آنان که به نام انقلابیگری، وحدت ملی را به میتینگ حزبی تبدیل میکنند، آگاهانه یا ناآگاهانه، مهمترین دستاورد این روزهای ملت ایران را تضعیف میکنند. انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز، به عقلانیت، قانونگرایی، اخلاق و وحدت نیاز دارد؛ نه به رادیکالیسمی که مرز میان دوست و دشمن را در حساسترین مقاطع تاریخی مخدوش میسازد.
نورنیوز- گروه سیاسی: حضور خیرهکننده و حماسی مردم در آیینهای وداع و تشییع پیکر رهبر شهید و اعضای خانواده ایشان، در تهران و قم و اکنون در عتبات عراق، یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی ایران در شرایط حساس کنونی بوده است؛اتفاقی که به اقرار دوست و دشمن حکایت از یکدلی و همدلی مردم با آرمانهای میهنی و انقلابی است. میلیونها ایرانی با سلایق، گرایشها و دیدگاههای مختلف، فارغ از اختلافات سیاسی، در کنار یکدیگر گرد آمدند تا بار دیگر نشان دهند هنگامی که پای امنیت، عزت و تمامیت ایران در میان باشد، جامعه ایرانی هنوز از ظرفیت بالایی برای همبستگی ملی برخوردار است. این صحنهها نه فقط برای افکار عمومی داخل کشور، بلکه برای دشمنانی که در ماههای اخیر بارها از تشدید فشار، تهدید و حتی تجاوز نظامی علیه ایران سخن گفتهاند، حامل پیامی روشن بود؛ ایران در بزنگاههای تاریخی، توانایی بازسازی انسجام خود را دارد.
اما درست در دل همین نمایش باشکوه وحدت، رفتارها و سخنانی از معدود فعالان سیاسی یا شهروندان دیده شد که کام ملت را تلخ کرد. تعرض کلامی و در مواردی عملی به برخی مسئولان رسمی کشور، از جمله رئیسجمهور، وزیر امور خارجه یا رئیس مجلس، نه تنها نسبتی با روح آن مراسم نداشت، بلکه عملاً آن را از کارکرد ملی خود دور میکرد. این رفتارها، هر چند از سوی گروهی محدود انجام شد، اما به دلیل بازتاب رسانهای گسترده، تصویری نادرست از فضای عمومی کشور ارائه داد؛ تصویری که بیش از هر کس، دشمنان ایران از آن بهرهبرداری خواهند کرد.
امروز مسئله اصلی کشور، اختلافات داخلی میان مسئولانی نیست که هر یک در چارچوب مسئولیت قانونی خود مشغول اداره امور کشور هستند. در شرایطی که رئیسجمهور آمریکا بار دیگر ادبیات تهدید، فشار و حتی تکرار تجاوز را علیه ایران مطرح میکند و تلاش دارد فضای ناامنی و بیثباتی را بر منطقه تحمیل کند، طبیعیترین انتظار آن است که همه ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی کشور حول دفاع از منافع ملی و تقویت انسجام داخلی بسیج شوند. در چنین شرایطی، حمله به مسئولانی که در صف نخست اداره کشور قرار دارند، هر توجیهی که برای آن ساخته شود، در عمل چیزی جز تضعیف جبهه داخلی نیست.

نکته مهمتر آن است که این رفتارها با مبانی فکری و سیاسی انقلاب اسلامی نیز سازگار نیست. رهبر شهید انقلاب در مقاطع مختلف نسبت به پدیده «سوپرانقلابیها» هشدار داده بودند؛ کسانی که گمان میکنند انقلابیگری به معنای عبور از قانون، نادیده گرفتن مصالح کشور یا تخریب نیروهای درون نظام است. ایشان بارها تأکید کردهاند که هیجان جایگزین عقلانیت نمیشود و احساسات انقلابی، هر اندازه هم صادقانه باشد، اگر از چارچوب قانون، اخلاق و مصلحت عمومی خارج شود، نه تنها کمکی به انقلاب نمیکند، بلکه هزینههایی بر کشور تحمیل خواهد کرد.
