نورنیوز https://nournews.ir/n/327284
کد خبر: 327284
8 تیر 1405
نورنیوز وضعیت تنگه هرمز از میدان جنگ تا عرصه دیپلماسی را بررسی می کند؛

چرا برقراری آتش بس، آغاز نبرد بر سر تنگه هرمز را کلید زده؟


آتش بس به معنای پایان رقابت بر سر تنگه هرمز نیست. با باز شدن پنجره سیاسی بعد از امضای یادداشت تفاهم، پرونده‌ای که در دوران جنگ عمدتاً میان ایران و آمریکا جریان داشت، به‌تدریج در حال منطقه‌ای و بین‌المللی شدن است. از بیانیه مشترک آمریکا و کشورهای جنوبی خلیج فارس تا اظهارات ماکرون درباره مین‌روبی، همگی نشانه‌های تغییر میدان رقابت هستند

نورنیوز-گروه سیاسی: یکی از مهم‌ترین پیامدهای امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا و برقراری آتش‌بس تاکنون، تغییر ماهیت رقابت در خلیج فارس است. در طول جنگ، مسئله تنگه هرمز عملاً به پرونده‌ای میان ایران و آمریکا تبدیل شده بود. با وجود فشارهای مکرر واشنگتن، نه کشورهای جنوبی خلیج فارس، نه کشورهای اروپایی و نه اعضای ناتو حاضر نشدند در پروژه بازگشایی تنگه مشارکت کنند. حتی انتقادهای علنی دونالد ترامپ از متحدانش نیز نتوانست این وضعیت را تغییر دهد. اما با پایان جنگ و باز شدن پنجره سیاسی، آرایش بازیگران به‌تدریج در حال تغییر است؛ تغییری که اگر به‌درستی فهم نشود، می‌تواند مهم‌ترین چالش راهبردی ایران در دوره پساجنگ باشد.
آنچه امروز در خلیج فارس مشاهده می‌شود، صرفاً چند موضع‌گیری سیاسی یا امنیتی پراکنده نیست. بیانیه مشترک آمریکا و کشورهای جنوبی خلیج فارس، طرح ایجاد کریدور جنوبی، و اظهارات امانوئل ماکرون درباره آمادگی فرانسه برای همکاری در مین‌روبی تنگه هرمز، همگی نشانه‌هایی از شکل‌گیری مرحله‌ای جدید از رقابت هستند؛ مرحله‌ای که هدف آن صرفاً باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی نیست، بلکه ایجاد ترتیبات امنیتی تازه‌ای است که امکان استفاده مجدد ایران از ظرفیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را محدود کند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار شد که کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، در واکنش به اظهارات ماکرون اعلام کرد: «طبق یادداشت تفاهم، مین‌زدایی از تنگه هرمز صرفاً توسط ایران انجام می‌شود و اصولاً اجازه چنین کاری به هیچ کشور دیگری داده نخواهد شد.» او همچنین با هشدار به فرانسه تأکید کرد که شرایط منطقه حساس و پیچیده است و پاریس نباید با چنین مواضعی بر پیچیدگی اوضاع بیفزاید. این موضع نشان می‌دهد از نگاه تهران، موضوع صرفاً یک عملیات فنی برای پاکسازی مین نیست؛ بلکه مسئله اصلی، حفظ مرجعیت و اختیار ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز و جلوگیری از شکل‌گیری ترتیباتی است که این جایگاه را تضعیف کند.
شاید مهم‌ترین تحول پس از آتش‌بس، تغییر ترکیب بازیگران این پرونده باشد. در دوران جنگ، تنگه هرمز موضوعی میان ایران و آمریکا بود و واشنگتن نتوانست دیگر بازیگران را به ورود مستقیم به این پرونده متقاعد کند. اما با باز شدن پنجره سیاسی، همان موضوع به‌تدریج در حال تبدیل شدن به مسئله‌ای منطقه‌ای و حتی بین‌المللی است. تقریباً همه بازیگران مهم جهان خواهان باز بودن تنگه هستند، اما مسئله اصلی آنها صرفاً بازگشایی این آبراه نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که بسته شدن دوباره آن در آینده ناممکن یا بسیار دشوار شود.
اگر این روند ادامه یابد، رقابت اصلی دیگر بر سر باز یا بسته بودن تنگه هرمز نخواهد بود، بلکه بر سر تعیین قواعد امنیتی آینده این گذرگاه راهبردی خواهد بود. از این منظر، مجموعه اقداماتی مانند اجماع‌سازی آمریکا در میان کشورهای جنوبی خلیج فارس، تلاش برای تعریف ترتیبات جدید امنیت دریایی و ورود بازیگران اروپایی به این پرونده را می‌توان اجزای یک راهبرد واحد برای تغییر موازنه ژئوپلیتیکی در خلیج فارس دانست.
در این چارچوب، این فرضیه نیز قابل طرح است که یادداشت تفاهم، از نگاه آمریکا، صرفاً ابزاری برای توقف جنگ نبوده، بلکه فرصتی برای انتقال رقابت از میدان نظامی به عرصه سیاست، دیپلماسی و ترتیبات امنیتی نیز فراهم کرده است؛ عرصه‌ای که واشنگتن امیدوار است با هزینه‌ای کمتر، همان هدفی را دنبال کند که در میدان نبرد به آن دست نیافت.
بر این اساس می توان گفت که ایران اکنون وارد مرحله‌ای متفاوت از رقابت شده است؛ مرحله‌ای که در آن تهدید اصلی نه صرفا از جنس عملیات نظامی، بلکه از جنس ائتلاف‌سازی، نهادسازی، مشروعیت‌بخشی حقوقی و بین‌المللی‌سازی امنیت تنگه هرمز است.
در چنین شرایطی، مهم‌ترین ضرورت برای ایران، درک این واقعیت است که رقابت راهبردی از میدان نبرد به عرصه شکل‌دهی به نظم امنیتی پساجنگ منتقل شده است. اگر هدف مرحله جدید، محدودسازی تدریجی ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران از طریق ائتلاف‌سازی، نهادسازی و بین‌المللی‌سازی ترتیبات امنیتی تنگه هرمز باشد، پاسخ ایران نیز باید متناسب با همین سطح از رقابت طراحی شود.

حفظ ابتکار عمل نظامی، امنیتی، سیاسی و حقوقی، جلوگیری از تثبیت واقعیت‌های جدید ، تقویت تعامل با بازیگران مؤثر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و مهم‌تر از همه، صیانت از جایگاه و اختیارات ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز با استفاده از مجموعه ابزار در اختیار، باید در کانون راهبرد پساجنگ قرار گیرد. در این مرحله، همان اندازه که موفقیت در فرآیند سیاسی اهمیت داشت، موفقیت در جلوگیری قاطعانه از شکل‌گیری ترتیباتی که به تدریج ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران را تضعیف کند، برای حفظ موازنه قدرت در خلیج فارس تعیین‌کننده خواهد بود.

 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: تنگه هرمز / ایران آمریکا / بازدارندگی / غریب آبادی / روابط ایران و فرانسه / مین روبی