اظهارات متناقض مقامهای غربی درباره جنگ رمضان، از یکسو پرسشهای جدی درباره نقش واقعی ناتو در این جنگ را برجسته ساخته و از سوی دیگر، ضرورت شفافسازی، پاسخگویی حقوقی و بازنگری در ادعاهای امنیتساز غرب را آشکار کرده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: اعضای ناتو و بهویژه دولتهای اروپایی در طول جنگ رمضان کوشیدند خود را از هرگونه مشارکت در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران مبرا جلوه دهند. با این حال، اظهارات مارک روته، دبیرکل ناتو، درباره نقش و حمایت اعضای این پیمان در جریان این جنگ، بار دیگر ابعاد پنهان و کمتر گفتهشده این رخداد را در معرض توجه افکار عمومی قرار داد. هرچند پس از انتشار این اظهارات، آنتونیو تایانی وزیر امور خارجه ایتالیا در گفتوگوی تلفنی با سیدعباس عراقچی، استفاده از پایگاههای نظامی ایتالیا برای حمله به ایران را بهطور قاطع رد کرد و تأکید داشت که دولت این کشور هیچ مجوزی برای چنین عملیاتی صادر نکرده است، اما نفس طرح چنین ادعاهایی از سوی عالیترین مقام ناتو، پرسشهای مهمی را درباره میزان و چگونگی همکاری اعضای این ائتلاف در جنگ رمضان مطرح ساخته است.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، ضرورت روشن شدن حقیقت و پاسخگویی درباره نقش واقعی بازیگران خارجی در جنگی است که بسیاری از ناظران بینالمللی آن را اقدامی مغایر با اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور ملل متحد ارزیابی کردهاند.
فرو ریختن نقاب «پلیس جهانی»
ناتو از زمان پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خود را ضامن امنیت جهانی و حافظ ثبات بینالمللی معرفی کرده است. این پیمان با تکیه بر همین روایت، حضور نظامی و سیاسی خود را در مناطق مختلف جهان توجیه کرده و کوشیده است چهرهای مشروع از مداخلات خود ارائه دهد.
با این حال، تجربه جنگ بوسنی، افغانستان، لیبی و اکنون جنگ رمضان، تصویر متفاوتی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است. منتقدان بر این باورند که ناتو در بسیاری از موارد نه بهعنوان حافظ صلح، بلکه بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی قدرتهای غربی عمل کرده است. از این منظر، هرگونه مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم اعضای این پیمان در تجاوز علیه ایران، صرفاً یک مسئله سیاسی نیست، بلکه موضوعی است که میتواند ابعاد حقوقی و بینالمللی گستردهای داشته باشد.
جنگ رمضان از آن جهت اهمیت مضاعف دارد که از نگاه بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان، اقدامی نامشروع و مغایر با قواعد شناختهشده حقوق بینالملل تلقی شده است. در چنین شرایطی، هرگونه همکاری در تسهیل یا پشتیبانی از این جنگ، در صورت اثبات، نمیتواند از دایره مسئولیتهای حقوقی و اخلاقی خارج باشد.
ابهاماتی که نیازمند شفافسازی است
اظهارات دبیرکل ناتو درباره بهرهگیری آمریکا از ظرفیتهای برخی اعضای این پیمان، از جمله ایتالیا و رومانی، موجب شکلگیری پرسشهای مهمی درباره ابعاد واقعی همکاریهای نظامی غرب در جنگ رمضان شده است. هرچند دولت ایتالیا این ادعاها را رد کرده و بر عدم استفاده از پایگاههای خود در عملیات علیه ایران تأکید داشته است، اما تناقض میان سخنان مقامهای مختلف غربی نشان میدهد که هنوز ابهامات قابل توجهی درباره جزئیات این پرونده وجود دارد.
در همین چارچوب، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، یادآور شده است که بر اساس قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در اختیار قرار دادن سرزمین یک کشور برای استفاده دولت ثالث در انجام تجاوز علیه کشور دیگر، میتواند مصداق مشارکت در اقدام تجاوزکارانه تلقی شود. از این رو، روشن شدن ابعاد واقعی این موضوع صرفاً یک مطالبه سیاسی نیست، بلکه ضرورتی حقوقی و بینالمللی محسوب میشود.
