نورنیوز https://nournews.ir/n/330183
کد خبر: 330183
21 تیر 1405
ماندوویس؛

هدف جدید واشنگتن مهار ایران در تنگه هرمز است


یک تحلیل با اشاره به تغییر اولویت‌های آمریکا در تقابل با ایران، مدعی شد دستور کار واشنگتن اکنون بر جلوگیری از حکمرانی تهران بر تنگه هرمز متمرکز شده و ادامه این مسیر می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای جهان داشته باشد.

نورنیوز-گروه بین الملل: تارنمای خبری-تحلیلی آمریکایی «ماندوویس/ Mondoweiss» می‌نویسد: یک آتش‌بس دیگر که هرگز به‌ شکلی واقعی برقرار نشد، حلا در خلیج فارس فروپاشیده و تازه‌ترین تحولات نشان می‌دهد جنگ مشترک آمریکا و (رژیم)اسرائیل که به انتخاب خود علیه ایران آغاز کردند، حالا چگونه تغییر ماهیت داده است.

زمانی که واشنگتن و تل‌آویو برای نخستین بار حملات خود را علیه ایران آغاز کردند، اهداف این جنگ نه به‌روشنی تعریف شده و نه به‌آسانی قابل تمیز بود. با این حال، می‌شد گفت که دو کشور متجاوز در قالب یک تیم واحد عمل می‌کنند. اکنون اما آن شرایط تغییر کرده است.

از منظر واشنگتن، این نبرد از جنگی شاید با هدف تغییر نظام سیاسی یا به بهانه خیالی برنامه هسته‌ای ادعایی ایران آغاز شده بود، به جنگ بر سر «تنگه هرمز» تغییر شکل داده است. با این حال، دولت ترامپ همزمان با تشدید سطح تنش‌ها، هیچ راهبرد روشنی برای روبه‌رو شدن با این واقعیت ساده ندارد که تنگه هرمز، به واسطه موقعیت جغرافیایی تغییرناپذیرش، عملا تحت کنترل ایران قرار دارد.

جنگ بر سر هرمز

اهداف آمریکا در این جنگ از همان ابتدا تیره و تار و پرابهام بود و عمدتا حول جاه‌طلبی‌های شخصی دونالد ترامپ و خیال‌پردازی‌های راهبردی نومحافظه‌کاران می‌چرخید. اما اکنون دستور کار روشن‌تر شده است.

زمانی که آتش‌بس، هرچند متزلزل، برقرار و پیش‌نویس «یادداشت تفاهم» تدوین شد، مفاد آن بازتاب‌دهنده این اعتراف ناگفته واشنگتن بود که ایران عملا کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته است. اما پرواضح است که نه آمریکا و نه متحدانش در حاشیه خلیج فارس از آن تفاهم دل خوشی نداشتند. گرچه اختلاف فعلی ظاهرا در تفسیر نحوه نگارش مفاد یادداشت تفاهم ریشه دارد، واقعیت این است که آمریکا و تا حدی قطر و عربستان سعودی، خیلی زود از این ایده که ایران تا همیشه کنترل تنگه را در اختیار داشته باشد، احساس ناخوشی کردند. وقفه در مذاکرات پیش از دور تازه درگیری‌ها نیز این نگرانی را در واشنگتن تشدید کرد.

در بند پنجم یادداشت تفاهم تصریح شده است که «با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد.»

به باور نگارنده، «محل مناقشه، معنای عبارت "ترتیباتی را اتخاذ خواهد کرد" و همچنین مفهوم "عبور ایمن" است. تفسیر آمریکا از بند این بند مین‌روبی و رفع سایر موانع کشتیرانی است و صرف نظر از آن، عبور و مرور همه کشتی‌ها باید کاملا آزاد و بدون هیچ محدودیتی باشد.»

در سوی دیگر، ایران معتقد است که «اتخاذ ترتیبات» به این معناست که عبور کشتی‌ها باید با مجوز تهران انجام و همه ترددها باید با ایران هماهنگ شوند.

برای دور زدن این مناقشه، چندین کشتی تلاش کردند که از مسیر نزدیک به سواحل عمان از تنگه هرمز عبور کنند. گرچه عمان به طور مستقیم با این ایده مخالفت نکرد، اما به نظر می‌رسد که این سکوت نتیجه فشار آمریکا بوده است؛ موضعی که همکاری مسقط با تهران به منظور طراحی یک نظام دائمی عبور و مرور از طریق تنگه را تقریبا غیرممکن می‌سازد.

آخرین جرقه تشدید تنش اواسط هفته گذشته رقم خورد؛ زمانی که سه کشتی با پرچم‌های قطر، عربستان سعودی و لیبریا هنگام عبور از تنگه هدف شلیک قرار گرفتند. این حادثه موجب شد که آمریکا با متهم کردن تهران به این حملات، نسبت به موارد مشابه گذشته واکنشی بسیار شدیدتر نشان دهد و حملات تلافی‌جویانه وارد مرحله دیگری از تشدید تنش شود.

