تشدید تقابل لفظی و سیاسی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی تنها یک اختلاف دوجانبه نیست، بلکه بازتاب رقابتهای ژئوپلیتیکی، بحران بقای نتانیاهو، تحولات سوریه و تلاش آمریکا و تلآویو برای تغییر معادلات امنیتی منطقه است.
نورنیوز-گروه بینالملل:اخیراً تنشها میان ترکیه و رژیم صهیونیستی چنان شدت گرفته است که در عالیترین سطوح سیاسی، هر یک دیگری را متهم کرده و حتی به اقدام نظامی تهدید میکند. این روند تا آنجا پیش رفته که رژیم صهیونیستی از به رسمیت شناختن آنچه «کشتار ارامنه توسط ترکیه» مینامد خبر داده و در مقابل، رجب طیب اردوغان نیز این رژیم را بزرگترین تهدید برای بشریت و امنیت منطقه خوانده و بر ضرورت مقابله با آن تأکید کرده است.
این تشدید تنشها در شرایطی رخ میدهد که به نظر میرسد افرادی همچون نتانیاهو، که بقای سیاسی خود را در بحرانآفرینی جستوجو میکنند، پس از ناکامی در برابر مقاومت، به دنبال خلق بهانهای امنیتی برای فریب افکار عمومی جامعه صهیونیستی و جریانهای سیاسی بهمنظور استمرار حضور خود در قدرت هستند؛ در حالی که همزمان، چشمداشتی نیز به اشغالگریهای جدید در سوریه دارند. از سوی دیگر، این وضعیت را میتوان بخشی از یک تحرک مشترک آمریکایی ـ صهیونیستی برای گرفتار ساختن ترکیه در دام اشتباه محاسباتی و کشاندن آن به بازی طراحیشده در منطقه دانست؛ بهویژه آنکه ترکیه در طول جنگ رمضان، ضمن محکوم کردن تجاوز علیه ایران، بر ضرورت همگرایی منطقهای و تشدید تلاشهای میانجیگرانه برای پایان دادن به جنگ تأکید کرده است.
بحرانآفرینی برای بقا؛ تداوم توهم «امنیت از مسیر جنگ»
کارنامه نتانیاهو نشان میدهد که او کشتار و جنگافروزی را تنها راه بقای سیاسی خود میداند؛ حال آنکه نتایج جنگ رمضان نشان میدهد این رژیم به اهداف خود علیه ایران، حزبالله و سایر ارکان مقاومت دست نیافته است؛ به گونهای که حتی توافقنامه ادعایی لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجیگری آمریکا نیز نتوانست گرهی از مشکلات نتانیاهو بگشاید.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد سران این رژیم با تشدید حملات سیاسی و تبلیغاتی علیه ترکیه، در پی سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود و حفظ جایگاهشان در قدرت هستند. این مسئله زمانی آشکارتر میشود که نتانیاهو مدعی شده است: «روزی نمیگذرد که اردوغان خواهان از بین رفتن اسرائیل نباشد. ما این سخنان را جدی میگیریم، زیرا تجربه تاریخی به ما ثابت کرده است هرگاه کسی چنین سخنانی بر زبان آورد، باید آن را جدی گرفت.»
ساعر، وزیر خارجه صهیونیستها نیز مدعی شد که این رأیگیری «اقدامی تلافیجویانه در برابر خصومت آشکار، لفاظیهای وحشتناک و اقدامات خصمانه ترکیه تحت رهبری اردوغان علیه اسرائیل» نیست.
نکته مهم آنکه این لفاظیها، هرچند با اهداف سیاسی صورت میگیرد، اما ریشه در واقعیتی نیز دارد و آن اینکه رژیم صهیونیستی همچنان در پی تحقق پروژه نخنمای «خاورمیانه جدید از نیل تا فرات» است؛ پروژهای که به دلیل شکست در دیگر جبههها، اکنون تمرکز خود را متوجه ترکیه کرده است.
سوریه؛ میدان تازه اشغالگری و باجخواهی سیاسی
مسئله مهم دیگر، همزمانی جنگ لفظی صهیونیستها علیه ترکیه با تشدید تحرکات این رژیم در سوریه است. شواهد نشان میدهد که رژیم صهیونیستی اقدامات نظامی و اشغالگرانه خود در سوریه را گسترش داده و در پی توسعه دامنه نفوذ خویش است؛ چنانکه درگیریهای درعا بخشی از این روند به شمار میرود.
