نورنیوز https://nournews.ir/n/324918
کد خبر: 324918
29 خرداد 1405
نورنیوز در سالگرد فقدان دکتر علی شریعتی، تفسیر او از عاشورا را بازخوانی می‎کند

عاشورا، جدال جاودان حقیقت با قدرت


«حسین وارث آدم» فقط یک تعبیر شاعرانه نیست؛ بلکه یک صورت‌بندی عمیق از نسبت انسان با تاریخ است. انسانی که در هر عصر، میان سکوت و اعتراض، میان ماندن در وضع موجود و عبور از آن، ناگزیر از انتخاب است. و این همان نقطه‌ای است که اندیشه شریعتی، همچنان با زمانه ما سخن می‌گوید.

نورنیوز- گروه فرهنگی: در تاریخ اندیشه دینی معاصر ایران، کمتر متفکری را می‌توان یافت که به اندازه دکتر علی شریعتی در بازخوانی مفهوم عاشورا و شهادت اثرگذار بوده باشد. شریعتی، در میانه خوانش‌های صرفاً آیینی از عاشورا، و در برابر قرائت‌های صرفاً  روایی یا عاطفی از واقعه کربلا، کوشید تفسیری ارائه دهد که هم «عرفانی» باشد و هم «اجتماعی»، هم «تاریخی» باشد و هم «انقلابی». در نگاه او، عاشورا یک حادثه بسته در تاریخ نیست، بلکه یک «نماد دائمی» برای فهم نسبت انسان با ظلم، مسئولیت و آگاهی است.

در آثار او، به‌ویژه در سخنرانی‌ها و نوشته‌هایی چون «حسین وارث آدم»، «شهادت» و «پس از شهادت»، امام حسین(ع) فقط یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه یک «الگوی وجودی» معرفی می‌شود؛ الگویی برای انسان معاصر که در هر زمان باید میان «بودن در کنار حقیقت» و «ماندن در پیشگاه قدرت» انتخاب کند. شریعتی بارها تأکید می‌کند که عاشورا یک «مکتب» است، نه یک «مراسم.»

شریعتی، یک جابه‌جایی معنایی مهم را درباب مفهوم عاشورا و قیام امام بنیان می‌نهد: انتقال عاشورا از یک واقعه تاریخی به یک وضعیت دائمی اخلاقی و اجتماعی. در این خوانش، عاشورا دیگر فقط در سال ۶۱ هجری رخ نداده است؛ بلکه هرجا که انسان در برابر ظلم می‌ایستد، کربلا تکرار می‌شود و هرجا که انسان حقیقت را قربانی مصلحت می‌کند، عاشورا به شکست نزدیک می‌شود. در این چارچوب، یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در خوانش او از کربلا، تعبیر بنیادین «حسین وارث آدم» است؛ تعبیری که در آن امام حسین(ع) نه صرفاً یک شخصیت تاریخی، بلکه وارث تمام پیامبران، و وارث همه انسان‌هایی است که در طول تاریخ، امکان انتخاب آگاهانه میان حق و باطل را نمایندگی کرده‌اند.

در همین چارچوب است که او بر یک جابه‌جایی معنایی مهم در فهم عاشورا تأکید می‌کند؛ جابه‌جایی از «مصیبت‌خوانی» به «مسئولیت‌پذیری». او با صراحت انتقادی می‌نویسد: «از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و به جای شیعه حسین بودن، یعنی پیرو شهیدان بودن، زنان و مردان ما عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم.» در این نگاه، خطر اصلی آن است که عاشورا از یک «الگوی زیستن» به یک «آیین سوگواری» تقلیل یابد. شریعتی بارها هشدار می‌دهد که این تقلیل، پیام عاشورا را از درون تهی می‌کند؛ تا جایی که انسان‌ها در ظاهر بر حسین(ع) می‌گریند، اما در عمل از منطق یزید عبور نکرده‌اند. 

