نشست امنیتی سنتکام در بحرین، بیش از آنکه نمایش اقتدار آمریکا باشد، تلاشی برای پنهانسازی شکستهای راهبردی واشنگتن در غرب آسیاست؛ تحولی که همزمان با تغییر موازنه امنیتی منطقه، ناکارآمدی الگوی امنیتفروشی آمریکا را بیش از گذشته آشکار میکند.
نورنیوز-گروه بینالملل: در شرایطی که جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری خواستار پایان دادن به مداخلات آمریکا در عرصه بینالملل است و جنگ رمضان نیز پوشالی بودن پروژه «امنیتفروشی» واشنگتن را برای همگان آشکار ساخته، آمریکا همچنان میکوشد با برگزاری نشستهای تبلیغاتی، شکستهای خود و واقعیتهای جدید غرب آسیا، بهویژه در خلیج فارس، را پشت پردهای از فضاسازیهای رسانهای پنهان سازد. در این میان، به نظر میرسد برخی کشورهای عربی نیز همچنان در چارچوب تصورات کهنه «خرید امنیت از آمریکا» حرکت میکنند؛ چنانکه ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرده است در بحرین نشستی امنیتی با حضور مقامهای ۱۱ کشور خاورمیانه برگزار کرده است.
سنتکام در بیانیهای که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد، با اعلام اینکه این گفتوگوی امنیتی منطقهای به میزبانی نیروی دفاعی بحرین برگزار شده، افزود: «برد کوپر»، فرمانده سنتکام، به همراه مقامهای ارشد بحرین، مصر، اردن، کویت، لبنان، عمان، قطر، عربستان سعودی، امارات، یمن و مصر، درباره آخرین تحولات امنیتی منطقه و فرصتهای توسعه همکاریهای دفاعی گفتوگو و تبادل نظر کردهاند.
این ادعاهای بهاصطلاح امنیتساز، در حالی مطرح میشود که روند تحولات منطقه عملاً در مسیری کاملاً مغایر با این روایتها جریان دارد. همچنین کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس، در صورت اصرار بر برهم زدن نظم نوین تنگه هرمز از طریق طراحی کریدورهای جعلی یا ایفای نقش در پروژههای تبلیغاتی آمریکا، بیتردید با هزینههایی سنگین و حتی مخاطراتی جدی روبهرو خواهند شد.
اولویت همیشگی واشنگتن؛ امنیت اسرائیل، نه کشورهای عربی
کشورهای عربی در حالی در نشست سنتکام در بحرین حضور یافتهاند که آمریکا، با وجود بهرهمندی از میلیاردها دلار قراردادهای تسلیحاتی و منابع انرژی این کشورها، آشکارا اعلام کرده است که اولویت نخست و غیرقابل تغییر آن، رژیم صهیونیستی است و دیگر کشورهای منطقه در سلسله مراتب راهبردی واشنگتن جایگاه تعیینکنندهای ندارند.
اگرچه آمریکا در نشست سنتکام تلاش کرده است با برخی اقدامات نمادین، رضایت این کشورها را جلب کند، اما در میدان عمل همچنان همان سیاست دیرینه را دنبال میکند؛ سیاستی که همراهی با نسلکشی در غزه، بیتفاوتی در قبال اشغالگری در لبنان و حمایت از تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به سوریه، شواهد انکارناپذیر آن به شمار میرود.
کشورهای عربی باید به این واقعیت توجه داشته باشند که سازشکاری و دل بستن به امنیتفروشی دروغین آمریکا، هیچ دستاوردی جز تعمیق بحرانهای منطقهای برای آنان نخواهد داشت؛ چراکه واشنگتن بارها نشان داده است نه ارادهای برای تأمین امنیت منطقه دارد و نه توان تحقق چنین ادعایی را، بلکه صرفاً در چارچوب راهبردهای رژیم صهیونیستی ایفای نقش میکند.
