نورنیوز https://nournews.ir/n/326892
کد خبر: 326892
7 تیر 1405
نورنیوز عواقب خطرناک اقدامات آمریکا برای تغییر موازنه ژئوپلیتیکی در منطقه را بررسی می کند؛

پشت پرده درگیری‌های اخیر درخلیج فارس؛ آیا بحران دوباره تشدید می شود؟


درگیری‌های اخیر خلیج فارس صرفاً ادامه تنش نظامی ایران و آمریکا نیست؛ این تحولات آغاز رقابت بر سر نظم امنیتی پس از جنگ و آینده تنگه هرمز است. همزمان با مذاکرات 60 روزه، واشنگتن می‌کوشد موازنه ژئوپلیتیکی را تغییر دهد، اما ایران حفظ تنگه هرمز و آتش‌بس در لبنان را به خطوط قرمز امنیت ملی خود تبدیل کرده است.

نورنیوز- گروه سیاسی:درگیری‌های اخیر در خلیج فارس را نباید صرفاً ادامه تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا دانست. این تحولات بیش از آنکه ماهیتی عملیاتی داشته باشند، بخشی از تلاش آمریکا برای شکل‌دهی به نظم امنیتی و ژئوپلیتیکی پس از جنگ و واکنش قاطع ایران به زیاده خواهی های واشنگتن است. همزمانی این رخدادها با آغاز مذاکرات ۶۰ روزه پیش‌بینی‌شده در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهد که تحولات میدانی و روند مذاکرات، به‌طور مستقیم بر یکدیگر اثر می‌گذارند.
جنگ اخیر یک واقعیت راهبردی را بار دیگر آشکار کرد؛ تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران در معادلات منطقه‌ای است. آمریکا با وجود اقدامات نظامی همه جانبه، نتوانست این اهرم را از کار بیندازد. حتی دونالد ترامپ نیز اذعان کرد که با بمباران نمی‌توان تنگه هرمز را باز نگه داشت. ایران در این بحران نشان داد که هم اراده و هم توان اثرگذاری بر وضعیت تنگه را در اختیار دارد و همین مسئله، یکی از مهم‌ترین عوامل ناکامی آمریکا در تحقق اهداف سیاسی جنگ بود.
از همین رو، به نظر می‌رسد راهبرد واشنگتن از مرحله تقابل مستقیم نظامی به مرحله تغییر موازنه سیاسی، حقوقی و امنیتی در موضوع تنگه هرمز منتقل شده است. بیانیه مشترک آمریکا و کشورهای جنوبی خلیج فارس، طرح کریدور جنوبی، تلاش برای منطقه‌ای و بین‌المللی کردن امنیت تنگه و تحرکات نظامی اخیر، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل هستند. هدف، صرفاً باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه ایجاد ترتیباتی است که نقش و ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران در مدیریت این آبراه راهبردی را در بلندمدت محدود کند.
در این میان، توجه به بند پنجم یادداشت تفاهم امضاء شده میان ایران و آمریکا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برداشت راهبردی از این بند آن است که حقوق، اختیارات و جایگاه ایران در ترتیبات آینده تنگه هرمز به رسمیت شناخته شده است. با این حال، تحولات اخیر نشان می‌دهد آمریکا به جای حرکت در همین چارچوب، در تلاش است پیش از پایان مذاکرات، با ائتلاف‌سازی سیاسی و امنیتی و ایجاد واقعیت‌های جدید در میدان، ترتیبات مطلوب خود را شکل دهد و سپس همان واقعیت را به روند مذاکرات تحمیل کند.
از این منظر، اختلاف امروز ایران و آمریکا بر سر باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ اختلاف بر سر این است که چه کسی قواعد آینده این گذرگاه راهبردی را تعیین خواهد کرد. حملات اخیر به شناورها، حملات متقابل و تلاش برای تغییر آرایش امنیتی خلیج فارس، رخدادهایی پراکنده نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد واحد برای تغییر موازنه ژئوپلیتیکی به شمار می‌آیند.
