اجلاس آنکارای ناتو در شرایطی برگزار شد که این ائتلاف با بحرانهای همزمانی چون جنگ اوکراین، شکافهای داخلی، تحولات خاورمیانه و پرسشهای جدی درباره اعتبار سیاستهای امنیتی و حقوقی خود مواجه است.
نورنیوز-گروه بینالملل: نشست سران ناتو در آنکارا اگرچه با هدف نمایش اقتدار، همبستگی و عزم مشترک اعضا برگزار شد، اما واقعیتهای میدانی و تحولات بینالمللی نشان داد که این پیمان نظامی بیش از هر زمان دیگری با بحران اعتبار، شکاف راهبردی و تناقض در رفتار سیاسی مواجه است. آنچه در آنکارا دیده شد، بیش از آنکه تصویر یک ائتلاف مقتدر باشد، تلاش برای پنهان کردن اختلافهایی بود که از جنگ اوکراین تا تحولات خاورمیانه، از تقسیم هزینههای دفاعی تا آینده روابط فراآتلانتیکی، روزبهروز عمیقتر شده است.
ناتو؛ نمایش وحدت در سایه شکافهای درونی
ناتو سالهاست خود را مدافع امنیت جمعی، نظم بینالمللی و حقوق بینالملل معرفی میکند، اما عملکرد این ائتلاف در بحرانهای اخیر، پرسشهای جدی درباره میزان پایبندی آن به همین اصول ایجاد کرده است. اگر احترام به حاکمیت کشورها، مخالفت با توسل به زور و دفاع از قوانین بینالمللی، اصولی جهانشمول هستند، این اصول نباید تابع ملاحظات سیاسی و منافع قدرتهای بزرگ باشند.
اختلاف میان اعضای ناتو درباره تقسیم هزینههای دفاعی، میزان نقشآفرینی آمریکا در امنیت اروپا و نحوه مواجهه با بحرانهای جهانی، نشان میدهد انسجام این ائتلاف با چالشهای جدی روبهرو شده است. اروپا دیگر مانند گذشته اطمینان ندارد که واشنگتن در هر شرایطی هزینه امنیتی این قاره را تأمین خواهد کرد و آمریکا نیز خواهان مشارکت مالی و نظامی بیشتر متحدان اروپایی است.
این اختلافها تنها یک مناقشه مالی نیست، بلکه بازتاب تغییرات عمیق در ساختار قدرت جهانی است؛ ساختاری که در آن آمریکا با بحرانهای متعدد همزمان مواجه است و اروپا نیز در تلاش است جایگاه مستقلتری در معادلات امنیتی پیدا کند.
اوکراین؛ جنگی که آزمون راهبردی ناتو شد
جنگ اوکراین مهمترین آزمون ناتو در سالهای اخیر بوده است؛ بحرانی که قرار بود موقعیت راهبردی غرب را تثبیت کند، اما اکنون به جنگی طولانی و فرسایشی تبدیل شده که هزینههای گستردهای برای اروپا و متحدان غربی به همراه داشته است.
ارسال میلیاردها دلار کمک نظامی، افزایش بودجههای دفاعی و تقویت حضور نظامی در شرق اروپا، نتوانسته است به پایان بحران منجر شود. در مقابل، این جنگ پیامدهایی مانند فشار اقتصادی، بحران انرژی و افزایش نگرانیهای امنیتی را برای بسیاری از کشورهای اروپایی به همراه داشته است.
در درون ناتو نیز درباره ادامه این مسیر اختلاف نظرهایی شکل گرفته است. برخی اعضا بر ضرورت تداوم حمایت نظامی از اوکراین برای حفظ بازدارندگی تأکید دارند، در حالی که گروهی دیگر نسبت به هزینههای بلندمدت این روند و ضرورت یافتن راهکار سیاسی هشدار میدهند.
همزمان، رویکرد ناتو در قبال توسعه توان نظامی خود و ارزیابی توان دفاعی دیگر کشورها، انتقادهای فراوانی را درباره استانداردهای دوگانه در سیاست امنیتی غرب ایجاد کرده است؛ انتقادهایی که اعتبار ادعای «نظم مبتنی بر قواعد» را با پرسش مواجه کرده است.
خاورمیانه و چالش اعتبار حقوق بینالملل
تحولات خاورمیانه، بهویژه درگیریهای اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یکی دیگر از موضوعاتی است که تصویر ناتو را در سطح بینالمللی با چالش مواجه کرده است. جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران و هدف قرار گرفتن برخی تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نقض اصول منشور سازمان ملل و قواعد حقوق بینالملل محسوب میشود.
از نگاه تهران، حمایت سیاسی یا سکوت برخی کشورهای عضو ناتو در برابر این اقدامات، با ادعاهای مکرر غرب درباره دفاع از حاکمیت کشورها و مخالفت با توسل به زور همخوانی ندارد. این مسئله به یکی از محورهای اصلی انتقادها نسبت به سیاست خارجی غرب تبدیل شده است.
منتقدان معتقدند اگر حقوق بینالملل قرار است مبنای نظم جهانی باشد، باید بدون توجه به قدرت سیاسی و جایگاه کشورها اجرا شود. برخورد متفاوت با بحرانهای مشابه، این تصور را تقویت کرده است که برخی اصول حقوقی در عمل تحت تأثیر منافع ژئوپلیتیکی قرار میگیرند.
تنگه هرمز و آینده امنیت منطقهای
موضوع تنگه هرمز نیز از جمله پروندههایی است که اختلاف دیدگاه میان ایران و کشورهای غربی را آشکار کرده است. کشورهای عضو ناتو بر اهمیت امنیت کشتیرانی و آزادی عبور و مرور دریایی تأکید دارند، اما ایران معتقد است امنیت پایدار این آبراه راهبردی بدون توجه به عوامل اصلی تنش در منطقه امکانپذیر نیست.
تهران بر این باور است که امنیت خلیج فارس باید بر پایه همکاری کشورهای منطقه و احترام به حاکمیت ملی آنها شکل گیرد و حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای نه تنها تضمینکننده ثبات نیست، بلکه در بسیاری موارد موجب افزایش پیچیدگیهای امنیتی شده است.
در نهایت، اجلاس آنکارا بیش از آنکه نشانه اقتدار بیچالش ناتو باشد، تصویری از ائتلافی ارائه کرد که با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه است؛ از جنگ اوکراین و اختلافات داخلی گرفته تا بحرانهای خاورمیانه و پرسشهای جدی درباره اعتبار رویکردهای حقوقی و سیاسی آن.
آینده ناتو بیش از هر چیز به توانایی این ائتلاف در کاهش شکافهای داخلی، بازتعریف نقش خود در جهان چندقطبی و پاسخ دادن به انتقادهای فزاینده درباره عملکردش وابسته است. در شرایط کنونی، بزرگترین چالش ناتو نه صرفاً در برابر رقبای خارجی، بلکه در برابر پرسشی داخلی قرار دارد: آیا این ائتلاف میتواند میان قدرت نظامی، مشروعیت سیاسی و پایبندی واقعی به اصول اعلامی خود تعادل برقرار کند؟