ادعاهای تازه ترامپ درباره قرار داشتن در فهرست ترور، همزمان با فشارهای انتخاباتی و تحرکات رژیم صهیونیستی، به محور یک جنگ روایتها تبدیل شده است؛ روایتی که در برابر آن، بر حقوق ایران در چارچوب حقوق بینالملل و مقابله با تروریسم تأکید میشود.
نورنیوز-گروه بین الملل: دونالد ترامپ از زمان حضور در ترکیه و شرکت در نشست سران ناتو، کلیدواژهای تازه را به ادبیات سیاسی و رسانهای خود افزوده است؛ ادعایی با این مضمون که «در فهرست ترور قرار دارد» و «بیش از هر زمان دیگری با تهدید ترور مواجه بوده است».
او در شرایطی که همزمان با تحقیرسازی، متهمسازی و تهدید علیه حاضران در نشست ناتو و همچنین ساختار نظام جهانی، با نادیده گرفتن قواعد بینالمللی، اظهاراتی تند و اقداماتی تنشزا علیه ملت ایران مطرح کرده است، بار دیگر روایت مظلومنمایی را با محوریت قرار گرفتن در معرض تهدید ترور برجسته ساخته است.
نکته قابل تأمل، بهرهبرداری صهیونیستها از این فضای ادراکی و رسانهای است؛ چنانکه ادعاهایی درباره ارائه اطلاعاتی از سوی اسرائیل به واشنگتن مطرح شده که مدعی بررسی یک طرح جدید ایران برای ترور دونالد ترامپ است. این اطلاعات، در کنار سوءقصد نافرجام ژوئیه ۲۰۲۴ در پنسیلوانیا ــ که ترامپ آن را به جمهوری اسلامی ایران نسبت داده است ــ موجب شده موضوع ترور از یک مسئله صرفاً امنیتی فراتر رفته و به بخشی از روایت سیاسی او تبدیل شود.
همزمانی برجسته شدن این ادعاها با تلاش صهیونیستها برای نمایش نقش حمایتی خود از ترامپ، در شرایطی رخ داده که وی با بحرانهای داخلی، چالشهای انتخاباتی و کاهش محبوبیت مواجه است. از سوی دیگر، تحولات منطقهای و آنچه درباره نمایش اقتدار ایران در عرصههای سیاسی، میدانی و دیپلماتیک مطرح میشود، در شکلگیری این فضای رسانهای بیتأثیر نبوده است.
از این منظر، طرح چنین ادعاهایی تلاشی برای تغییر جهت افکار عمومی و بازسازی یک روایت سیاسی ارزیابی میشود؛ روایتی که هدف آن، برجستهسازی جایگاه ترامپ در قامت فردی تحت تهدید و در عین حال، توجیه اقدامات احتمالی آینده علیه ایران عنوان شده است.
رؤیای پادشاهی در سایه مظلومنمایی؛ فرار از بحران مشروعیت
ترامپ و حزب جمهوریخواه در شرایطی برای انتخابات میاندورهای کنگره آماده میشوند که نشانههای موجود از فشارهای سیاسی و اجتماعی گسترده بر آنان حکایت دارد. بحران محبوبیت، نارضایتیهای داخلی و نگرانی از نتایج انتخاباتی، فضای دشواری را برای رئیسجمهور آمریکا ایجاد کرده است.
تلاش ترامپ برای بهرهگیری از موضوعاتی همچون انرژی، تنگه هرمز و تحولات بینالمللی نیز نتوانسته است بهطور کامل فضای سیاسی مورد نظر او را ایجاد کند. از همین رو، اقداماتی ناگهانی و پرحاشیه برای اثرگذاری بر فضای سیاسی داخلی در دستور کار او قرار گرفته است.
حتی برخی اقدامات نمادین و رسانهای، از جمله ورود به موضوعات ورزشی و فرهنگی، نتوانسته تصویر عمومی او را بهبود بخشد و در مواردی به افزایش انتقادها و واکنشهای منفی انجامیده است.
در چنین شرایطی، تکرار ادعای تهدید ترور میتواند تلاشی برای بازسازی تصویری از «رهبری مقاوم در برابر تهدیدها» باشد؛ تصویری که برخی آن را مشابه الگویی میدانند که رونالد ریگان در دوران ریاستجمهوری خود از آن بهره گرفت.
سناریوی جدید اسرائیل؛ بهرهبرداری از تهدید ترور برای بازسازی جایگاه
تقارن میان ادعاهای ترامپ درباره تهدید ترور و تحرکات اخیر رژیم صهیونیستی، موضوعی قابل تأمل است. از یک سو، مقامهای آمریکایی در سایه فشارهای داخلی و انتخاباتی تلاش کردهاند فاصلهای ظاهری با برخی سیاستهای اسرائیل ایجاد کنند و از سوی دیگر، افزایش انتقادها در جامعه آمریکا نسبت به روابط واشنگتن و تلآویو، نگرانیهایی را برای حامیان این رژیم ایجاد کرده است.
در این شرایط، استفاده از روایت تهدید علیه ترامپ میتواند فرصتی برای معرفی رژیم صهیونیستی به عنوان شریک امنیتی و حامی اصلی ساختار سیاسی آمریکا تلقی شود؛ اقدامی که هدف آن، کاهش فشارهای افکار عمومی علیه این رژیم و بازسازی جایگاه آن در فضای سیاسی آمریکا عنوان میشود.
همزمان، ادامه سیاستهای تنشزا از سوی برخی مقامهای اسرائیلی و طرح تهدیدهای مستقیم علیه ایران، در این چارچوب به عنوان بخشی از راهبردی برای حفظ قدرت و ایجاد فضای بحرانی ارزیابی شده است.
بازی با واژگان؛ واقعیتی که تغییر نمیکند
ترامپ با طرح ادعاهای مربوط به ترور خود و بهرهگیری از فضای رسانهای، در حالی تلاش میکند ایران را متهم کرده و زمینه توجیه اقدامات نظامی، اقتصادی و سیاسی آینده علیه تهران را فراهم سازد که بازی با واژگان نمیتواند اصول و قواعد حقوق بینالملل را تغییر دهد.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با ابزار ترور که ناقض قوانین بینالمللی، منشور ملل متحد، موازین حقوق بشری و کنوانسیونهای جهانی دانسته میشود، علیه مقامهای ایرانی، دانشمندان هستهای و مسئولان سیاسی اقدام کرده اند، حمله به ۱۶۸ دانشآموز مدرسه میناب نمونهای از این جنایت ضدبشری به شمار می رود.
ایران در چارچوب حقوق بینالملل و قوانین عرفی، حق واکنش نسبت به قربانیان اقدامات تروریستی را داراست و هیاهوی رسانهای و مظلومنمایی مقامهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نمیتواند این حق را نادیده بگیرد.
آنچه از سوی ملت و مسئولان ایرانی درباره ضرورت مقابله با متجاوزان و خونخواهی قربانیان اقدامات تروریستی مطرح میشود، در این چارچوب حقی انکارناپذیر تلقی شده است؛ در حالی که تهدید مقامهای ایرانی و زیرساختهای کشور، مصداق تروریسم دولتی و جنایت جنگی است.
سکوت جامعه جهانی در برابر چنین اقداماتی، میتواند زمینهساز بدعتی خطرناک شود؛ بدعتی که موجب تقویت و تداوم روندهای خشونتآمیز و تهدیدآفرین در عرصه بینالمللی خواهد شد.