بهای سنگین اعتماد به واشنگتن
حتی اگر برخی دولتهای اروپایی تصور کرده باشند که همراهی با سیاستهای آمریکا میتواند منافع راهبردی یا امتیازات ویژهای برای آنان به همراه آورد، تجربههای گذشته و تحولات اخیر بار دیگر نشان داده است که واشنگتن در نهایت بر اساس منافع خود عمل میکند و کمترین تعهدی نسبت به شرکای اروپایی خویش احساس نمیکند.
در سالهای اخیر بارها مشاهده شده که متحدان اروپایی آمریکا هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی تصمیمات واشنگتن را پرداختهاند، بیآنکه از مزایای متناسبی برخوردار شوند. جنگ رمضان نیز از این قاعده مستثنا نیست. حتی در شرایطی که برخی دولتهای اروپایی تلاش کردهاند همراهی خود با آمریکا را نشانهای از وفاداری راهبردی معرفی کنند، رویکرد تحقیرآمیز و یکجانبهگرایانه کاخ سفید بار دیگر نشان داده است که در معادلات قدرت آمریکا، متحدان صرفاً تا زمانی اهمیت دارند که در خدمت اهداف واشنگتن باشند.
اعترافی که افسانه قدرت یکجانبه آمریکا را فرو ریخت
یکی از مهمترین ابعاد اظهارات روته، تأثیری است که این سخنان بر روایت رسمی آمریکا از جنگ رمضان بر جای میگذارد. دونالد ترامپ در طول این جنگ کوشیده بود چنین القا کند که ایالات متحده بهتنهایی و بدون نیاز به هیچ پشتوانه خارجی قادر به مدیریت میدان نبرد است و ارتش آمریکا برای پیشبرد اهداف خود نیازی به کمک دیگران ندارد.
اما سخنان دبیرکل ناتو، صرفنظر از جزئیات و دامنه دقیق آن، این واقعیت را برجسته ساخت که عملیاتهای نظامی آمریکا در جهان بر شبکه گستردهای از همکاریها، زیرساختها و ظرفیتهای مشترک ائتلافی متکی است. از این منظر، جنگ رمضان نه صرفاً رویارویی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه مواجههای با مجموعهای از ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی بلوک غرب تلقی میشود.
همین واقعیت است که ابعاد مقاومت و ایستادگی ایران را در نگاه بسیاری از ناظران برجستهتر ساخته و نشان داده است که موازنه قدرت در جهان امروز دیگر صرفاً بر پایه برتری نظامی سنتی تعریف نمیشود.
حقانیتی که بار دیگر آشکار شد
تحولات پس از جنگ رمضان بار دیگر بر حقانیت مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال نقشآفرینی قدرتهای خارجی در منطقه تأکید کرد. تناقضها، ابهامات و روایتهای متعارضی که از سوی مقامهای غربی درباره این جنگ مطرح شده، نشان میدهد که بسیاری از بازیگرانی که خود را در جایگاه داور و میانجی معرفی میکنند، در عمل بخشی از معادله بحران بودهاند.
در چنین شرایطی، ایران حق خود میداند که هرگونه نقشآفرینی دولتها در اقدامات تجاوزکارانه علیه امنیت و تمامیت ارضی کشور را از مسیرهای حقوقی، سیاسی و بینالمللی پیگیری کند. همچنین تجربه جنگ رمضان بار دیگر اهمیت مدیریت هوشمندانه و مسئولانه مؤلفههای راهبردی امنیت منطقه، از جمله مسیرهای حیاتی دریایی و کریدورهای انرژی را آشکار ساخت؛ مؤلفههایی که حفظ امنیت و ثبات آنها مستلزم پایان دادن به سیاستهای مداخلهجویانه و ماجراجویانه قدرتهای فرامنطقهای است.
جنگ رمضان شاید به پایان رسیده باشد، اما پرسش درباره نقش واقعی ناتو و برخی بازیگران غربی در این رخداد همچنان باقی است؛ پرسشی که پاسخ روشن به آن، نه فقط برای ایران، بلکه برای اعتبار نظم بینالمللی و ادعاهای غرب درباره حاکمیت قانون و مسئولیتپذیری نیز اهمیتی تعیینکننده دارد.