود.
نمی‌توان از یک سو سخن از آتش‌بس به میان آورد و همزمان روند استقرار تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه را ادامه داد، فروش تسلیحات را گسترش بخشید و ترور را توجیه کرد و از سوی دیگر از ایران انتظار خویشتنداری داشت. میانجی‌گران پیش از هر اقدام باید تضمین‌های عملی درباره تعهدپذیری آمریکا ارائه کنند و نسبت به استمرار تقویت زیرساخت‌های نظامی این کشور در منطقه هشدار دهند؛ در غیر این صورت، هرگونه توافق آتش‌بس نه به کاهش تنش، بلکه به تشدید بحران و کاهش اعتبار میانجی‌گران خواهد انجامید.
 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / تنگه هرمز / خاورمیانه / سیاست خارجی / جنگ ایران / حقوق بین الملل