آنچه این تشدید تنش را به شکلی خاص نگران‌کننده می‌کند، این است که آمریکا علاوه بر بمباران ایران، مجوزی را نیز لغو کرده که به ایران اجازه می‌داد نفت خود را بار دیگر با قیمت‌های بازار جهانی به فروش برساند؛ امکانی که پیش‌تر به دلیل تحریم‌های که واشنگتن علیه تهران وضع کرده، از آن محروم بود.

به نوشته نگارنده، «این مجوز برای ایران ارزش میلیاردها دلاری داشت و یکی از انتقادات اصلی بسیاری در واشنگتن علیه یادداشت تفاهم محسوب می‌شد.»

این تصمیم، حتی بیش از حملات نظامی مجدد علیه ایران، دیپلماسی شکننده میان دو طرف را به طور حیاتی به خطر می‌اندازد. آمریکا با لغو سریع امکان فروش آزاد نفت ایران در بازار جهانی، بار دیگر به تهران این پیام را داد که به توافقات خود پایبند نخواهد ماند و هر زمان اختلافی پیش آید، به طور یک‌جانبه برای فلج کردن اقتصاد ایران اقدام خواهد کرد.

در آن سو، یعنی در واشنگتن نیز به‌وضوح این احساس شکل گرفته است که با اذعان تلویحی به کنترل ایران بر تنگه هرمز، دچار اشتباه شده‌اند. با این حال، با باور نگارنده «آنها هیچ راه‌حلی برای غلبه بر این واقعیت ساده جغرافیایی ندارند که ایران حتی با محدودترین توان نظامی نیز قادر است عبور و مرور در این آبراه باریک را مختل کند.»

در حال حاضر جنگ دقیقا بر سر همین موضوع است. مرحله جدید درگیری زمانی آغاز شد که آمریکا تلاش کرد تا با هدف دور زدن یا دست‌کم کاهش توانایی ایران برای تهدید تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، راه‌هایی را پیدا کند. این موضوع برای ایران، حالا به مسئله‌ای وجودی تبدیل شده است؛ به عبارت دیگر، قدرتی که تهران اکنون بر تنگه هرمز اعمال می‌کند، بازدارندگی به مراتب موثرتری نسبت به هر نوع سلاح نظامی برایش فراهم می‌کند و در نتیجه، حفظ این بازدارندگی برای تهران حیاتی است.

در حالی که آمریکا از خطر اخذ عوارض (برای عبور کشتی‌ها) حرف می‌زند که به ادعای نگارنده، نگرانی مشترک بسیاری از کشورها نیز هست، آنچه ترامپ بیش از هر چیز از آن واهمه دارد، این دژ امنیتی است؛ ایران حالا این توانایی را کسب کرده و قادر است تا اطمینان حاصل کند که «دیگر هدف حمله قرار نخواهد گرفت.»

اقدام ایران در بستن عملی تنگه هرمز و نه صرفا تهدید به انجام آن، قدرت بازدارندگی تهران را به‌طور چشمگیری افزایش داده است. همین توانمندی بالقوه بود که واشنگتن را به‌رغم عداوت دیرینه با جمهوری اسلامی ایران، سال‌ها از حمله مستقیم به این کشور برحذر داشت؛ البته تا زمانی که بنیامین نتانیاهو(نخست وزیر رژیم صهیونیستی) موفق به فریب ترامپ شد. حالا هم ترامپ یا هر رئیس‌ جمهور آمریکا در آینده، با اکراه به مراتب بیشتری حاضر خواهد شد هرگونه صلح یا آتش‌بسی که در پایان این جنگ کوته‌بینانه و خونین شکل بگیرد را بر هم بزند.

شمارش معکوس تا انتخابات

آنچه هم‌اکنون شاهد آن هستیم، تلاش مذبوحانه آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس برای یافتن راهی به منظور محدود کردن کنترل ایران بر تنگه هرمز، از طریق استفاده از مسیرهای کشتیرانی نزدیک به سواحل عمان است. ایران آشکارا چنین اقدامی را تحمل نخواهد کرد و احتمالا برای کسی غافلگیرکننده نخواهد بود.

با این حال، نه آمریکا و نه ایران دست‌کم در حال حاضر تمایلی به بازگشت به جنگ ندارند. ایران ترجیح می‌دهد که راهی برای دریافت غرامت و ترتیبات امنیتی جاری و مورد نظر خود پیدا کند؛ موضوعاتی که در یادداشت تفاهم پیش‌بینی شده و به‌رغم ادعای ترامپ مبنی بر پایان ‌یافتن و مرگ آن، همچنان قابل احیاست.

دولت ترامپ در شرایطی متفاوت قرار دارد. بخش عمده فشار سیاسی بر ترامپ از نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا نشات می‌گیرد. البته پس از انتخابات نیز همچنان نگرانی‌ و دغدغه‌هایی خواهد داشت چرا که بسیاری از میلیاردرها و متحدان راست‌افراطی او نیز خواهان رکود جهانی ناشی از بازگشت کامل جنگ نیستند؛ اتفاقی که در صورت وقوع، بدون شک رخ خواهد داد.

