نورنیوز https://nournews.ir/n/329493
کد خبر: 329493
18 تیر 1405
نورنیوز سخنان موهن رییس جمهور آمریکا در اجلاس ناتو را بررسی می کند

ترامپ، پیشوای ابتذال سیاست و سقوط اخلاق در حکمرانی


شاید خطرناک‌ترین بخش بحرانی که این روزهاآمریکا ایجاد کرده،نه صرفاًآتشبازی نظامی درخلیج فارس، بلکه عادی‌شدن زبانی باشدکه تحقیر را جایگزین استدلال ونفرت راجایگزین دیپلماسی می‌کند.اگرچنین زبانی به عرف سیاست بین‌الملل تبدیل شود،اعتبار اخلاقی نظام بین‌الملل وشأن سیاست دربالاترین سطوح قدرت رافرسوده خواهدکرد.این همان نشانه‌ای است که می‌توان آن راابتذال سیاست نامید.

نورنیوز - گروه سیاسی: ازسرگیری درگیری‌های نظامی در خلیج فارس، و حملات تجاوزکارانه آمریکا به اهداف نظامی و غیرنظامی در خاک ایران، اگرچه الزاماً به معنای شکست یادداشت تفاهم سیاسی امضا شده بین طرفین نیست؛ اما توأم با اتفاق بسیار ناخوشایندی بود که بی گمان نشانه‌ای از شکست فرهنگ سیاسی در رفتار مقامات ارشد واشنگتن است.

توافق‌ها ممکن است نقض شوند، آتش‌بس‌ها ممکن است فروبریزند و بحران‌ها دوباره شعله‌ور شوند؛ اما آنچه بیش از همه درباره آینده سیاست جهانی هشدار می‌دهد، «تغییر زبان سیاست» است. زبان، تنها وسیله انتقال پیام نیست؛ بلکه خود بخشی از واقعیت سیاسی را می‌سازد.

اظهارات موهن دونالد ترامپ در حاشیه اجلاس ناتو در آنکارا نمونه‌ای قابل تأمل از دگرگونی در زبان سیاست است. او در توصیف ایران و تصمیم سازان و تصمیم گیرانش از واژگانی بسیار  زشت و شرم آور استفاده کرد و هم‌زمان اعلام کرد که تفاهم با ایران را پایان‌یافته می‌داند. این ادبیات، دیگر زبان دیپلماسی نیست؛ زبان خشم، تحقیر و طرد است.

در روابط بین‌الملل، واژه‌ها اهمیت دارند، زیرا پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، کلمات شلیک می‌شوند. ادبیات تحقیرآمیز، طرف مقابل را از یک «کنشگر سیاسی» به یک «دشمن غیرانسانی» تبدیل می‌کند. وقتی رقیب دیگر «دولت» یا «طرف مذاکره» نیست، بلکه «آدم بیمار» یا «اوباش» معرفی می‌شود، هزینه اخلاقی و روانی استفاده از خشونت نیز کاهش می‌یابد. تاریخ نشان داده است که جنگ‌ها معمولاً پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شوند، در عرصه زبان آغاز می‌شوند. این مسئله صرفاً به ایران مربوط نیست.

آنچه در آنکارا دیده شد، تصویری از افول استانداردهای گفتار در بالاترین سطح قدرت سیاسی آمریکا بود. ایالات متحده دهه‌ها تلاش کرده بود خود را نماینده نظم مبتنی بر قواعد، گفت‌وگو و دیپلماسی معرفی کند. حتی در اوج جنگ سرد نیز رؤسای جمهور آمریکا معمولاً میان نقد شدید یک حکومت و تحقیر انسان‌ها و به‌کارگیری ادبیات توهین‌آمیز تمایز قائل می‌شدند. امروز اما گاه این مرز در بالاترین سطح قدرت سیاسی آمریکا رنگ می‌بازد.

ابتذال سیاست دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که سیاستمدار، به جای استدلال، به برچسب‌زنی پناه می‌برد؛ به جای اقناع، تحقیر را انتخاب می‌کند؛ و به جای زبان مسئولانه، از ادبیات هیجانی برای بسیج افکار عمومی بهره می‌گیرد. این همان فرآیندی است که سیاست را از عرصه عقلانیت به میدان نمایش تبدیل می‌کند؛ جایی که میزان تندی واژگان، جای عمق تحلیل را می‌گیرد.

از منظر راهبردی نیز این نوع گفتار آثار زیان‌باری دارد. زبان نفرت، فضای مانور دیپلماتیک را محدود می‌کند، امکان بازگشت به میز مذاکره را دشوارتر می‌سازد و طرفین را در چرخه‌ای از تشدید متقابل گرفتار می‌کند. هنگامی که رهبران کشورها یکدیگر را با واژگان تحقیرآمیز خطاب می‌کنند، عقب‌نشینی سیاسی نیز برای آنان پرهزینه‌تر می‌شود، زیرا هرگونه مصالحه در افکار عمومی به‌منزله عدول از همان ادبیات تهاجمی تعبیر خواهد شد.

نکته نگران‌کننده‌تر آن است که این زبان، محدود به یک بحران یا یک پرونده نیست. پژوهش‌های دانشگاهی نیز نشان داده‌اند که از سال ۲۰۱۶ به این سو، لحن گفتار سیاستمداران آمریکایی به‌طور محسوسی منفی‌تر شده و سهم دونالد ترامپ در این تغییر، بسیار برجسته بوده است. بنابراین، آنچه امروز در بحران خلیج فارس مشاهده می‌شود، صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه امتداد الگویی است که در آن هیجان، خشم و تحقیر به ابزار ثابت سیاست‌ورزی تبدیل شده‌اند.

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به خویشتنداری زبانی نیاز دارد. در منطقه‌ای که هر واژه می‌تواند بر بازار انرژی، امنیت دریانوردی و ثبات زندگی میلیون‌ها انسان اثر بگذارد، مسئولیت رهبران تنها فرماندهی ارتش‌ها نیست؛ مسئولیت آنان، مدیریت واژگان نیز هست. سیاستی که زبان خود را از دست بدهد، دیر یا زود عقلانیت خود را نیز از دست خواهد داد.

از همین رو، شاید خطرناک‌ترین بخش بحرانی که این روزها آمریکا ایجاد کرده، نه صرفاً آتشبازی نظامی در خلیج فارس، بلکه عادی‌شدن زبانی باشد که تحقیر را جایگزین استدلال و نفرت را جایگزین دیپلماسی می‌کند.

اگر چنین زبانی به عرف سیاست بین‌الملل تبدیل شود، خسارت آن تنها متوجه یک کشور یا یک منطقه نخواهد بود؛ بلکه اعتبار اخلاقی نظام بین‌الملل و شأن سیاست در بالاترین سطوح قدرت را فرسوده خواهد کرد. این همان نشانه‌ای است که می‌توان آن را ابتذال سیاست نامید؛  ابتذالی که از واژه‌ها آغاز می‌شود، اما می‌تواند به سرنوشت ملت‌ها بینجامد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / دیپلماسی / سیاست / حکمرانی / تحقیر / ابتذال / سقوط اخلاق