شهریار در نگاه آیینی خود، عاشورا را جلوهای از عشق، آگاهی و آزادگی میداند و آن را حقیقتی زنده در تاریخ انسانیت و نهضت امام حسین (ع) میبیند.
نورنیوز-گروه فرهنگی: اندیشه سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در شعر آیینی، سرشار از عاطفه، ایمان و پیوند عمیق با فرهنگ اهلبیت(ع) است. او از شاعرانی است که بهصورت مستقیم و صریح از نام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا یاد کرده و شعرش را به زبان سوگ، معرفت و عشق حسینی تبدیل کرده است.
شهریار در مشهورترین اثر عاشورایی خود، «حسین واران»، با لحنی حماسی و سوزناک به عظمت کربلا و غربت امام حسین(ع) اشاره میکند و این واقعه را نه یک حادثه تاریخی، بلکه یک حقیقت زنده و جاری در تاریخ انسانیت میداند.
در بخشی از فضای شعر او، نام امام حسین(ع) با زبان عشق و اندوه گره میخورد:
حسین، ای آنکه عالم در عزایت گریه میکند
فلک در ماتم نامت، حکایت گریه میکند
او شعرش را به روایت «کاروان عشق» تبدیل کرده است؛ کاروانی که به سوی کربلا و جاودانگی در حرکت است.
شهریار در شعر مشهور «کاروان کربلا» با لحنی حماسی و سوزناک، آغاز این سفر را چنین تصویر میکند:
شیعیان! دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
در ادامه، شهریار این حرکت را نه یک سفر عادی، بلکه هجرتی آگاهانه به سوی شهادت و حقیقت میداند؛ هجرتی که در آن عشق و اندوه در هم تنیده شدهاند:
میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین
در نگاه شهریار، کربلا پایان راه نیست، بلکه آغاز جاودانگی است؛ جایی که ظاهر حادثه، سوگ است اما باطن آن، پیروزی حقیقت و آزادگی است. او با همین زبان شاعرانه، غربت اهلبیت(ع) را چنین به تصویر میکشد:
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بیحرمتیها کی روا دارد حسین
در مجموع، نهضت حسینی در نگاه شهریار، کاروانی است که از نینوا آغاز میشود اما تا ابد در تاریخ انسانیت ادامه دارد؛ کاروانی که پیامش روشن است: حقیقت، هرچند در ظاهر تنها بماند، در نهایت پیروز جاودانه تاریخ خواهد بود.