تفاهم ایران و آمریکا در اسلامآباد، معادلات جدیدی را در غرب آسیا و اقتصاد جهانی رقم زده است؛ اما فرانسه با ادعاهای مداخلهجویانه و زیادهخواهیهای سیاسی، بیش از گذشته انزوای خود و شکاف در اروپا را آشکار میسازد.
نورنیوز-گروه بینالملل: تفاهم میان ایران و آمریکا، با رویکردی صادقانه و جهانی در مقابله با بدعهدی آمریکایی و کارشکنی صهیونیستی، میتواند با تکیه بر اقتدار و شروط ایران، به مؤلفهای مؤثر برای برقراری صلح در غرب آسیا و نیز بهبود وضعیت اقتصاد جهانی تبدیل شود. با این حال، رفتار برخی کشورها همچون فرانسه نشاندهنده طراحیهای خودخواهانهای است که برای تأمین منافع شخصی خویش، به مانعتراشی و زیادهخواهیهای نخنما و بیاثر روی آوردهاند؛ رفتاری که مقابله جهانی با آن ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد.
در همین راستا، ژان نوئل بارو در سخنانی ریاکارانه، با دخالت در امور داخلی ایران، مدعی حمایت از مردم ایران با ژستهای حقوق بشری شد. او همچنین، در حالی که کشورش هیچ نقشی در مذاکرات ندارد، اعلام کرد پاریس تا زمانی که مذاکرات هستهای ایران به انتظارات این کشور نرسد و موضوع موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی تهران در آن گنجانده نشود، با لغو تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران مخالفت خواهد کرد.
این ادعاها در شرایطی مطرح میشود که تحولات جهانی، از جمله مذاکرات هستهای و توافق اسلامآباد، نشانگر بیخاصیت شدن جایگاه فرانسه و به طور کلی اروپا در معادلات کلان جهانی است؛ جایگاهی که با هوچیگری و تکرار ادعاهای نخنما نیز قابل احیا نخواهد بود.
ریاکاری تهوعآور یک متهم تاریخی
فرانسه در حالی خود را ناجی مردم ایران معرفی میکند که در طول چند دهه گذشته، جز ارتکاب رفتارهایی خصمانه و آسیبزا علیه ملت ایران، کارنامهای از خود بر جای نگذاشته است. ملت ایران فراموش نمیکند که فرانسه چگونه میزبان گروهکهای تروریستی همچون منافقین بوده است؛ گروهی که دستانشان به خون هزاران ایرانی آلوده است. ایرانیان همچنین فاجعه خونهای آلوده و کمکهای تسلیحاتی فرانسه به رژیم صدام را هرگز از یاد نخواهند برد.
پاریس در حالی ژست حقوق بشری به خود میگیرد که یکی از محورهای اصلی تحریم علیه ایران بوده و وزیر خارجه دولت مکرون نیز این تحریمها را نشانه قدرت میداند؛ این در حالی است که النا دوهان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور اقدامات قهری یکجانبه، تحریمهای اعمالشده علیه ایران را مصداق جنایت علیه بشریت و نسلکشی دانسته و خواستار لغو آنها و مجازات آمران و عاملان این اقدامات شده است.
در حوزه مذاکرات نیز، فرانسه در کنار آلمان و انگلیس از اجرای تعهدات برجامی خودداری کرده و در برابر خروج آمریکا از برجام، هیچ واکنش مؤثری نشان نداده است.
ماهیت ضدبشری و ضدتوافقی فرانسه در جنگ ۱۲ روزه و رمضان نیز نمود بیشتری یافت؛ چنانکه این کشور از محکوم کردن این تجاوزات، از جمله فاجعه میناب و شهادت مسئولان و مردم در شهرهای مختلف، خودداری کرد و هیچ اشارهای نیز به جنایت بمباران تأسیسات هستهای ایران نداشت.
کارنامه فرانسه به همینجا ختم نمیشود و ارسال تسلیحات به رژیم صهیونیستی برای کشتار مردم، از غزه و لبنان گرفته تا ایران، برگ دیگری بر این پرونده افزوده است. از این رو، ژستهای حقوق بشری، مذاکراتی و صلحجویانه فرانسه چنان تهوعآور است که با هوچیگری و اتهامزنی نیز نمیتوان واقعیت آن را پنهان کرد.
