نورنیوز https://nournews.ir/n/328568
کد خبر: 328568
14 تیر 1405
نورنیوز مراسم پرشور وداع با رهبر شهید را بررسی می کند

«رژه پیروزی» در میدان مصلی


مراسم وداع با رهبر شهید را که فعلآ فقط دو روز از آن گذشته، باید به تعبیر سی ان ان ، رسانه معتبر آمریکایی، «رژه پیروزی» مردم ایران نامید، این پیروزی بیش از هر چیز، پیروزی انسجام ملی بر پروژه فروپاشی بود؛ پیروزی تداوم نهادهای سیاسی بر راهبرد بی‌ثبات‌سازی؛ و پیروزی اراده ملی بر جنگ شناختی.

نورنیوز - گروه سیاسی: هنوز دو روز از مراسم چند روزه وداع، تشییع و تدفین رهبر انقلاب نگذشته که رسانه های بین المللی، از حضور چشمگیر مردم ایران در مصلای تهران با تعابیر بی سابقه یاد کردند. این رسانه ها با اعجاب از تاب آوری ایرانیان پس از یک جنگ هولناک چهل روزه، اقرار کردند که راهبرد شکاف افکنی میان مردم و حاکمیت با ناکامی مواجه شده است. بالاتر از این را سی ان ان، رسانه مشهور و معتبر آمریکایی اعلام کرد و مراسم وداع را «رژه پیروزی» مردم ایران نامید. این اعتراف، به خودی خود نشان از دست بالای ایران در جنگ روایت ها دارد، جنگی که به اندازه جنگ نظامی مهم است.
جنگ‌ها همیشه در میدان نبرد تمام نمی‌شوند. گاه آخرین صحنه جنگ، نه در آسمان و نه در میدان موشک‌ها، بلکه در خیابان‌های یک کشور و در مراسم سوگ و وداع با رهبران و قهرمانان رقم می‌خورد. به همین دلیل است که تشییع رهبران سیاسی در بسیاری از کشورها، بیش از آنکه یک آیین سوگواری محض باشد، یک رخداد ژئوپلیتیکی است؛ لحظه‌ای که جهان می‌کوشد نسبت میان دولت، ملت و قدرت را دوباره اندازه بگیرد.
مراسم وداع و نماز بر پیکر رهبر شهید ایران نیز از همین جنس بود. آنچه میلیون‌ها ایرانی و ده‌ها هیأت خارجی به نمایش گذاشتند، فقط یک سوگواری اندوهبار نبود؛ بازنمایی نوعی «تاب‌آوری ملی» بود که پس از ماه‌ها جنگ، فشار، تحریم، عملیات روانی و تلاش برای فروپاشی ساختار سیاسی، در برابر دیدگان جهان قرار گرفت. از همین رو، برخی رسانه‌های بین‌المللی این مراسم را نه یک وداع معمولی، بلکه نماد پایان یک مرحله از تقابل و نمایش تداوم قدرت ایران توصیف کردند.
این تعبیر، اگر درست فهمیده شود، معنایی فراتر از یک تیتر خبری دارد.
در ادبیات مطالعات راهبردی، هدف نهایی جنگ صرفاً نابودی تجهیزات نظامی نیست. آنچه نظریه‌پردازان بزرگ جنگ می گویند این است که جنگ ابزار شکستن «اراده سیاسی» طرف مقابل است. ارتشی که سلاح دارد اما اراده مقاومت ندارد، شکست خورده است؛ همان‌گونه که کشوری که هنوز ایستاده اما اراده ملی خود را از دست داده باشد، عملاً مغلوب شده است.
راهبردی که علیه ایران طراحی شده بود نیز دقیقاً بر همین منطق استوار بود. حذف رهبر، ایجاد خلأ فرماندهی، تشدید شکاف‌های اجتماعی، تحریک نارضایتی عمومی و در نهایت فروپاشی از درون. در واقع، عملیات نظامی تنها بخشی از پروژه بود؛ بخش مهم‌تر، جنگ شناختی و روانی برای القای این گزاره بود که «نظام دیگر توان بازتولید خود را ندارد.» اما مراسم وداع، درست در نقطه مقابل این روایت ایستاد.
