لغو ممنوعیت واردات و نگهداری سلاحهای هستهای در فنلاند، همزمان با تشدید رقابت تسلیحاتی و سکوت نهادهای بینالمللی، بحث استانداردهای دوگانه غرب و پیامدهای آن بر امنیت جهانی را پررنگ کرده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: فضای رسانهای غرب در حالی همچنان در حال تهدیدسازی از تحولات غرب آسیا با محوریت جبهه مقاومت و نیز هراسافکنی از نظم نوین چندجانبهگرا با محوریت شرق از چین، روسیه، ایران و اتحادیههای بریکس و شانگهای است که همزمان تحولات مشکوک هستهای در غرب جریان دارد؛ تحولاتی که به باور منتقدان، تهدیدی جدی برای امنیت جهانی محسوب میشود، اما رسانههای غربی بهطور معناداری از پرداختن به آنها خودداری کرده و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در برابر آنها سکوت اختیار کرده است؛ مسئلهای که از نگاه ناظران جای تأمل جدی دارد.
در اقدامی مهم در حوزه هستهای، اصلاحات قانونی در فنلاند که پیشتر ممنوعیت واردات و نگهداری سلاحهای هستهای را برقرار کرده بود، از روز چهارشنبه به اجرا درآمده است. بر اساس اصلاحات قانون انرژی هستهای و قانون جزا که در ۲۶ ژوئن توسط الکساندر استاب، رئیسجمهور فنلاند، تصویب شد، واردات، ساخت، نگهداری و استفاده از سلاحهای هستهای اکنون در خاک فنلاند مجاز اعلام شده است.
این اقدام در میان سکوت خبری، بهعنوان نشانهای از افزایش تهدیدات هستهای برای امنیت جهان ارزیابی میشود؛ تهدیداتی که در کنار تشدید رقابت هستهای، بار دیگر ناکارآمدی و استانداردهای دوگانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدعیان امنیت هستهای را آشکار میسازد.
هزینههای فاجعهبار تسلیحات هستهای و تشدید رقابت قدرتها
در شرایطی که کشورهای دارای سلاح هستهای با ادعاهای امنیتی، از دستیابی کشورهایی با ماهیت صلحآمیز فعالیت هستهای همچون ایران جلوگیری میکنند، آمارهای رسمی از وضعیت فاجعهبار افزایش هزینههای نوسازی زرادخانههای هستهای حکایت دارد.
بر اساس گزارش «کمپین بینالمللی برای نابودی سلاحهای هستهای» (ICAN)، ۹ دارنده سلاح هستهای در مجموع نزدیک به ۱۱۹ میلیارد دلار برای نگهداری، توسعه و نوسازی زرادخانههای اتمی خود هزینه کردهاند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۹ درصد افزایش یافته است.
در میان کشورهای هستهای، ایالات متحده آمریکا با ۵۶.۲ میلیارد دلار بیشترین سهم را به خود اختصاص داده و بهتنهایی نزدیک به نیمی از کل بودجه هستهای جهان را مصرف کرده است. چین با ۱۳.۵ میلیارد دلار در جایگاه دوم و بریتانیا با ۱۲.۶ میلیارد دلار در رتبه سوم قرار دارد.
در ادامه، روسیه با ۹.۵ میلیارد دلار، فرانسه با ۷.۷ میلیارد دلار، هند با ۲.۸ میلیارد دلار، پاکستان با ۱.۵ میلیارد دلار و اسرائیل با ۱.۲ میلیارد دلار قرار گرفتهاند. کره شمالی نیز حدود ۶۵۶ میلیون دلار برای برنامه هستهای خود هزینه کرده است.
این آمارها نشان میدهد که مدعیان امنیت هستهای نهتنها اقدامی در جهت کنترل و کاهش این روند نداشتهاند، بلکه در سایه بحرانسازی در سایر مناطق جهان، به توسعه و نوسازی زرادخانههای هستهای خود ادامه دادهاند؛ روندی که خطر وقوع جنگ هستهای را بیش از پیش افزایش میدهد.
استانداردهای دوگانه غرب در پرونده هستهای
فنلاند با تحریک و حمایت کشورهایی همچون آمریکا و برخی دولتهای اروپایی، در حالی به محل استقرار و نگهداری تسلیحات هستهای غرب تبدیل میشود که این روند میتواند نمودی آشکار از رفتارهای گزینشی، دوگانه و استانداردهای متناقض هستهای غرب تلقی شود.
در چنین شرایطی، در مواردی که منافع غرب اقتضا کند، نسبت به برخی تحولات مرتبط با هستهای شدن کشورها سکوت اختیار میشود، اما در نقطه مقابل، تمامی ابزارهای سیاسی، حقوقی، تحریمی و حتی نظامی برای جلوگیری از دستیابی کشورهای مستقل همچون ایران به حقوق هستهای بهکار گرفته میشود.
استفاده از ابزار تحریم، تهدید و حتی اقدام نظامی برای حذف حقوق هستهای ایران، تنها بخشی از آن چیزی است که از آن بهعنوان «تروریسم هستهای غرب علیه ایران» یاد میشود.
در این چارچوب، اقدام فنلاند تحت حمایت غرب نشان میدهد که مسئله اصلی، نه دغدغه واقعی امنیت هستهای یا جلوگیری از اشاعه سلاح هستهای، بلکه هراس از دستیابی کشورهای مستقل به دانش روز هستهای و تبدیل شدن آنها به الگو برای سایر کشورهاست.
الگویی که در کنار کاهش انحصار هستهای غرب، میتواند زمینهساز ارائه مدلی نوین از بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای در جهان شود؛ الگویی که نتیجه آن افزایش مطالبه جهانی برای پایان انحصار هستهای و حرکت به سمت نابودی کامل تسلیحات هستهای و تحقق امنیت پایدار بینالمللی خواهد بود.
سکوت معنادار آژانس و ماجرای بمباران تأسیسات هستهای ایران
نکته مهم در این میان، تداوم رفتارهای سیاسی و غیرمسئولانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شخص رافائل گروسی، مدیرکل این نهاد است. در حالی که وظیفه آژانس صرفاً نظارت بر فعالیتهای هستهای کشورها نیست، بلکه مقابله با تکثیر سلاحهای هستهای و تلاش برای خلع سلاح جهانی نیز در مأموریت آن تعریف شده است.
با این حال، افکار عمومی این پرسش را مطرح میکند که چگونه این نهاد به پروندهسازیهای سیاسی و غیرحرفهای علیه ایران میپردازد، اما در برابر تحولات مشابه یا اقدامات ساختاری در کشورهای غربی سکوت اختیار میکند.
از جمله مصادیق مورد انتقاد، سکوت آژانس در برابر بمباران مراکز و تأسیسات هستهای ایران در جریان تجاوز آمریکایی-صهیونیستی است؛ در حالی که انتظار میرفت این نهاد چنین اقدامات فاجعهباری را بهصراحت محکوم کند.
در مقابل، پرونده فنلاند نشاندهنده رویکرد دوگانه این نهاد است و بهزعم آنان، میخ دیگری بر تابوت بیطرفی و استقلال آژانس محسوب میشود.
در نهایت، این روند میتواند به افزایش گرایش برخی کشورها به خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) منجر شود؛ پیامدی که مسئولیت آن، از این منظر، مستقیماً متوجه آژانس، مدیرکل آن و همچنین رویکرد قدرتهای غربی در قبال نهادهای بینالمللی دانسته میشود؛ مسیری که کارکرد و اعتبار این نهادها را با بحران جدی مواجه کرده است.