جام جهانی 2026 تنها با گلها و شگفتیهایش خبرساز نیست؛ از جنجال پیرامون دخالت سیاست در پرونده کارت قرمز تیم آمریکا تا اظهارات نژادپرستانه علیه کیلیان امباپه، این رقابتها بیش از هر زمان دیگری نشان دادهاند که مستطیل سبز به میدان نبرد روایتهای سیاسی، رسانهای و هویتی تبدیل شده است.
نورنیوز_گروه ورزشی: جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود جشن فوتبال باشد؛ آوردگاهی که در آن گلها، تاکتیکها و ستارهها قهرمان روایتها باشند. اما هرچه رقابتها پیش رفته، حاشیهها بیشتر از متن دیده شدهاند. این دوره از جام جهانی بیش از آنکه با شاهکارهای فنی به یاد آورده شود، با جدالهای سیاسی، رسانهای و حتی نژادی در حافظه فوتبال ثبت خواهد شد. از بحثهای جنجالی درباره فشارهای سیاسی بر پرونده کارت قرمز یکی از بازیکنان تیم ملی آمریکا تا حملات نژادپرستانه به کیلیان امباپه، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ سیاست دیگر تماشاگر فوتبال نیست، بلکه خود را یکی از بازیگران اصلی این میدان میداند.
اوج این حاشیهها پس از دیدار فرانسه و پاراگوئه رقم خورد. شکست پاراگوئه به جای آنکه با تحلیل فنی همراه شود، بهانهای شد تا یک سناتور این کشور با ادبیاتی آمیخته به توهین، تحقیر و نژادپرستی، کیلیان امباپه را هدف حمله قرار دهد. او نهتنها با عباراتی توهینآمیز به ریشه خانوادگی و هویت امباپه حمله کرد، بلکه مدعی شد تنها ایراد بازیکنان پاراگوئه این بوده که در پایان مسابقه به ستاره فرانسه «سیلی» نزدهاند. این دیگر یک کری فوتبالی نبود؛ عبور آشکار از اخلاق ورزشی و تبدیل فوتبال به تریبونی برای نفرتپراکنی بود.
واکنش امباپه نیز به همان اندازه اثرگذار بود. او بدون افتادن در دام ادبیات توهینآمیز، پاسخ داد که چنین فردی نماینده واقعی مردم پاراگوئه نیست و با رفتار خود، دستاورد تاریخی تیم ملی کشورش را زیر سایه نژادپرستی قرار داده است. در ادامه، رئیسجمهور فرانسه نیز با حمایت از امباپه، مقابله با نژادپرستی را دفاع از ارزشهای جمهوری فرانسه دانست. بدین ترتیب، یک مسابقه فوتبال در کمتر از چند ساعت به پروندهای دیپلماتیک تبدیل شد.
این نخستین بار هم نیست که سیاست به متن جام جهانی وارد میشود. چند روز قبل، جنجالهای مربوط به درخواست دونالد ترامپ برای بازنگری در پرونده کارت قرمز یکی از بازیکنان تیم ملی آمریکا، بحث استقلال داوری و نهادهای فوتبالی را به صدر اخبار کشاند. فارغ از نتیجه آن ماجرا، نفس ورود سیاستمداران به تصمیمات فوتبالی، این نگرانی را تقویت کرد که جام جهانی بیش از گذشته در معرض رقابتهای سیاسی قرار گرفته است. تفاوت این دو پرونده اما در یک نکته اساسی است؛ اگر پرونده آمریکا بحث استقلال فوتبال را مطرح کرد، ماجرای امباپه زنگ خطر بازگشت نژادپرستی به بزرگترین رویداد ورزشی جهان را به صدا درآورد.
سناتور پاراگوئهای در ادامه، اگرچه بابت استفاده از عبارات نژادپرستانه ابراز پشیمانی کرد، اما همزمان امباپه را به عذرخواهی فراخواند و حتی از اقدام حقوقی سخن گفت. عذرخواهی همراه با تهدید، نه بحران را مهار کرد و نه افکار عمومی را قانع ساخت. در مقابل، دولت پاراگوئه با صدور بیانیهای رسمی، سخنان این سناتور را محکوم کرد و تأکید داشت که این اظهارات صرفاً دیدگاه شخصی اوست و هیچ نسبتی با مواضع دولت و مردم پاراگوئه ندارد؛ اقدامی که تلاشی برای جلوگیری از آسیب بیشتر به اعتبار بینالمللی این کشور بود.
جام جهانی ۲۰۲۶ یک هشدار مهم برای فیفا و جامعه فوتبال به همراه دارد. اگر سیاست و نژادپرستی بتوانند به اندازه گلها و نتایج، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند، فوتبال بخشی از مهمترین سرمایه خود یعنی قدرت همگرایی میان ملتها را از دست خواهد داد. شاید سالها بعد، نتیجه دیدار فرانسه و پاراگوئه تنها در کتابهای آمار باقی بماند، اما پرونده امباپه و واکنش جهانی به آن، به عنوان یکی از جنجالیترین حاشیههای این جام جهانی در حافظه فوتبال ثبت خواهد شد؛ حاشیهای که بار دیگر یادآوری کرد بزرگترین تهدید فوتبال، گاهی نه درون زمین، بلکه بیرون از آن شکل میگیرد.