اما برای ترامپِ عاجز که در پایان دوره ریاست‌ جمهوری‌اش قرار دارد و احتمالا با کنگره‌ای دچار شکاف روبه‌رو خواهد شد، به ادعای نگارنده «این نگرانی‌ها فوریت کمتری خواهد داشت.»

آمریکا حملات هوایی گسترده‌ای انجام داده است اما به نظر می‌رسد که خسارات واردشده به زیرساخت‌های ایران، به‌ویژه زیرساخت‌های انرژی، محدود بوده است. ایران نیز دارایی‌ها و مراکز مرتبط با آمریکا در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داده، اما این حملات را به‌گونه‌ای تنظیم کرده که به تشدید بیشتر تنش منجر نشود.

این وضعیت نشان می‌دهد که هر دو طرف در تلاشند تا از بازگشت به جنگ تمام‌عیار پرهیز کنند. افزون بر این، کاملا محتمل است که اقدام تنش‌آمیزتر آمریکا در لغو مجوز فروش نفت ایران، بیشتر از آنکه نشانه تلاشی برای آغاز بازگشت به جنگ تمام‌عیار باشد، نمونه‌ای دیگر از نادانی و تصمیمات شتاب‌زده مختص ترامپ بوده باشد. با این حال، مادامی که حملات متقابل ادامه دارد، خطر تشدید تنش بسیار بالاست و بازگشت به جنگی فراگیر، پیامدهایی به‌مراتب سنگین‌تر از دور قبلی درگیری‌ها خواهد داشت.

ازسرگیری جنگ، ورای بسته شدن تنگه هرمز به دست ایران، به احتمال بسیار زیاد انصارالله یمن (حوثی‌ها) را ترغیب خواهد کرد تا کشتیرانی در تنگه باب‌المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و سپس اقیانوس هند متصل می‌کند را مختل کند. ما(جهان) پیش‌تر نیز آثار مخرب اختلال در این مسیر را تجربه کرده‌ایم و اگر این اتفاق با بسته ماندن تنگه هرمز همزمان شود، تجارت دریایی جهان فلج خواهد شد.

پیامدهای اقتصادی چنین سناریویی برای کل جهان، و همچنین تهدیدی که برای انتقال مواد غذایی و سایر کالاهای حیاتی و اساسی ایجاد می‌کند، بسیار گسترده خواهد بود و بیشترین خسارت را نیز آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان متحمل خواهند شد.

راه جایگزین

راه‌حل جایگزینی نیز وجود دارد و آن راه‌حل همین حالا در یادداشت تفاهم پیش‌بینی و مستند شده است. اجرای تعهدات اقتصادی وعده داده شده به ایران و ایجاد ترتیبات عادلانه برای مدیریت تنگه هرمز، تحت نظارت ایران و دست‌کم یک کشور عربی حاشیه خلیج فارس، می‌تواند از این آینده فاجعه‌بار جلوگیری کند.

چنین سازوکاری به همکاری مستمر ایران و همسایگانش منجر می‌شود، تنش‌های منطقه‌ای را کاهش می‌دهد و حتی به مرور زمان نیز می‌تواند به کاهش برخی منازعات در سایر مناطق جهان کمک کند. حداقلی‌ترین نتیجه آن، حصول اطمینان از ثبات بیشتر در جریان انتقال کالاها و خدمات از طریق مهم‌ترین آبراه‌های تجاری جهان خواهد بود.

ایران قطعا از چنین توافقی استقبال خواهد کرد، زیرا تقریبا تمام نگرانی‌هایش را برطرف می‌کند. اما به باور نگارنده، مشکل اصلی این است که در چشم ترامپ، چنین توافقی معادل شکست خواهد بود. البته اگر بتوان او را به حماقت آشکار آغاز این جنگ متقاعد کرد، شاید بتوان او را به پذیرش چنین توافقی نیز قانع کرد.

برای این منظور باید ترامپ متقاعد شود که چنین توافقی می‌تواند به توافقی بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز بینجامد و این، احتمالی موثق است، زیرا کنترل تنگه هرمز همان بازدارندگی مورد نیاز تهران است و در چنین شرایطی احتمالا ایرانیان حاضر خواهند شد که غنی‌سازی اورانیوم را به سطوح پایین و برای مصارف صلح‌آمیز(که تهران از ابتدا بارها و بارها بر آن تاکید کرده و به تایید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز رسیده است)، محدود کند. اینکه چه کسی قادر است ترامپ را متقاعد کند، مشخص نیست.

اما ترامپ هم‌اکنون شتاب‌زده و عجولانه در مسیر عکس حرکت می‌کند؛ بار دیگر به رویکرد همیشگی و خوی جنگ‌طلبی خود بازگشته و در تقلاست تا از طریق بمباران، راهی برای خروج از افتضاحِ خودساخته‌اش بیابد. اگر تا ماه نوامبر مسیرش را تغییر ندهد، ممکن است دیگر خیلی دیر شده باشد.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: تنگه هرمز / واشنگتن / رسانه آمریکایی / مهار ایران / ماندوویس