مکرون؛ رؤیای قدرت جهانی در قامت یک بازیگر حاشیهای
رفتارهای امانوئل مکرون، که به اذعان بسیاری از فرانسویها نتوانسته در قامت یک رئیسجمهور موفق ظاهر شود و اعتبار فرانسه را در عرصه جهانی خدشهدار کرده است، بیش از هر چیز بیانگر تحرکات یک بازیگر کوچک سیاسی است که در توهم ایفای نقش جهانی به سر میبرد.
مکرون در حالی در ظاهر از صلح، میانجیگری و نقشآفرینی در اروپا و جهان سخن میگوید که در عمل، عملکرد او چیزی جز دامن زدن به بحرانها نیست؛ رویکردی که بیش از هر چیز با هدف سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی و نمایش تصویری خیالی از بازیگری جهانی دنبال میشود.
برای نمونه، فرانسه هر از گاهی ادعای برگزاری نشستهایی برای لبنان را مطرح میکند، اما حاصل آن چیزی جز مجموعهای از وعدههای توخالی و تحققنیافته نیست.
از سوی دیگر، آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، اعلام کرده است که این اتحادیه قصد دارد کانال ارتباطی دیپلماتیک ویژهای برای رایزنی مستقیم با مسکو ایجاد کند. با این حال، فرانسه از یک سو بر استمرار تحریمهای روسیه پافشاری میکند و از سوی دیگر، در اقدامی آشکار برای سنگاندازی، مکرون اعلام میکند که اتحادیه اروپا نمیتواند نقش میانجی در مذاکرات صلح میان مسکو و کییف را ایفا کند و خواستار ادامه حمایتها از اوکراین برای استمرار جنگ می شود.
در حالی که جهان از تفاهم ایران و آمریکا استقبال کرده است، فرانسه با زیادهخواهیهای خود میکوشد معادلات را در جهت منافع رژیم صهیونیستی بر هم زند و به زعم خویش، از ایران و آمریکا باجخواهی کند؛ حال آنکه جنگ رمضان و پیامدهای اقتصادی آن برای فرانسه، وضعیت بحرانی این کشور در داخل و عرصه بینالمللی را آشکار ساخته و مکرون را با اعتراضات شدید داخلی مواجه کرده است.
مهار فرانسه؛ پیششرط نجات اروپا
کشورهای اروپایی، چه به صورت انفرادی و چه در قالب پارلمان، کمیسیون و شورای اروپا، از تفاهم ایران و آمریکا استقبال کرده و آن را راهی برای ارتقای امنیت و بهویژه بهبود اقتصاد جهانی دانستهاند. با این حال، به نظر میرسد اتحادیه اروپا برای بهرهمندی از منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی این تفاهم و حتی حفظ حداقل نقشآفرینی جهانی خود، ناگزیر است اولویت خویش را بر مهار کشورهایی همچون فرانسه قرار دهد؛ کشورهایی که به سبب خودخواهیها و توهماتشان، منافع کل اروپا را به مخاطره انداختهاند.
پاریس نشان داده است که نه عامل وحدت و پیشرفت اروپا، بلکه مانعی جدی بر سر راه این اتحادیه است؛ مانعی که استمرار رفتارهای غیرمسئولانه آن میتواند انزوا و بحرانهای اروپا را دوچندان سازد.
به هر تقدیر، اروپا باید دریافته باشد که مجوز عبور از تنگه هرمز در دستان ایران است و تفاهم اسلامآباد به معنای چشمپوشی از این مؤلفه قدرت نیست. از این رو، رفتارهای فرانسه میتواند زمینهساز موانعی برای عبور و مرور کشتیهای اروپایی از تنگه هرمز باشد؛ مسئولیتی که بر عهده فرانسهای خواهد بود که بدون توجه به ظرفیت و جایگاه واقعی خود، همچنان توهم جهانی شدن را در سر میپروراند.