جنگ 40 روزه ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی از نظر نظامی نبردی متعارف و تجربه شده نبود؛ رویارویی دو شبکه پیچیده تهاجمی و دفاعی بود. یک مقام ارشد نظامی در گفتوگو با نورنیوز، از نقش حملات ترکیبی، موشکهای بارانی، پهپادهای انتحاری و موشکهای هایپرسونیک در به چالش کشیدن پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی جهان پرده برمیدارد.
نورنیوز_گروه سیاسی: جنگ ۴۰ روزه میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، صرفاً یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه به صحنهای برای آزمون عملی فناوریهای نوین موشکی و تاکتیکهای ترکیبی نبرد با سامانههای پیشرفته دفاع هوایی تبدیل شد. در این نبرد، برای نخستین بار طیف متنوعی از موشکهای بالستیک، موشکهای مانورپذیر، موشکهای هایپرسونیک، پهپادهای انتحاری و سرجنگیهای چندبخشی در مقیاسی گسترده در برابر یکی از متراکمترین و پیشرفتهترین شبکههای دفاع موشکی جهان قرار گرفتند.
عملکرد این سامانهها و عبور بخشی از موشکهای ایرانی از لایههای متعدد دفاعی، توجه بسیاری از مراکز مطالعات راهبردی و کارشناسان نظامی جهان را به خود جلب کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اهمیت آنچه در این جنگ رخ داد، تنها در تعداد موشکهای شلیک شده یا اهداف مورد اصابت خلاصه نمیشود، بلکه در نمایش توانایی طراحی و اجرای عملیاتهای پیچیدهای است که در آن انواع سامانههای تهاجمی به صورت هماهنگ و مکمل یکدیگر عمل میکنند.
در همین ارتباط، نورنیوز در گفتوگو با یک مقام ارشد نظامی، ابعاد کمتر گفتهشده برخی از فناوریهای مورد استفاده در این نبرد به ویژه سرجنگیهای بارانی که به یکی از شگفتی های اصلی قابلیتهای موشکی ایران تبدیل شده و نقش آنها در عبور از شبکههای دفاع موشکی چندلایه را مورد بررسی قرار داده است.
این مقام ارشد نظامی در ابتدای گفتوگو با اشاره به تحولات حوزه موشکی طی سالهای اخیر گفت: «بسیاری از مردم بدلیل عدم آشنایی با تحولات این حوزه،قدرت موشکی را صرفاً با برد موشک یا وزن سرجنگی میسنجند؛ در حالی که در جنگهای مدرن، شاخصهای مهمتری وجود دارد. امروز توانایی طراحی عملیاتهای چندلایه، ترکیب همزمان سامانههای مختلف تهاجمی، انتخاب نوع سرجنگی متناسب با هدف و ایجاد اشباع در سامانههای پدافندی دشمن، بخش مهمی از قدرت موشکی را تشکیل میدهد.»
وی افزود: «آنچه در جنگ ۴۰ روزه به نمایش گذاشته شد، صرفاً شلیک تعدادی موشک در شرایطی که بیشتر پایگاههای پرتاب ما در تهدید مستمر بمباران دشمن قرار داشت، نبود. در بسیاری از عملیاتها، پهپادهای انتحاری، موشکهای بالستیک نقطهزن، موشکهای مجهز به سرجنگیهای چندبخشی، موشکهای مانورپذیر و در برخی موارد موشکهای هایپرسونیک یا فراصوت به صورت همزمان به کار گرفته شدند. هر یک از این سامانهها مأموریت متفاوتی بر عهده داشتند اما در قالب یک طرح عملیاتی واحد عمل میکردند.»
عبور از پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی جهان
این مقام ارشد نظامی با اشاره به سامانههای دفاعی مورد استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: «موشکهای ایرانی با سامانههای معمولی روبهرو نبودند. پاتریوت PAC-3، سامانه تاد (THAAD) یا دفاع ارتفاع بالای مرحله نهایی، سامانه فلاخن داوود (David's Sling) و خانواده موشکی پیکان (Arrow)، پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی عملیاتی جهان به شمار میروند.»
وی توضیح داد: «پیکان ۳ برای رهگیری موشکهای بالستیک در خارج از جو طراحی شده است. تاد در ارتفاعات بسیار بالا و در مرحله پایانی پرواز موشک وارد عمل میشود. پیکان ۲ و فلاخن داوود لایههای میانی دفاع را پوشش میدهند و پاتریوت نیز آخرین حلقه دفاعی برای مقابله با اهدافی است که از سایر لایهها عبور کردهاند. به همین دلیل آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر عملاً یک شبکه دفاع موشکی چندلایه و کمنظیر را در اختیار داشتند.»
وی ادامه داد: «از منظر نظامی، اهمیت جنگ ۴۰ روزه صرفاً در تعداد موشکهای شلیک شده یا میزان خسارات نیست. ارزش راهبردی این نبرد در آن است که شبکهای متشکل از پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی جهان به طور مستمر تحت فشار قرار گرفت. در تاریخ نبردهای موشکی، هیچ کشوری تاکنون نتوانسته است چنین معماری دفاعی پیچیدهای را به چالش بکشد.»
