نورنیوز https://nournews.ir/n/331620
کد خبر: 331620
27 تیر 1405
نورنیوز بررسی می‌کند؛

پشت پرده اعترافات ونس؛ سیاست یا عملیات روانی؟


اظهارات اخیر جی‌دی ونس درباره نقش رژیم صهیونیستی در تداوم جنگ با ایران، بیش از آنکه نشانه فاصله واشنگتن از تل‌آویو باشد، اعترافی ناخواسته به عمق نفوذ ساختاری اسرائیل در سیاست آمریکا و تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و ترمیم جایگاه جمهوری‌خواهان است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در میانه استمرار حملات نظامی آمریکا علیه ایران و در شرایطی که سکوت مدعیان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی همچنان بر این تجاوزها سایه افکنده است، اظهارات اخیر «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا در گفت‌وگو با پادکست «جو روگان» به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز فضای سیاسی تبدیل شده است. ونس با متهم کردن برخی محافل حاکم بر رژیم صهیونیستی به تلاش برای برهم زدن روند گفت‌وگوهای ایران و آمریکا مدعی شد که «افرادی در داخل دولت اسرائیل خواهان تداوم جنگ هستند و می‌کوشند واشنگتن را از مسیر مذاکرات منحرف کنند.»

در نگاه نخست، این سخنان بازتابی از اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو و احیای شعار «اول آمریکا» به نظر می‌رسد، اما بررسی همزمان گفتار و رفتار دولت ترامپ و سوابق سیاسی ونس، روایت دیگری را آشکار می‌کند؛ روایتی که نشان می‌دهد این مواضع بیش از آنکه نشانه استقلال باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی، ترمیم سرمایه سیاسی جمهوری‌خواهان و القای شکافی است که در عرصه عمل نشانی از آن دیده نمی‌شود.

واقعیت میدان؛ کاخ سفید همچنان در مدار تل‌آویو

اگر ادعای ونس مبنی بر نقش‌آفرینی جریان‌های صهیونیستی در تداوم جنگ را بپذیریم، نخستین پرسش آن است که تصمیم آغاز و گسترش عملیات نظامی علیه ایران از سوی چه نهادی اتخاذ شده است؟ پاسخ روشن است؛ فرمان حملات نظامی از سوی شخص دونالد ترامپ و در عالی‌ترین سطح اجرایی آمریکا صادر شد و تمامی ارکان نظامی و امنیتی این کشور نیز در هماهنگی کامل با رژیم صهیونیستی آن را به اجرا گذاشتند.

گفت‌وگوهای مستمر وزیر دفاع آمریکا با همتای اسرائیلی، دیدارهای مکرر فرمانده سنتکام با مقامات تل‌آویو و تأکید آشکار مقامات آمریکایی بر تعهد به امنیت رژیم صهیونیستی، همگی از وجود یک هماهنگی راهبردی حکایت دارد، نه اختلافی بنیادین. در همین چارچوب، گزارش پایگاه آمریکایی آکسیوس مبنی بر اطلاع‌رسانی دولت ترامپ به اسرائیل درباره اعزام ده‌ها فروند هواپیمای سوخت‌رسان در آستانه گسترش عملیات نظامی علیه ایران، بار دیگر نشان داد که امنیت تل‌آویو همچنان یکی از محورهای اصلی تصمیم‌سازی در کاخ سفید است.

از این منظر، سخنان ونس بیش از آنکه افشاگر نقش لابی‌های صهیونیستی باشد، تلاشی برای انتقال مسئولیت از کاخ سفید به بازیگرانی خارج از آن است؛ حال آنکه اگر نفوذی در ساختار قدرت آمریکا وجود دارد، نخستین جلوه آن را باید در رفتار و تصمیمات همان دولتی جست‌وجو کرد که ونس خود یکی از عالی‌ترین مقامات آن به شمار می‌رود.

پرونده اپستین؛ اعترافی ناخواسته به سازوکار نفوذ

شاید مهم‌ترین بخش سخنان ونس، اظهارات او درباره جفری اپستین باشد؛ جایی که مدعی شد این چهره جنجالی با سطوح بالای موساد و سازمان سیا ارتباط داشته است. هرچند این سخنان ظاهراً با هدف توزیع مسئولیت در پرونده اپستین و کاهش فشارهای سیاسی بر ترامپ بیان شده، اما در واقع پرده از مسئله‌ای عمیق‌تر برمی‌دارد.

اگر ادعای ونس را مبنا قرار دهیم، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا بخشی از تبعیت سیاستمداران آمریکایی از خواسته‌های رژیم صهیونیستی، ریشه در شبکه‌های اطلاعاتی، پرونده‌های فساد و ابزارهای فشار امنیتی ندارد؟ به بیان دیگر، ونس ناخواسته به وجود سازوکاری اشاره می‌کند که می‌تواند با گرفتار ساختن نخبگان سیاسی در پرونده‌های اخلاقی و مالی، آنان را به مجریان خواسته‌های تل‌آویو تبدیل کند.

در چنین چارچوبی، اپستین دیگر تنها یک فرد نیست، بلکه نماد شبکه‌ای است که در صورت صحت این ادعاها، مأموریت آن تولید اهرم‌های نفوذ بر ساختار قدرت آمریکا بوده است؛ شبکه‌ای که آثار آن را می‌توان در جهت‌گیری‌های سیاست خارجی واشنگتن نیز مشاهده کرد.

«اول آمریکا»؛ شعاری برای انتخابات، «اول اسرائیل»؛ واقعیت سیاست

تناقض آشکار میان ادعاهای ونس و عملکرد عملی دولت آمریکا، این گزاره را تقویت می‌کند که شعار «اول آمریکا» بیش از آنکه یک راهبرد واقعی باشد، ابزاری تبلیغاتی برای مصرف داخلی است. اگر معاون رئیس‌جمهور آمریکا واقعاً معتقد است جریان‌هایی مانع دیپلماسی شده‌اند، نخستین گام باید بازنگری در عملکرد کاخ سفید و پاسخگویی درباره تصمیماتی باشد که آمریکا را مستقیماً وارد تقابل نظامی با ایران کرده است.

واقعیت آن است که سیاست خارجی آمریکا طی دهه‌های گذشته، صرف‌نظر از تغییر دولت‌ها، همواره در چارچوب ملاحظات امنیتی رژیم صهیونیستی تعریف شده است. تفاوت دولت‌ها بیشتر در شیوه بیان و تاکتیک‌ها بوده، نه در اصل راهبرد. از همین رو، تلاش ونس برای القای جدایی مسیر واشنگتن و تل‌آویو، بیش از آنکه با واقعیات میدانی همخوانی داشته باشد، بخشی از عملیات روانی و تبلیغاتی با هدف مدیریت افکار عمومی است.

در نهایت، اعترافات اخیر ونس نه اثبات‌کننده استقلال آمریکا از رژیم صهیونیستی، بلکه تأییدی ناخواسته بر عمق پیوندهای ساختاری میان دو طرف است. مادامی که تصمیمات کلان امنیتی و نظامی آمریکا در راستای تأمین منافع تل‌آویو اتخاذ شود، شعار «اول آمریکا» در حد یک گزاره انتخاباتی باقی خواهد ماند و آنچه در عمل استمرار می‌یابد، همان راهبرد دیرپای «اول اسرائیل» است؛ راهبردی که نه با بازی‌های رسانه‌ای و نه با تغییر ادبیات مقامات آمریکایی، واقعیت آن دگرگون نخواهد شد.


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / اسرائیل / خاورمیانه / سیاست_بین_الملل / جی_دی_ونس / روابط_ایران_آمریکا