نورنیوز https://nournews.ir/n/331054
کد خبر: 331054
25 تیر 1405
نورنیوز ابهامات و پیام های نگران کننده سفر نخست وزیر عراق به آمریکا را بررسی می کند؛

از تشییع تاریخی تا دیدار با قاتل؛ الزیدی چه پیامی فرستاد؟


سفر نخست‌وزیر عراق به واشنگتن را نمی‌توان صرفاً یک سفر اقتصادی و دیپلماتیک دانست. در شرایطی که عراق هنوز تحت تأثیر تشییع تاریخی رهبر شهید ایران و حافظه ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس است، زمان‌بندی این سفر پرسش‌هایی جدی درباره پیام سیاسی بغداد و مسیر آینده روابط منطقه‌ای آن ایجاد کرده است.

نورنیوز-گروه بین الملل:در سیاست خارجی، هیچ سفری فقط یک سفر نیست. مقصد، زمان، طرف دیدار و فاصله زمانی میان یک رویداد تاریخی و یک سفر رسمی، همگی می‌توانند بخشی از پیام سیاسی یک دولت باشند. از این منظر، سفر علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، به واشنگتن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مذاکرات اقتصادی، جذب سرمایه‌گذاری یا توسعه روابط دوجانبه تحلیل کرد. این سفر در شرایطی انجام شده که برای افکار عمومی ایران و عراق، از بار تاریخی و نمادین ویژه‌ای برخوردار است.
ایران و عراق دو کشور همسایه معمولی نیستند. روابط میان دو ملت بر لایه‌هایی تاریخی، تمدنی، فرهنگی و مذهبی استوار است که مناسبات رسمی دولت‌ها تنها بخشی از آن را نمایندگی می‌کند. این پیوند در دهه‌های اخیر و در جریان تحولات بزرگ منطقه، عمق بیشتری یافته و به یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی خاورمیانه تبدیل شده است.
در این میان، جایگاه رهبر شهید حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای، در جامعه ایران و عراق جایگاهی متفاوت و منحصربه‌فرد بود. ایشان نه یک فرمانده نظامی، بلکه رهبر سیاسی جمهوری اسلامی ایران و یکی از مهم‌ترین مراجع مذهبی جهان اسلام و تشیع بود؛ شخصیتی که دهه‌ها در شکل‌دهی به سیاست‌های منطقه‌ای ایران و تبیین رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به تحولات جهان اسلام نقش داشت.
از همین رو، شهادت ایشان به دست رژیم تروریستی آمریکا تنها یک رخداد سیاسی داخلی در ایران نبود. واکنش ملت عراق و برگزاری تشییع تاریخی ایشان در این کشور، معنایی فراتر از یک مراسم سوگواری داشت. حضور گسترده مردم عراق در این مراسم، نشانه‌ای کم‌سابقه از عمق پیوند میان دو ملت بود و نشان داد که رابطه ایران و عراق صرفاً به روابط میان دو دولت محدود نمی‌شود. این تشییع، در عین حال، پیامی اجتماعی و سیاسی داشت: بخش مهمی از جامعه عراق نسبت به تحولات ایران و سرنوشت رهبری که سال‌ها در معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرین بوده است، احساس تعلق و همدلی عمیقی دارد.
در چنین زمینه‌ای، زمان‌بندی سفر نخست‌وزیر عراق به واشنگتن اهمیت پیدا می‌کند. اصل رابطه عراق با آمریکا محل بحث این یادداشت نیست. بغداد حق دارد با ایالات متحده مذاکره کند، برای توسعه اقتصادی سرمایه جذب کند و روابط خارجی خود را بر اساس منافع ملی تنظیم کند. داشتن روابط هم‌زمان با تهران و واشنگتن نیز به‌خودی‌خود نه تناقض است و نه الزاماً نشانه وابستگی.
اما سیاست خارجی فقط درباره «کجا رفتن» نیست؛ درباره «چه زمانی رفتن» نیز هست. آیا سفر نخست‌وزیر عراق نمی‌توانست در زمان دیگری انجام شود؟ آیا در شرایطی که جامعه عراق هنوز تحت تأثیر یک رخداد تاریخی و تشییعی کم‌سابقه قرار دارد، سفر به واشنگتن نمی‌توانست پیام متفاوتی تولید کند؟ برای کشوری که بر استقلال تصمیم‌گیری و حفظ روابط متوازن با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تأکید دارد، این زمان‌بندی دست‌کم نیازمند تأمل بیشتری بود.
این حساسیت زمانی، با توجه به دیدار الزیدی با رئیس‌جمهور آمریکا، ابعاد بیشتری پیدا می‌کند؛ رئیس‌جمهوری که مسئولیت سیاسی ترور سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، دو چهره مهم مبارزه با داعش، را پذیرفته و به آن افتخار کرده است. این دو شخصیت در عراق صرفاً چهره‌هایی نظامی نبودند؛ نقش آنان در مبارزه با داعش و دفاع از شهرها و مردم عراق، بخشی از حافظه سیاسی و امنیتی این کشور است.
در این چارچوب، پاسخ نخست‌وزیر عراق به پرسش ترامپ درباره آن ترور نیز قابل تأمل است. گفتن اینکه «در آن زمان در سیاست نبودم» شاید از منظر مسئولیت شخصی قابل فهم باشد، اما نخست‌وزیر عراق درباره رخدادی سخن می‌گوید که در خاک این کشور رخ داده و شخصیت‌هایی را هدف قرار داده است که در دفاع از عراق نقش داشتند. مسئله این نیست که الزیدی در زمان ترور چه مسئولیتی داشته؛ مسئله این است که امروز، به‌عنوان نخست‌وزیر عراق، چگونه با حافظه تاریخی کشورش مواجه می‌شود.
بغداد برای حفظ منافع خود ناگزیر از تعامل با قدرت‌های مختلف است، اما تعامل با یک قدرت نباید به معنای حذف حافظه تاریخی یا نادیده گرفتن پیوندهای تمدنی و مذهبی با قدرتی دیگر باشد.

