بحران امروز نوجوانان در عرصه فرهنگ، فقط بحران کتابخوانی نیست؛ بحران «رشد خواندن» است. نسل جدید کمتر از گذشته از متنهای طولانی، روایتهای چندلایه و آثار فکری بهره میبرد؛ در نتیجه مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، تحلیل استدلال و درک پیچیدگیهای جهان نیز با تهدید روبهرو میشوند.
نورنیوز - گروه فرهنگی: برای سالها، نگرانی اصلی نظامهای آموزشی کاهش سرانه مطالعه بود؛ اما اکنون مسئله از «کم خواندن» فراتر رفته و به «ناتوانی در خواندن متنهای پیچیده» رسیده است. گزارش تازه مؤسسه آموزشی رنسانس (Renaissance) از بریتانیا و ایرلند، تصویری نگرانکننده از وضعیت نسل نوجوان ارائه میدهد؛ نسلی که بخش قابل توجهی از آن، بهویژه پسران، حتی در سالهای پایانی دبیرستان همچنان کتابهایی در سطح دبستان را میخوانند و از مواجهه با آثار دشوارتر فاصله گرفتهاند.
این مطالعه که بر پایه بیش از ۲۳ میلیون آزمون مطالعه نزدیک به یک میلیون و صد هزار دانشآموز در سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۴ انجام شده، نشان میدهد بیشتر پسران ۱۱ تا ۱۴ سال هنوز مجموعه کتابهای ساده و تصویری مانند «خاطرات یک بچه چلمن» را ترجیح میدهند؛ آثاری که برای گروههای سنی پایینتر نوشته شدهاند. حتی در گروه سنی ۱۳ تا ۱۶ سال نیز بخش قابل توجهی از محبوبترین کتابها همچنان در سطحی پایینتر از توان مورد انتظار این گروه قرار دارد. دختران وضعیت نسبتاً بهتری دارند و دامنه متنوعتری از رمانها را انتخاب میکنند، اما آنان نیز از منظر تنوع ژانر و نویسندگان با محدودیت جدی روبهرو هستند.
این یافتهها صرفاً یک مسئله ادبی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر در نحوه یادگیری و پردازش اطلاعات نسل جدید است. خواندن آثار بلند و پیچیده، تنها برای انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه تمرینی برای تمرکز، استدلال، تخیل، همدلی و تحلیل محسوب میشود. وقتی نوجوانان عمدتاً به متنهای ساده عادت میکنند، توانایی آنان برای فهم مطالب پیچیده دانشگاهی، تحلیل مسائل اجتماعی و حتی تصمیمگیری منطقی نیز به تدریج تضعیف میشود. گزارش مورد نظر، سه عامل را در شکلگیری این وضعیت برجسته میکند.
نخست، سلطه رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی است. نوجوانان امروز بخش عمده اوقات فراغت خود را در تلفنهای همراه، ویدئوهای کوتاه و جریان بیپایان محتوا سپری میکنند. این محیط، ذهن را به دریافت سریع، تصاویر متوالی و پیامهای کوتاه عادت میدهد؛ در حالی که مطالعه کتاب، نیازمند صبر، تمرکز و تداوم است. هرچه مغز بیشتر به مصرف محتوای کوتاه خو بگیرد، تحمل آن برای خواندن متون طولانی کاهش مییابد.
عامل دوم، کاهش نقش مدرسه در پرورش فرهنگ مطالعه است. بر اساس پژوهشهای مورد استناد این گزارش، تنها حدود یکچهارم مدارس متوسطه بریتانیا روزانه دستکم پانزده دقیقه زمان رسمی برای مطالعه آزاد اختصاص میدهند؛ در حالی که این نسبت در مدارس ابتدایی نزدیک به دوسوم است. به بیان دیگر، درست در دورهای که نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در معرض رقابت رسانههای دیجیتال قرار دارند، حمایت مدرسه از عادت مطالعه نیز کاهش مییابد.
اما شاید مهمترین تحول سالهای اخیر، ظهور هوش مصنوعی باشد. اگرچه نویسنده گزارش سهم هوش مصنوعی را در کنار شبکههای اجتماعی مطرح میکند، اما اهمیت آن بسیار فراتر از یک ابزار جدید است. نوجوانی که میتواند با چند جمله از یک چتبات هوشمند، خلاصه هر کتاب، پاسخ هر تکلیف یا تحلیل هر متن را دریافت کند، ممکن است دیگر انگیزه کمتری برای طی کردن مسیر دشوار مطالعه داشته باشد. هوش مصنوعی میتواند فرآیند «رسیدن به پاسخ» را به شدت کوتاه کند، اما اگر بدون هدایت آموزشی به کار گرفته شود، ممکن است خودِ فرآیند یادگیری را نیز دور بزند.
این همان پارادوکسی است که نظامهای آموزشی جهان با آن روبهرو شدهاند. هوش مصنوعی میتواند یکی از بهترین معلمان شخصی تاریخ باشد؛ متون دشوار را توضیح دهد، واژگان جدید را آموزش دهد و دانشآموز را به مطالعه بیشتر تشویق کند. اما همین فناوری، اگر صرفاً به ابزار خلاصهسازی و تولید پاسخ تبدیل شود، توان خواندن عمیق را به تدریج تحلیل میبرد. تفاوت میان این دو، نه در فناوری، بلکه در شیوه استفاده از آن است.
در این میان، یک نکته مهم نیز نباید نادیده گرفته شود. پژوهشگران تأکید میکنند مشکل از کتابهای محبوب نوجوانان نیست. مجموعههایی مانند «خاطرات یک بچه چلمن» یا «هری پاتر» میتوانند نقطه شروع مناسبی برای علاقهمند کردن نوجوانان به مطالعه باشند. مسئله آنجاست که بسیاری از دانشآموزان هرگز از این مرحله عبور نمیکنند. خوانندهای که همواره در یک سطح باقی بماند، به تدریج رشد زبانی و شناختی خود را متوقف میکند.
از این منظر، بحران امروز صرفاً بحران کتابخوانی نیست؛ بحران «رشد خواندن» است. نسل جدید کمتر از گذشته از متنهای طولانی، روایتهای چندلایه و آثار فکری بهره میبرد؛ در نتیجه مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، تحلیل استدلال و درک پیچیدگیهای جهان نیز با تهدید روبهرو میشوند.
این گزارش برای کشورهایی مانند ایران نیز حامل پیام مهمی است. اگرچه شرایط فرهنگی و آموزشی متفاوت است، اما نوجوانان ایرانی نیز با همان زیستبوم دیجیتال جهانی زندگی میکنند؛ همان شبکههای اجتماعی، همان ویدئوهای کوتاه و اکنون همان ابزارهای هوش مصنوعی. بنابراین، چالش کتابخوانی دیگر صرفاً مسئلهای فرهنگی نیست، بلکه به یکی از مهمترین موضوعات سیاستگذاری آموزشی در عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است.
پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی جای کتاب را خواهد گرفت یا نه؛ بلکه این است که آیا نظام آموزشی خواهد توانست هوش مصنوعی را به پلی برای رسیدن به کتاب تبدیل کند یا اجازه خواهد داد کتاب به قربانی هوش مصنوعی بدل شود. آینده سواد، بیش از آنکه به قدرت فناوری وابسته باشد، به نحوه مدیریت این فناوری در مدرسه، خانواده و جامعه بستگی خواهد داشت.