اجلاس آنکارا نباید این تصور را ایجاد کند که میتوان درباره هرمز بدون ایران تصمیم گرفت. چنین تصوری نه با حقوق بینالملل سازگار است، نه با واقعیتهای ژئوپلیتیکی و نه با تجربه تاریخی منطقه.
نورنیوز - گروه بینالملل: طبق اعلام منابع خبری قرار است اجلاس ناتو امروز در آنکارا برگزار شود. اگرچه براساس آنچه خبرگزاری ها گفته اند، قرار است این اجلاس درباره «امنیت کشتیرانی» و «آزادی ناوبری» در تنگه هرمز گفتوگو کند، اما در واقع با پرسشی بنیادیتر روبهرو است؛ آیا میتوان درباره هرمز تصمیم گرفت، بیآنکه ایران را بهعنوان مهمترین واقعیت ژئوپلیتیکی این آبراه به رسمیت شناخت؟
خبرهای منتشر شده از پیشنشست اجلاس، از شکافی آشکار میان آمریکا و برخی متحدان اروپاییاش حکایت دارد. واشنگتن از اینکه لندن و پاریس با میانجیگری عمان در حال طراحی چارچوبی متفاوت برای مدیریت امنیت هرمز هستند، رضایت ندارد و همچنان ترجیح میدهد هر سازوکار امنیتی تحت مدیریت و نظارت مستقیم خود شکل بگیرد. در مقابل، اروپا بیش از آنکه به رقابت ژئوپلیتیکی با ایران بیندیشد، نگران امنیت انرژی، ثبات بازارهای جهانی و جلوگیری از بحرانی تازه در خلیج فارس است. همین تفاوت اولویتها، اجلاس آنکارا را به صحنهای برای بروز اختلافات درون ناتو تبدیل کرده است.
اما در پس این اختلافات، واقعیتی وجود دارد که نه آمریکا میتواند آن را نادیده بگیرد و نه اروپا؛ واقعیتی به نام ایران.
تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست که بتوان درباره آن پشت درهای بسته تصمیم گرفت. هرمز بخشی از جغرافیای سیاسی منطقهای است که ایران در آن طولانیترین ساحل، گستردهترین ظرفیت امنیتی و مهمترین نقش تاریخی را دارد. این موقعیت نه محصول یک توافق سیاسی، بلکه نتیجه جغرافیاست؛ و جغرافیا برخلاف ائتلافهای سیاسی، با تغییر دولتها یا نشستهای بینالمللی تغییر نمیکند.
از همین رو، هر طرحی که بخواهد امنیت هرمز را بر پایه حذف یا نادیده گرفتن یا محدود کردن نقش ایران، یا دور زدن حقوق ایران بنا کند، پیش از اجرا با بحران مشروعیت و بحران کارآمدی روبهرو خواهد شد. امنیت دریانوردی را نمیتوان علیه کشوری برقرار کرد که خود یکی از اصلیترین بازیگران ساحلی این آبراه است.
نکته قابل تأمل آن است که حتی اخباری که از اختلاف واشنگتن و اروپا منتشر شده، ناخواسته همین واقعیت را تأیید میکند. گزارشها نشان میدهد برخی کشورهای اروپایی پذیرفتهاند که بدون در نظر گرفتن نقش ایران، هیچ سازوکار پایداری برای مدیریت ترافیک دریایی شکل نخواهد گرفت. حتی در یادداشت تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا نیز، بنا بر گزارشهای منتشرشده، برای ایران نقشی اساسی در تنظیم عبور و مرور کشتیها و بازگشت تدریجی وضعیت عادی ناوبری پیشبینی شده است. این یعنی همان کشوری که سالها برخی میکوشیدند آن را از معادلات هرمز حذف کنند، اکنون دوباره به متن معادله بازگشته است.
البته این به معنای پذیرش همه رویکردهای اروپا نیز نیست. پیشنهاد استقرار مأموریت نظامی چندملیتی، هرچند با ادبیات «حمایت از آزادی ناوبری» مطرح میشود، اما اگر بدون توافق کشورهای ساحلی و بدون احترام کامل به حاکمیت آنها دنبال شود، خود میتواند به عاملی برای افزایش سوءتفاهمهای امنیتی تبدیل شود. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که نظامیسازی خلیج فارس، بیش از آنکه امنیت تولید کند، بر سطح بیاعتمادی افزوده است.
ناتو اگر میخواهد از اجلاس آنکارا پیامی مسئولانه به جهان مخابره کند، باید میان دو رویکرد یکی را انتخاب کند؛ یا همچنان در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی و سیاست مهار حرکت کند و بر پیچیدگی بحران بیفزاید، یا اینکه واقعیتهای جغرافیایی و حقوقی منطقه را مبنای تصمیمگیری قرار دهد.
این واقعیتها روشناند. نخست، تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است که امنیت آن برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد. دوم، این آبراه در مجاورت کشورهای ساحلی قرار دارد و بدون مشارکت و رضایت آنان، هیچ ترتیب امنیتی دوام نخواهد آورد. سوم، ایران نه یک بازیگر بیرونی، بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت این منطقه است و حقوق، مسئولیتها و منافع مشروع آن باید در هر طرحی مورد احترام قرار گیرد.
اجلاس آنکارا نباید این تصور را ایجاد کند که میتوان درباره هرمز بدون ایران تصمیم گرفت. چنین تصوری نه با حقوق بینالملل سازگار است، نه با واقعیتهای ژئوپلیتیکی و نه با تجربه تاریخی منطقه. امنیت پایدار در هرمز، محصول موازنهای است که در آن حقوق همه کشورهای ساحلی، بهویژه ایران، به رسمیت شناخته شود؛ نه حاصل نمایش قدرت ناوگانها یا تشکیل ائتلافهایی که از بیرون منطقه برای منطقه نسخه میپیچند.
شاید مهمترین پیام این اجلاس برای ناتو همین باشد: بحران هرمز را میتوان مدیریت کرد، اما تنها زمانی که تصمیمگیران بپذیرند هیچ نقشهای برای این آبراه، بدون احترام به حقوق ایران و بدون پذیرش نقش تعیینکننده تهران، قابلیت اجرا، دوام و مشروعیت نخواهد داشت.