جامعه‌شناس فرانسوی، پیر بوردیو، از مفهومی به نام «سرمایه نمادین» سخن می‌گوید؛ سرمایه‌ای که نه از پول و نه از سلاح، بلکه از پذیرش اجتماعی و اعتبار عمومی تولید می‌شود. دولت‌ها زمانی قدرتمندند که بتوانند این سرمایه را در لحظات بحرانی آشکار کنند. مراسم وداع با رهبر شهید، تا همین جا که روز دوم آن است دقیقاً به میدان ظهور همین سرمایه تبدیل شد. میلیون‌ها نفر تنها برای بدرقه یک شخصیت تاریخی نیامده بودند؛ آنان در عمل این پیام را مخابره کردند که پیوند میان بخش مهمی از جامعه و ساختار سیاسی، برخلاف تصور دشمن، همچنان قابل بسیج است.
اما اهمیت ماجرا فقط در داخل نبود.
جوزف نای، نظریه‌پرداز قدرت نرم، معتقد  است که کشورها تنها با قدرت نظامی اثرگذار نیستند؛ توانایی شکل دادن به ادراک دیگران نیز بخشی از قدرت است. اگر جنگ، میدان قدرت سخت بود، مراسم وداع، میدان قدرت نرم ایران شد. تصاویر حضور انبوه مردم و هیأت‌های خارجی، تصویری متفاوت از آن چیزی ساخت که اتاق‌های عملیات روانی طی ماه‌های گذشته تلاش کرده بودند به جهان القا کنند. در واقع، ایران بدون شلیک حتی یک گلوله، در حال بازسازی روایت خود در افکار عمومی منطقه و جهان بود.
اما شاید مهم‌ترین پیام این مراسم، در مفهوم «تداوم دولت» نهفته باشد.
دولت‌های مدرن زمانی شکست می‌خورند که انتقال قدرت در آنها به بحران تبدیل شود. تاریخ معاصر پر است از کشورهایی که پس از حذف رهبر، وارد چرخه جنگ داخلی، فروپاشی نهادی یا مداخله خارجی شدند. آنچه در ایران رخ داد، دست‌کم در سطح نهادی، روایت دیگری بود؛ فرآیندهای قانونی ادامه یافت، خلأ قدرت ایجاد نشد، نهادها به کار خود ادامه دادند و جامعه نیز به جای آشوب، شاهد برگزاری یکی از بزرگ‌ترین آیین‌های عمومی تاریخ معاصر خود بود. این همان نقطه‌ای است که می‌توان از «شکست راهبرد قطع سر» سخن گفت.
البته هر پیروزی راهبردی، اگر به اصلاح درونی منجر نشود، می‌تواند به یک فرصت از دست‌رفته تبدیل شود.
واقعیت این است که سرمایه اجتماعی، برخلاف تصور برخی سیاستمداران، موجودی ثابت نیست. این سرمایه یا به کارآمدی تبدیل می‌شود یا به تدریج مستهلک خواهد شد. مردمی که در روزهای جنگ و سوگ، انسجام ملی را به نمایش گذاشتند، همان مردمی هستند که در روزهای عادی، عدالت، رفاه، شفافیت، مبارزه با فساد، آزادی‌های قانونی و امید به آینده را مطالبه می‌کنند.
اینجاست که باید میان «پیروزی در جنگ» و «پیروزی پس از جنگ» تفاوت گذاشت. پیروزی در جنگ، ناکام گذاشتن اهداف دشمن است؛ اما پیروزی پس از جنگ، ساختن دولتی کارآمدتر، اقتصادی نیرومندتر و جامعه‌ای امیدوارتر است. تاریخ نشان می‌دهد بسیاری از کشورها در میدان نبرد پیروز شدند، اما در میدان حکمرانی شکست خوردند. دلیل آن نیز روشن است؛ سرمایه‌ای را که مردم در لحظه‌های بحرانی به نظام سیاسی هدیه کرده بودند، به اصلاحات ساختاری تبدیل نکردند.
از این منظر، مراسم وداع با رهبر شهید را باید نه پایان یک روایت، بلکه آغاز مسئولیتی تازه دانست. اگر این مراسم «رژه پیروزی» بود، این پیروزی بیش از هر چیز، پیروزی انسجام ملی بر پروژه فروپاشی بود؛ پیروزی تداوم نهادهای سیاسی بر راهبرد بی‌ثبات‌سازی؛ و پیروزی اراده ملی بر جنگ شناختی.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: رهبر_شهید / مراسم_وداع / جنگ_روایتها / جنگ_شناختی / قدرت_نرم / مصلای_تهران / اراده_ملی / رژه_پیروزی