در چنین شرایطی، دور دوم مذاکرات نیز در صورت انجام متاثر از تحولات جاری در منطقه خلیج فارس خواهد بود و به صورت طبیعی موضوعاتی همچون تنگه هرمز، امنیت کشتیرانی و آتش‌بس در لبنان به تدریج به مهم‌ترین محورهای چانه‌زنی تبدیل خواهند شد. نشانه‌ها حاکی از آن است که آمریکا می‌کوشد با بهره‌گیری همزمان از ابزارهای سیاسی، امنیتی و نظامی، دستورکار مذاکرات را از چارچوب اولیه یادداشت تفاهم فراتر برده و آن را به سمت موضوعات منطقه‌ای سوق دهد تا پیش از دستیابی به توافق نهایی، اهرم‌های فشار جدیدی علیه ایران ایجاد کند.
در مقابل، مواضع و اقدامات ایران تاکنون عمدتاً ماهیتی واکنشی داشته و در چارچوب جلوگیری از تغییر موازنه موجود قابل ارزیابی است. تهران، آمریکا را مسئول مستقیم اقدامات اسرائیل در لبنان می‌داند و بر این باور است که آتش‌بس در لبنان بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله پایان جنگ است. در موضوع تنگه هرمز نیز ایران نشان داده است که از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود صرف‌نظر نخواهد کرد. در چنین فضایی، ورود کشورهای جنوبی خلیج فارس به راهبرد آمریکا، اگر به معنای مشارکت در سازوکار فشار بر ایران باشد، می‌تواند ناخواسته این کشورها را نیز در معرض تبعات یک رویارویی جدید قرار دهد؛ وضعیتی که با منافع امنیتی و اقتصادی آنها همخوانی ندارد.
اگرچه امروز تقریباً همه بازیگران مهم بین‌المللی به‌جز اسرائیل خواهان توقف جنگ و بازگشت ثبات به منطقه هستند، اما پایان درگیری نظامی به معنای پایان رقابت راهبردی نخواهد بود.
برعکس، با پایان جنگ، کانون رقابت از میدان نبرد به عرصه سیاست، دیپلماسی و ژئوپلیتیک منتقل می‌شود؛ جایی که موضوعاتی مانند تنگه هرمز و آتش‌بس در لبنان به مهم‌ترین محورهای چانه‌زنی تبدیل خواهند شد.
تجربه دو جنگ اخیر، برداشت راهبردی ایران از این دو پرونده را دگرگون کرده است. تهران به این جمع‌بندی رسیده که حفظ ابزارهای ژئوپلیتیکی خود، به‌ویژه در تنگه هرمز، و همچنین برقراری آتش‌بس در لبنان به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله جنگ، مستقیماً با امنیت ملی و قدرت بازدارندگی کشور پیوند خورده است. از این رو، عقب‌نشینی از این مواضع، حتی در برابر فشارهای سیاسی و نظامی، در محاسبات راهبردی ایران جایگاهی ندارد. بر همین اساس، هرگونه تلاش برای تغییر این موازنه یا تحمیل ترتیباتی که این مؤلفه‌های قدرت را تضعیف کند، نه‌تنها احتمال موفقیت مذاکرات را کاهش خواهد داد، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز دور تازه‌ای از تقابل و حتی جنگی دیگر شود؛ زیرا از منظر ایران، تنگه هرمز و آتش‌بس در لبنان دیگر صرفاً موضوع مذاکره نیستند، بلکه به بخشی از خطوط قرمز امنیت ملی و راهبرد بازدارندگی کشور تبدیل شده‌اند.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: تنگه_هرمز / مذاکرات_ایران_و_آمریکا / شورای_همکاری_خلیج_فارس / توافق_ایران_و_آمریکا / آتش_بس_لبنان / امنیت_کشتیرانی / جنگ_خلیج_فارس / نقض تفاهمنامه / بند_پنجم_یادداشت_تفاهم / درگیری_ایران_و_آمریکا / راهبرد_آمریکا_در_خلیج_فارس / ژئوپلیتیک_خلیج_فارس / قدرت_بازدارندگی_ایران / نظم_امنیتی_خلیج_فارس / کریدور_جنوبی_خلیج_فارس