جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه موسوم به «جنگ رمضان» تنها ساختمانها را ویران نکردند؛ میلیونها تن آوار، بحران آب، افزایش انتشار کربن و نابودی سرمایههای ملی، ضرورت مطالبه غرامت از آمریکا و متحدانش را بیش از پیش آشکار کرده است.
نورنیوز-گروه اقتصادی:جنگ تنها با خاموش شدن سلاحها پایان نمییابد؛ آثار آن تا سالها بر اقتصاد، محیطزیست، منابع طبیعی و زندگی مردم سایه میاندازد. تجربه جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه موسوم به «جنگ رمضان» نشان داد که هزینههای واقعی جنگ بسیار فراتر از تخریب ساختمانها و زیرساختهاست. میلیونها تن آوار، مصرف دوباره منابع محدود آب، افزایش انتشار گازهای گلخانهای، نابودی سرمایههای ملی و تحمیل هزینههای سنگین بازسازی، بخشی از خسارتهایی است که حتی پس از پایان درگیری نیز ادامه مییابد.
بر اساس آمارهای منتشرشده، حدود ۲ هزار واحد مسکونی و تجاری نیازمند تخریب، آواربرداری و بازسازی کامل هستند. برآوردهای اولیه نشان میدهد حجم نخالههای جنگی بین ۲.۴ تا ۳.۳ میلیون تن است، اما با احتساب تخریب هزاران ساختمان آسیبدیده، این رقم به ۴ تا ۶ میلیون تن افزایش مییابد. همچنین برآوردهای نهایی از تولید تا ۵۴ میلیون تن آوار در سطح کشور حکایت دارد که مدیریت، انتقال، بازیافت و دفن آن، خود یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی پس از جنگ محسوب میشود.
ابعاد این بحران در تهران نیز قابل توجه است؛ بهگونهای که پسماند ۳۸ روز جنگ معادل یک سال تولید زباله ساختمانی این کلانشهر برآورد شده است. این حجم از نخالههای جنگی، به دلیل وجود بقایای فلزات، مواد شیمیایی، آلودگیهای ناشی از انفجار و سایر مواد خطرناک، جزو پسماندهای ویژه به شمار میرود و در صورت مدیریت نادرست، میتواند سلامت شهروندان و محیطزیست را برای سالها تهدید کند.
اما آوار تنها بخشی از خسارتهاست. بازسازی مناطق آسیبدیده نیازمند تولید دوباره میلیونها مترمکعب بتن، فولاد و سیمان است؛ فرآیندی که هزینههای سنگین زیستمحیطی به همراه دارد. طبق آمار منتشرشده، تولید هر مترمکعب بتن رایج در ایران بین ۲۶۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم دیاکسیدکربن آزاد میکند و تولید هر تن سیمان نیز بین ۶۵۰ تا ۹۲۰ کیلوگرم گازهای گلخانهای وارد جو میسازد. صنعت سیمان نیز به تنهایی حدود ۳ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص داده است.
در کنار ردپای کربنی، بحران آب نیز از مهمترین هزینههای پنهان بازسازی است. برای تولید هر مترمکعب بتن، بین ۱۵۰ تا ۳۵۰ لیتر آب مصرف میشود. یک ساختمان ۱۵۰ متری به طور متوسط حدود ۲۵ مترمکعب بتن نیاز دارد و یک ساختمان پنجطبقه چندین برابر این میزان بتن مصرف میکند. همچنین مطالعات بینالمللی نشان میدهد مصرف آب در فرآیند ساختوساز به ازای هر مترمربع زیربنا بین ۲۷ تا ۵۴ مترمکعب است. این ارقام در شرایطی مطرح میشود که ایران با تنش آبی، کاهش منابع آب زیرزمینی و خشکسالی گسترده مواجه است و هر پروژه بازسازی فشار مضاعفی بر منابع محدود آب کشور وارد میکند.
به بیان دیگر، جنگ نهتنها آنچه را طی سالها ساخته شده نابود میکند، بلکه برای بازسازی همان زیرساختها، کشور را ناچار به مصرف دوباره آب، انرژی، مصالح معدنی و منابع طبیعی میکند. هر خانه تخریبشده به معنای هدررفت هزاران لیتر آب، مصرف دوباره انرژی، استخراج مجدد مصالح ساختمانی و انتشار چندین تن دیاکسیدکربن در فرآیند بازسازی است.
این خسارتها تنها به حوزه محیطزیست محدود نمیشود. تخریب واحدهای مسکونی، مراکز تجاری، زیرساختهای شهری، تأسیسات خدماتی و سرمایههای تولیدی، میلیاردها تومان از سرمایههای ملی را از بین میبرد و روند توسعه اقتصادی کشور را سالها به عقب میراند. از این رو، بازسازی صرفاً ساخت دوباره ساختمانها نیست، بلکه احیای منابع، سرمایهها و ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور است.
در همین چارچوب، یکی از مهمترین مطالبات ملی باید پیگیری حقوقی دریافت غرامت جنگی باشد. خسارتهای ناشی از جنگ تنها شامل ساختمانهای ویرانشده نیست، بلکه هزینههای مدیریت میلیونها تن نخاله، آلودگی محیطزیست، مصرف گسترده منابع آب، افزایش انتشار کربن، تخریب زیرساختها، نابودی سرمایههای ملی، خسارت به فعالیتهای اقتصادی و آثار بلندمدت زیستمحیطی نیز باید در محاسبات غرامت لحاظ شود.
بر اساس موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا و متحدانش آغازگران جنگ تحمیلی علیه ایران بودهاند؛ از این رو، دولت جمهوری اسلامی ایران باید با مستندسازی دقیق تمامی خسارتهای ناشی ازجنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه موسوم به جنگ رمضان، پروندهای جامع از خسارتهای انسانی، اقتصادی، عمرانی، زیستمحیطی و منابع طبیعی تهیه و از تمامی ظرفیتهای حقوقی، دیپلماتیک و بینالمللی برای مطالبه و دریافت غرامت جنگی از آمریکا و
متحدانش استفاده کند. این مطالبه باید علاوه بر هزینه بازسازی واحدهای مسکونی، تجاری و زیرساختها، خسارتهای ناشی از نابودی منابع آب، انتشار اجباری میلیونها تن دیاکسیدکربن، هزینه مدیریت نخالههای جنگی، تخریب محیطزیست، کاهش کیفیت زندگی شهروندان و اتلاف سرمایههای ملی را نیز در بر گیرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که پایان جنگ، پایان خسارت نیست. میلیونها تن آوار، میلیاردها لیتر آب مصرفشده، افزایش انتشار کربن و نابودی سرمایههای ملی، هزینههایی است که نسلهای آینده نیز آثار آن را تحمل خواهند کرد. از این رو، بازسازی هوشمند، حفاظت از منابع طبیعی، استفاده از فناوریهای نوین ساختمانی و پیگیری قاطع دریافت غرامت جنگی از ایالات متحده آمریکا و متحدانش باید بهعنوان یک راهبرد ملی و حقوقی در دستور کار قرار گیرد؛ زیرا جبران خسارتهای جنگ، تنها با ساخت دوباره ساختمانها محقق نمیشود، بلکه با احقاق حقوق ملت ایران و بازگرداندن بخشی از خسارتهای تحمیلشده به کشور معنا پیدا میکند.