اصرار کشورهای غربی بر طرح دوباره پرونده هستهای ایران در شورای امنیت، با وجود پایان اعتبار قطعنامه 2231 و مخالفت چین و روسیه، از تغییر موازنه قدرت جهانی، ناکامی غرب در اجماعسازی و تشدید چالش مشروعیت نهادهای بینالمللی حکایت دارد.
نورنیوز-گروه بینالملل: نشست اخیر شورای امنیت درباره پرونده هستهای ایران بار دیگر اختلاف دیدگاه میان کشورهای غربی و برخی اعضای تأثیرگذار این شورا را آشکار کرد. کشورهای اروپایی با طرح دوباره موضوع مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمها تلاش کردند پروندهای را احیا کنند که به باور ایران، چین و روسیه، با پایان یافتن اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ فاقد مبنای حقوقی است. از این منظر، اصرار بر بازگشایی این پرونده نه تنها کمکی به حل اختلافات نمیکند، بلکه پرسشهایی جدی درباره پایبندی برخی قدرتهای غربی به قواعد حقوق بینالملل و جایگاه شورای امنیت به وجود آورده است.
در همین حال، شورای امنیت در قبال برخی بحرانهای مهم از جمله حملات رژیم صهیونیستی به غزه و لبنان و همچنین حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، عملکردی متفاوت از ادعاهای خود درباره حفظ صلح و امنیت بینالمللی داشته است. این دوگانگی موجب تضعیف اعتبار نهادهای بینالمللی و افزایش نگاه سیاسی به تصمیمات شورای امنیت شده است.
شکست تلاش غرب برای اجماعسازی
یکی از مهمترین ویژگیهای نشست اخیر، مخالفت آشکار چین و روسیه با دستور کار پیشنهادی کشورهای غربی بود. نماینده چین تأکید کرد که قطعنامه ۲۲۳۱ منقضی شده و پرونده هستهای ایران از منظر شورای امنیت خاتمه یافته است و سیاسیکردن این موضوع تنها اختلافات را افزایش میدهد. نماینده روسیه نیز اعلام کرد که برخی اعضا در تلاشاند موضوعاتی را دوباره مطرح کنند که دیگر در دستور کار شورا قرار ندارند.
این مواضع نشان داد که برخلاف گذشته، غرب دیگر قادر نیست به آسانی اجماع مورد نظر خود را در شورای امنیت ایجاد کند. شکلگیری نظم جدید بینالمللی و افزایش نقش قدرتهایی مانند چین و روسیه، فضای تصمیمگیری در نهادهای جهانی را تغییر داده است. این وضعیت همچنین بیانگر ظرفیت ایران برای تعامل با کشورهای مستقل و مقابله با یکجانبهگرایی غرب ارزیابی میشود.
دوگانگی غرب در موضوع هستهای
رفتار کشورهای اروپایی و آمریکا در موضوع هستهای با استانداردهای دوگانه همراه بوده است. از یک سو، این کشورها بار دیگر ادعاهای مرتبط با برنامه هستهای ایران را مطرح میکنند و از سوی دیگر، در برابر توسعه و نوسازی زرادخانههای هستهای قدرتهای بزرگ یا حملات انجامشده علیه تأسیسات هستهای ایران موضعی قاطع اتخاذ نکردهاند.
در همین چارچوب، گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور اقدامات قهری یکجانبه، آثار گسترده تحریمها بر زندگی مردم ایران، بهویژه زنان و کودکان، را مورد توجه قرار داده و این اقدامات را از منظر حقوق بشری قابل تأمل دانسته است. همچنین، حملات به تأسیسات هستهای ایران بدون واکنش مؤثر نهادهای مسئول، اعتبار سازوکارهای بینالمللی در حوزه عدم اشاعه را با چالش مواجه کرده است.
این مجموعه رفتارها موجب شده است ادعاهای غرب درباره دفاع از رژیم عدم اشاعه با پرسشهای جدی روبهرو شود و عملکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز از سوی ایران سیاسی و متأثر از فشارهای کشورهای غربی توصیف شود.
پیامدهای راهبرد فشار بر ایران
برخی کشورهای اروپایی همچنان بر سیاست فشار، تحریم و استفاده از ابزارهای سیاسی علیه ایران تأکید دارند. این رویکرد در شرایطی دنبال میشود که تجربه تنشهای اخیر نشان داده ایران در برابر فشارهای سیاسی و نظامی از مواضع خود عقبنشینی نخواهد کرد و هرگونه اقدام علیه امنیت و منافع خود را با پاسخ متناسب همراه خواهد ساخت.
از سوی دیگر، موضوع تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه به شمار میرود. اعمال فشارهای سیاسی و حقوقی نمیتواند جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در این آبراه راهبردی را تغییر دهد و هرگونه تشدید تنش، بیش از همه منافع کشورهای غربی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در مجموع، نشست اخیر شورای امنیت نشان داد اختلافات درباره پرونده هستهای ایران همچنان ادامه دارد، اما همزمان تغییر موازنه قدرت در نظام بینالملل، امکان اجماعسازی گذشته را برای کشورهای غربی دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، ادامه رویکردهای مبتنی بر فشار و تقابل، نه تنها به حل اختلافات کمکی نخواهد کرد، بلکه میتواند بر پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی موجود بیفزاید و بیش از پیش اعتبار نهادهای بینالمللی را با چالش روبهرو سازد.