جنگ رمضان؛ آزمونی که افسانه امنیت آمریکایی را فرو ریخت
آمریکا در حالی میلیاردها دلار از محل فروش تسلیحات و وعدههای امنیتی به کشورهای عربی درآمدزایی میکند که یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: کشوری که حتی در تأمین امنیت پایگاهها و نیروهای خود با چالش جدی روبهروست، چگونه میتواند امنیت دیگران را تضمین کند؟
جنگ رمضان برای همگان آشکار ساخت که نظم امنیتی منطقه بر پایه اراده مقاومت شکل میگیرد. حتی رسانهها و نهادهای اطلاعاتی آمریکا نیز اذعان کردهاند که بخش قابل توجهی از تأسیسات و پایگاههای این کشور نابود یا از چرخه عملیاتی خارج شده و عملاً توان ادامه فعالیت پیشین را از دست دادهاند.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد برخی کشورهای عربی همچنان با همان خطای محاسباتی گذشته، برای جلب رضایت آمریکا در این نشست حضور یافتهاند. در همین چارچوب، بحرین نیز در اقدامی غیرسازنده و مغایر با اصول همزیستی مسالمتآمیز، بار دیگر در شورای امنیت ادعاهای واهی علیه ایران را تکرار کرده است؛ اقدامی که بیش از هر چیز، بیانگر ناتوانی برخی بازیگران منطقه در درک تغییرات بنیادین ساختار امنیتی غرب آسیا پس از شکست متجاوزان در جنگ رمضان است.
تنگه هرمز؛ معادلهای که بدون ایران معنا ندارد
اگرچه آمریکا با برگزاری نشست مشترک با ۱۱ کشور عربی در پی آن است که چهرهای تصمیمساز و مسلط بر تحولات منطقه، بهویژه خلیج فارس، از خود به نمایش بگذارد ــ چنانکه «مارکو روبیو» نیز در نشست با شورای همکاری خلیج فارس از ایجاد کریدورهای جدید برای عبور از تنگه هرمز سخن گفته بود ــ اما واقعیت آن است که تنها بازیگر تعیینکننده در معادلات تنگه هرمز، جمهوری اسلامی ایران است و هیچ کشوری قادر به تغییر این واقعیت ژئوپلیتیکی نخواهد بود.
تلاش برای دور زدن ژئوپلیتیک ایران، از طریق داستانسراییهای سیاسی، ائتلافسازیهای مقطعی و یارگیریهای تبلیغاتی، راه به جایی نخواهد برد. آمریکا، با هیچ پیوند منطقهای یا فرامنطقهای، قادر به تغییر این معادله نیست؛ چراکه از یک سو، این اصل در تفاهمنامه ۱۴ بندی بهصراحت مورد تأکید قرار گرفته و از سوی دیگر، اقتدار، اراده و هشدارهای ایران نسبت به هرگونه تلاش برای تغییر این موازنه، کاملاً روشن و غیرقابل تردید است. جمهوری اسلامی ایران نیز با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای نظامی و دیپلماتیک خود، در برابر چنین رویکردهایی خواهد ایستاد.
نکته اساسی آن است که صلح پایدار در منطقه، تنها زمانی تحقق خواهد یافت که امنیت، فراگیر، همهشمول و عاری از هرگونه مداخله خارجی باشد. کشورهای عربی نیز، به جای تداوم تصورات فرسوده و آزمودهشده امتیازدهی به آمریکا، باید با پذیرش نظم نوین منطقهای، در مسیر تحقق امنیت بومی گام بردارند؛ نظمی که پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه و مقابله با رژیم صهیونیستی، از ارکان بنیادین آن به شمار میرود. جمهوری اسلامی ایران نیز همچون گذشته آمادگی دارد تمامی ظرفیتهای خود را در خدمت امنیت منطقه قرار دهد؛ همانگونه که مقاومت ایران در جنگ رمضان در برابر متجاوزان، جلوهای از همین نگاه امنیتمحور و مسئولانه نسبت به کل منطقه بوده است