سیاست متوازن یعنی عراق بتواند با واشنگتن مذاکره کند، بدون آنکه تاریخ خود را کنار بگذارد؛ سرمایه خارجی جذب کند، بدون آنکه از استقلال تصمیم‌گیری فاصله بگیرد؛ و با آمریکا رابطه داشته باشد، بدون آنکه نقش ایران در تاریخ، فرهنگ و امنیت عراق را نادیده بگیرد.
نگرانی اصلی از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا بغداد در حال دنبال کردن سیاستی متوازن است یا در مسیر بازتعریف تدریجی رویکردهای راهبردی خود در معادلات منطقه‌ای قرار گرفته است؟ پاسخ این پرسش با یک سفر ممکن نیست، اما هر سفر می‌تواند بخشی از روندی بزرگ‌تر باشد.
نخست وزیر عراق حق دارد به واشنگتن سفر کند، اما نمی‌تواند تاریخ خود را در واشنگتن جا بگذارد. او نمی‌تواند در محاسبات سیاست خارجی، حافظه ملتی را حذف کند که در بزنگاه‌های بزرگ منطقه‌ای هزینه‌های سنگینی پرداخته است.
از تشییع تاریخی رهبر شهید ایران در عراق تا سفر نخست‌وزیر این کشور به واشنگتن، پرسش مهمی شکل گرفته است: آیا این سفر صرفاً اقدامی دیپلماتیک و اقتصادی بود یا نشانه‌ای از تغییر در نحوه تعریف عراق از جایگاه خود در نظم جدید منطقه‌ای؟
پاسخ این پرسش نه در بیانیه‌های رسمی، بلکه در مسیر اقدامات بعدی بغداد روشن خواهد شد. در سیاست خارجی، گاهی یک سفر به‌تنهایی پیام تعیین‌کننده‌ای ندارد؛ اما زمان آن سفر، طرف مقابل و فاصله‌اش با رخدادهای تاریخی می‌تواند معنایی بسازد که حتی از اراده طراحان آن فراتر رود.


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: تحولات_منطقه / تشییع_رهبر_شهید / نخست_وزیر_عراق / آیت_الله_خامنه_ای / علی_الزیدی / روابط_ایران_و_عراق / تشییع_تاریخی / ابومهدی_المهندس / سیاست_خارجی_عراق / قاسم_سلیمانی / ترور_سلیمانی / رهبر_شهید_ایران / روابط تهران و بغداد