گزارش بلومبرگ درباره ثبت بدترین عملکرد ماهانه سهام و ارز اسرائیل در میان بازارهای جهان، صرفاً یک خبر اقتصادی نیست. این تحول میتواند نشانهای از تردید فزاینده سرمایهگذاران نسبت به کارآمدی راهبردی باشد که سالها بر تداوم بحران، تهدید و تنشهای منطقهای استوار بوده است.
نورنیوز_گروه بین الملل:گزارش اخیر بلومبرگ مبنی بر اینکه «سهام و ارز اسرائیل در ماه جاری بدترین عملکرد را در میان بازارهای جهانی داشتهاند»، فراتر از یک خبر اقتصادی، حامل پیامی سیاسی و راهبردی است. در حالی که بازارهای جهانی به هر نشانهای از کاهش تنش در خاورمیانه واکنش مثبت نشان دادهاند، واکنش متفاوت بازار اسرائیل پرسش مهمی را پیش روی تحلیلگران قرار داده است: چرا چشمانداز کاهش تنش، برای بخشهایی از اقتصاد اسرائیل خبر خوشایندی تلقی نمیشود؟
در نگاه نخست، افت بازار سهام و تضعیف پول ملی در شرایط جنگی یا امنیتی پدیدهای طبیعی به نظر میرسد. اما آنچه این بار اهمیت دارد، همزمانی این روند با افزایش احتمال شکلگیری نوعی تفاهم یا مدیریت تنش میان ایران و آمریکا است. درست در زمانی که بسیاری از سرمایهگذاران بینالمللی کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی را به نفع اقتصاد جهانی ارزیابی میکنند، بخشی از بازار اسرائیل نسبت به همین تحول واکنشی متفاوت نشان داده است.
این تفاوت را نمیتوان صرفاً با متغیرهای متعارف اقتصادی توضیح داد. واقعیت آن است که طی دو دهه گذشته، بخش مهمی از جایگاه منطقهای و بینالمللی اسرائیل بر مبنای یک روایت امنیتی شکل گرفته است؛ روایتی که در آن وجود تهدیدهای دائمی، بهویژه از جانب ایران، نقش مهمی در جلب حمایتهای سیاسی و نظامی غرب، افزایش وزن ژئوپلیتیکی اسرائیل و حتی مدیریت بخشی از شکافهای داخلی این رژیم ایفا کرده است.
در چنین چارچوبی، هر تحول سیاسی که احتمال کاهش تنش را افزایش دهد، صرفاً یک اتفاق دیپلماتیک نیست. این تحولات میتوانند بر محاسبات راهبردی بازیگرانی اثر بگذارند که طی سالهای گذشته، بخش مهمی از قدرت چانهزنی خود را بر مبنای شرایط بحرانی بنا کردهاند. از همین منظر است که واکنش بازارها اهمیت پیدا میکند. بازارهای مالی معمولاً پیش از سیاستمداران به تغییر روندها واکنش نشان میدهند و افت همزمان سهام و ارز اسرائیل را میتوان نشانهای از نگرانی نسبت به تغییر برخی از این محاسبات دانست.
این مسئله برای بنیامین نتانیاهو و جریان سیاسی حاکم بر اسرائیل که برای انتخابات زود هنگام آماده می شوند از اهمیت بیشتری برخوردار است. نتانیاهو طی سالهای طولانی فعالیت سیاسی خود، بخش عمدهای از سرمایه سیاسی خویش را بر محور تهدید ایران و ضرورت مقابله با آن بنا کرده است. مخالفت آشکار با توافق هستهای سال ۲۰۱۵، تلاش برای گسترش سیاست فشار حداکثری و اصرار بر راهحلهای امنیتی در قبال ایران، همگی در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
اکنون اگر روندهای جاری به گونهای پیش برود که از شدت تنشها کاسته شود، نتانیاهو با پرسشهای دشوارتری در عرصه داخلی روبهرو خواهد شد. مخالفان او خواهند پرسید که نتیجه سالها سیاست مبتنی بر تشدید بحران چه بوده و چرا با وجود هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و امنیتی، اسرائیل نتوانسته مسیر مطلوب خود را بر تصمیمات واشنگتن تحمیل کند. بهویژه آنکه جامعه اسرائیل همچنان با پیامدهای اقتصادی جنگهای فرسایشی، افزایش هزینههای امنیتی و بیثباتی سیاسی داخلی مواجه است.
البته این روند به معنای کاهش خودکار تنشها یا شکلگیری توافقی پایدار میان ایران و آمریکا نیست. روابط تهران و واشنگتن همچنان پیچیده، چندلایه و آکنده از بیاعتمادی است و هیچ تضمینی وجود ندارد که مسیر کنونی به نتایج پایدار منتهی شود. اما حتی شکلگیری این احتمال نیز برای بخشی از ساختار قدرت در اسرائیل نگرانکننده است؛ زیرا آنچه در معرض تغییر قرار میگیرد، صرفاً یک پرونده دیپلماتیک نیست، بلکه کارآمدی راهبردی است که سالها بر محور بحران و تهدید بنا شده است.
از این منظر، اهمیت گزارش بلومبرگ در افت چند درصدی شاخصهای بورسی یا کاهش ارزش شِکِل خلاصه نمیشود. پیام اصلی این تحولات آن است که بازارها در حال بازنگری در برخی از مفروضات گذشته هستند. اگر تا دیروز تشدید تنش میتوانست به افزایش وزن ژئوپلیتیکی اسرائیل منجر شود، امروز سرمایهگذاران با تردید بیشتری به این معادله مینگرند.
شاید به همین دلیل مهمترین پرسش ماههای آینده نه صرفاً سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا، بلکه نحوه مواجهه دولت آمریکا با فشارهای اسرائیل باشد.
زیرا برای بخشی از ساختار قدرت در تلآویو، مسئله اصلی توافق یا عدم توافق نیست؛ مسئله جلوگیری از شکلگیری وضعیتی است که در آن «بحران» دیگر نتواند همان کارکرد گذشته را در تولید مشروعیت سیاسی، جلب حمایت خارجی و اثرگذاری بر تصمیمات واشنگتن ایفا کند.
اگر گزارش بلومبرگ را در کنار تحولات سیاسی اخیر قرار دهیم، میتوان گفت بازارها پیامی روشن مخابره میکنند: هرچه چشمانداز کاهش تنش پررنگتر شود، هزینههای سیاسی و اقتصادی راهبردی که بقای خود را در تداوم بحران جستوجو میکند، بیشتر آشکار خواهد شد. این شاید مهمترین هشداری باشد که این روزها از تالارهای بورس به اتاقهای تصمیمگیری در تلآویو مخابره میشود.