در منطق فکری شریعتی، شهادت یک «انتخاب آگاهانه» است، نه یک شکست تحمیلی. او تصریح می‌کند که حسین(ع) حتی پیش از شهادت ظاهری، در لحظه «نه گفتن» به قدرت، شهید شده است؛ زیرا از همان لحظه، مسیر او از منطق قدرت جدا می‌شود. به تعبیر او، «امام حسین یک شهید است که حتی پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است.» این نگاه، شهادت را از یک رخداد فیزیکی به یک وضعیت وجودی تبدیل می‌کند؛ وضعیتی که در آن انسان، آگاهانه حقیقت را بر مصلحت مقدم می‌دارد. او می‌نویسد: «حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم‌های تنش را نشانمان دادند.» این جمله، یکی از بنیادی‌ترین نقدهای او به فهم سنتی از عاشوراست؛ نقدی که در آن تأکید می‌شود مسئله اصلی کربلا نه تشنگی جسم، بلکه تشنگی تاریخ به «لبیک» است؛ یعنی پاسخ انسان‌ها به دعوت حقیقت.

این دعوت، در قالب پرسشی تاریخی نیز صورت‌بندی می‌شود: «هل من ناصر ینصرنی؟» شریعتی تأکید می‌کند که این پرسش، صرفاً خطاب به سپاه حاضر در کربلا نیست، بلکه «سؤال از آینده است و از همه ماست.» در این خوانش، عاشورا از یک رویداد گذشته، به یک خطاب دائمی تبدیل می‌شود؛ خطابی که هر نسل باید نسبت خود را با آن تعیین کند. از همین منظر است که او مفهوم «تاریخ زنده» را وارد فهم عاشورا می‌کند: «حسین، زنده جاویدی است که هر سال دوباره شهید می‌شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود دعوت می‌کند.» در این نگاه، عاشورا پایان نمی‌یابد؛ بلکه هر بار در شکل‌های جدیدی از نسبت انسان با قدرت و ظلم تکرار می‌شود.

شریعتی حتی عبادت بدون عدالت را نیز بی‌معنا می‌داند. در تفسیر او از حرکت امام حسین(ع) به سوی کربلا، نیمه‌تمام گذاشتن حج، یک پیام نمادین دارد: اگر هدف، حقیقت نباشد، مناسک دینی به پوسته‌ای بی‌روح تبدیل می‌شوند. به تعبیر او، اگر حسین نباشد و یزید باشد، «چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت مساوی است.» این جمله، در واقع نقدی بنیادین بر دین‌داری بی‌مسئولیت و مناسک‌گرایی تهی از عدالت است.

در جمع‌بندی نگاه او، شهادت نه یک مرگ تراژیک، بلکه «پیروزی آگاهی» است. او تصریح می‌کند: «شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه معبد آزادی و محراب عشق، پیروز می‌شود.» در این معنا، حسین(ع) نه قربانی تاریخ، بلکه معلم تاریخ است؛ معلمی که به انسان می‌آموزد چگونه در نتوانستن نیز «بایستن» وجود دارد.

امروز، بازخوانی این نگاه بیش از آنکه یک بحث تاریخی باشد، یک نیاز اجتماعی است. جامعه‌ای که عاشورا را صرفاً در سطح عاطفه و سوگواری بفهمد، بخش مهمی از ظرفیت آن را از دست می‌دهد. اما جامعه‌ای که عاشورا را به‌مثابه «آگاهی، انتخاب و مسئولیت» بفهمد، می‌تواند از آن یک نیروی اخلاقی و اجتماعی زنده بسازد. در این معنا، «حسین وارث آدم» فقط یک تعبیر شاعرانه نیست؛ بلکه یک صورت‌بندی عمیق از نسبت انسان با تاریخ است. انسانی که در هر عصر، میان سکوت و اعتراض، میان ماندن در وضع موجود و عبور از آن، ناگزیر از انتخاب است. و این همان نقطه‌ای است که اندیشه شریعتی، همچنان با زمانه ما سخن می‌گوید: زمانه‌ای که بیش از هر چیز، به «آگاهی از انتخاب» نیاز دارد، نه صرفاً تکرار مناسک.

 


سرویس: فرهنگی
کلید واژگان: شهادت / عاشورا / دکتر علی شریعتی / اندیشه دینی معاصر