اخیراً نیز جولانی، سرکرده تروریستهای حاکم بر سوریه، با خواست ترامپ مبنی بر ورود به جنگ نیابتی علیه حزبالله مخالفت کرده است.
به نظر میرسد صهیونیستها با افزایش فشار بر ترکیه، از جمله از طریق طرح ادعای نسلکشی ارامنه، درصددند از یک سو آنکارا را نسبت به تحرکات نظامی خود در سوریه منفعل ساخته و مانع واکنش آن شوند و از سوی دیگر، از فشار احتمالی ترکیه بر جولانی برای اجرای طرح ترامپ علیه حزبالله بهرهبرداری کنند.
به عبارت دیگر، ترکیهای که روزگاری با اشتباه محاسباتی وارد بازی صهیونیستها علیه نظام اسد شد، امروز خود گرفتار باجخواهیها و اشغالگریهای همان رژیم شده است.
بازی با پرونده ارامنه؛ تلاش برای عادیسازی جنایت
نکته مهم در رفتارهای اخیر صهیونیستها، اقدام ناگهانی آنها در به رسمیت شناختن ادعای نسلکشی ارامنه توسط ترکیه است؛ اقدامی که باید فراتر از سطح تنشهای دوجانبه با ترکیه ارزیابی شود.
این رژیم امروز با پروندهای سنگین از اتهامات نسلکشی، از غزه و لبنان تا ایران، روبهروست؛ پروندهای که در مجامع بینالمللی مفتوح است و افکار عمومی جهان، حتی در اروپا و آمریکا، این رژیم را بزرگترین تهدید علیه بشریت میدانند.
به نظر میرسد صهیونیستها با طرح ادعاهای تاریخی، در پی عرفیسازی مفهوم نسلکشی و جنایت هستند تا از این طریق حساسیت جهانی نسبت به جنایات خود را کاهش داده و افکار عمومی را به حاشیهها معطوف سازند. آنها میکوشند جنایت را پدیدهای دارای سابقه تاریخی و رویهای بینالمللی معرفی کرده و چنین القا کنند که اگر دیگران به سبب این اقدامات مجازات نشدهاند، این رژیم نیز نباید با مجازات مواجه شود.
همزمان، با این شبیهسازی، تلاش دارند هرگونه موضعگیری علیه ماهیت تروریستی خود را «یهودستیزی» معرفی کرده و با بهرهگیری از ادعاهای دینی، از پاسخگویی و مجازات بگریزند.
طراحی آمریکایی ـ صهیونیستی؛ کشاندن آنکارا به دام اشتباه محاسباتی
همزمانی تشدید تحرکات رژیم صهیونیستی علیه ترکیه با رفتارهای آمریکا نیز قابل تأمل است. از یک سو، آمریکا رایزنیهای دیپلماتیک خود با ترکیه درباره تحولات منطقه را افزایش داده و از سوی دیگر، وعده فروش جنگنده و تسلیحات به آنکارا را مطرح کرده است.
این تحرکات در حالی صورت میگیرد که از یک سو ترکیه، در کنار مصر، عربستان و پاکستان، در حال بازتعریف معماری امنیت منطقه است و از سوی دیگر، بر ضرورت دیپلماسی، پایان تهدیدها علیه ایران و لزوم مقابله با رژیم صهیونیستی تأکید دارد.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد صهیونیستها نقش «چماق» و آمریکا نقش «هویج» را در قبال آنکارا ایفا میکنند تا در نهایت، رهبران این کشور را دچار اشتباه محاسباتی کرده و به بازی در زمین امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بکشانند؛ روندی که فاصله گرفتن آنکارا از مؤلفههای امنیت منطقهای و نقشآفرینی احتمالی در تنشآفرینی علیه ایران و تنگه هرمز، از مهمترین ابعاد آن به شمار میرود.
سناریویی که ترکیه با استمرار حمایت از فلسطین، تقویت همگرایی منطقهای، پایبندی به مسیر صحیح تعامل با تهران و حمایت از مقاومت، میتواند ضمن خنثیسازی آن، جایگاه منطقهای و بینالمللی خود را نیز بیش از پیش ارتقا بخشد.