از همین منظر بود که رهبر شهید همواره با اقدامات خودسرانه مخالفت کرده و فعالان سیاسی و نیروهای انقلابی را به رعایت ضوابط قانونی، اخلاق سیاسی و حفظ وحدت دعوت میکردند. تجربه چهار دهه گذشته نیز نشان داده است که هرگاه گروههایی کوشیدهاند خود را فراتر از قانون یا نماینده انحصاری انقلاب معرفی کنند، نتیجه چیزی جز افزایش شکافهای داخلی و فراهم شدن فرصت برای سوءاستفاده دشمنان نبوده است.
مراسم تشییع شهدا، متعلق به همه مردم ایران است؛ نه به یک حزب، نه به یک جناح و نه به یک جریان سیاسی. این آیینها، لحظه تجلی حافظه مشترک ملی و میدان بازسازی همبستگی اجتماعی هستند. تبدیل چنین مناسبتهایی به تریبون تسویهحسابهای جناحی، در واقع مصادره سرمایه ملی به سود منافع محدود سیاسی است. هیچ جریان سیاسی حق ندارد احساسات پاک مردم را به ابزاری برای نمایش قدرت خیابانی یا فشار بر نهادهای رسمی کشور تبدیل کند.
نباید فراموش کرد که دشمنان ایران دقیقاً به دنبال شکستن همین سرمایه اجتماعی هستند. آنها به خوبی میدانند که فشار خارجی، هنگامی مؤثر خواهد بود که با شکاف داخلی همراه شود. از این رو هر تصویر، شعار یا رفتاری که بتواند اختلافات داخلی را برجسته کند، به سرعت در رسانههای معاند بازتولید و بزرگنمایی میشود. در چنین شرایطی، مسئولیت نیروهای سیاسی چند برابر است. آنان باید مراقب باشند ناخواسته در زمین طراحیشده رقیب بازی نکنند.
البته این سخن هرگز به معنای نفی حق نقد مسئولان نیست. در جمهوری اسلامی، نقد عملکرد دولت، مجلس یا دستگاه دیپلماسی نه تنها مجاز، بلکه ضرورتی برای اصلاح امور است. اما میان نقد مسئولانه با تخریب، میان مطالبهگری با هتک حرمت، و میان اعتراض قانونی با برهم زدن مناسبتهای ملی فاصلهای عمیق وجود دارد. جامعهای که این مرزها را از دست بدهد، به تدریج سرمایه گفتوگو و اعتماد متقابل خود را نیز از دست خواهد داد.
نکته قابل تأمل دیگر آن است که رهبر انقلاب، حضرا آیت الله سید مجتبی خامنهای نیز درباره مسئولان ارشد کشور که کارگزاران مذاکرات پایان جنگ هستند، از تعابی همدلانهای استفاده کردهاند که بر حسن نیت، دلسوزی و تلاش آنان تأکید دارد، حتی اگر درباره برخی سیاستها یا عملکردها نقد و اختلاف نظر وجود داشته باشد. این نگاه، یک قاعده مهم حکمرانی را یادآور میشود؛ حفظ اعتبار نهادهای رسمی کشور، بخشی از حفظ اقتدار ملی است. تخریب مستمر مسئولان در برابر افکار عمومی، پیش از آنکه به اشخاص آسیب بزند، اعتبار ساختار حکمرانی را تضعیف میکند و هزینه آن را همه کشور خواهند پرداخت.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، خویشتنداری و بلوغ سیاسی نیاز دارد. سرمایه وحدتی که مردم در مراسم تشییع شهدا خلق کردند، نباید با رفتارهای هیجانی و انحصارطلبانه آسیب ببیند. اگر آن حضور عظیم مردمی حامل پیامی بود، آن پیام چیزی جز همبستگی، همدلی و اولویت دادن به ایران بر رقابتهای سیاسی نبود.
امروز وظیفه همه جریانهای سیاسی، فارغ از گرایشهای فکری، آن است که از این سرمایه مشترک صیانت کنند. آنان که به نام انقلابیگری، وحدت ملی را به میتینگ حزبی تبدیل میکنند، آگاهانه یا ناآگاهانه، مهمترین دستاورد این روزهای ملت ایران را تضعیف میکنند. انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز، به عقلانیت، قانونگرایی، اخلاق و وحدت نیاز دارد؛ نه به رادیکالیسمی که مرز میان دوست و دشمن را در حساسترین مقاطع تاریخی مخدوش میسازد.