راز عبور از سپرهای چندلایه
این مقام ارشد نظامی معتقد است یکی از مهمترین عوامل موفقیت عملیاتهای موشکی، استفاده از حملات ترکیبی و چندلایه بوده است.«در میدان نبرد، هیچ موشکی به تنهایی عمل نمیکند. پهپادهای انتحاری معمولاً زودتر وارد صحنه میشوند تا شبکه هشدار و پدافند دشمن را درگیر کنند، بخشی از ذخایر موشکهای رهگیر را مصرف کنند و شرایط اشباع اولیه را به وجود آورند. پس از آن موشکهای بالستیک نقطهزن، سرجنگیهای چندبخشی و موشکهای مانورپذیر وارد عمل میشوند.»
وی افزود: «موشکهای هایپرسونیک یا فراصوت نیز به دلیل سرعت بسیار بالا و قابلیت مانور در مرحله پایانی و دقت بالا، زمان واکنش سامانههای دفاعی را به شدت کاهش میدهند. در چنین شرایطی سامانه دفاعی باید همزمان صدها ردگیری، طبقهبندی و تصمیم عملیاتی را مدیریت کند. به همین دلیل در جنگهای مدرن، اشباع سامانه دفاعی به اندازه قدرت تخریب موشک اهمیت دارد.»
به گفته وی، ارزش واقعی این معماری عملیاتی در ترکیب این قابلیتها نهفته است: «وقتی سامانه دفاعی به طور همزمان با پهپادهای انتحاری، موشکهای بالستیک، اهداف چندبخشی و موشکهای مانورپذیر روبهرو میشود، ناچار است حجم بسیار زیادی از اطلاعات و تهدیدات را در زمانی کوتاه مدیریت کند. هرچه تعداد تهدیدات همزمان بیشتر شود، احتمال عبور بخشی از آنها نیز افزایش مییابد. به همین دلیل امروزه موفقیت در جنگ موشکی بیش از آنکه به یک موشک خاص وابسته باشد، به توانایی طراحی یک عملیات ترکیبی وابسته است.»
سرجنگیهای بارانی؛ یکی از حلقههای اصلی زنجیره عملیات
این مقام ارشد نظامی در ادامه به موضوع سرجنگیهای بارانی که موضوعی شگفتی ساز در جنگ ۴۰ روزه تبدیل شد، پرداخت؛ موضوعی که در ایام جنگ ۴۰ روزه و پس از آن با انتشار تصاویر متعددی مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
وی گفت: «یکی از اشتباهات رایج این است که هر موشکی که چند جسم از آن جدا شود، به عنوان موشک MIRV یا MRV معرفی میشود؛ در حالی که این مفاهیم تفاوتهای مهمی با یکدیگر دارند.»
وی در تشریح این تفاوت افزود: «در سامانه MRV یا "چند کلاهک بازگشتی"، چند سرجنگی از موشک اصلی جدا میشوند و هر کدام مسیر مستقل خود را تا هدف طی میکنند. در سامانه MIRV یا "چند کلاهک با قابلیت هدفگیری مستقل"، این قابلیت پیشرفتهتر میشود و هر کلاهک میتواند هدف متفاوتی را مورد اصابت قرار دهد. در هر دو حالت، جداسازی معمولاً در خارج از جو انجام میشود و هر کلاهک به عنوان یک سرجنگی مستقل وارد جو میشود.»
وی ادامه داد: « تصاویر منتشرشده از حملات ایران به مواضع دشمن کاملا مشخص است که نیروهای مسلح ایران متناسب با نوع اهداف مورد نظر از موشکهای مختلف از جمله موشکهای با سرجنگی بارانی یا خوشهای استفاده کرده اند. در این نوع سرجنگی، موشک پس از طی بخش عمده مسیر خود، در مرحله پایانی پرواز و در ارتفاع پایینتر باز میشود و تعداد زیادی مهمات فرعی را روی منطقه هدف توزیع میکند.»
سرجنگی بارانی چگونه عمل میکند؟
این مقام ارشد نظامی توضیح داد: «در سرجنگیهای بارانی، هدف صرفاً افزایش قدرت انفجار نیست. هدف اصلی افزایش سطح پوشش هدف و دشوارتر کردن فرآیند رهگیری است. هنگامی که یک موشک در مرحله پایانی پرواز به چندین مهمات فرعی تقسیم میشود، سامانه دفاعی به جای مواجهه با یک هدف، ناگهان با چندین تهدید روبهرو میشود.»
وی افزود: «اگر هدف یک ساختمان فرماندهی، یک مرکز ارتباطی، یک آشیانه هواپیما یا یک سامانه راداری باشد، سرجنگی نقطهزن بهترین گزینه است. اما اگر هدف یک پایگاه بزرگ نظامی، مجموعهای از سامانههای پدافندی، باندهای پروازی، انبارهای گسترده یا تأسیسات وسیع باشد، سرجنگی بارانی میتواند کارایی بیشتری داشته باشد.»
به گفته وی، «بررسی تصاویر منتشرشده از عملیاتهای اخیر اثبات می کند که ایران صرفاً به یک الگوی عملیاتی وابسته نیست. نیروهای مسلح متناسب با نوع هدف از انواع مختلف سرجنگیها استفاده میکنند. در برخی مأموریتها، اصابت دقیق به یک نقطه خاص اولویت دارد و در برخی دیگر، پوشش دادن یک منطقه وسیع یا درگیر کردن مجموعهای از اهداف در یک محدوده مشخص مدنظر قرار میگیرد.»
وی تأکید کرد:« ایران با طراحی تجهیزات و تاکتیکهای کاملا بومی به جای تکیه بر یک نوع سلاح، به سمت ایجاد یک سبد متنوع از سرجنگیها و روشهای حمله حرکت کرده است. به عبارت دیگر، هم قابلیت استفاده از سرجنگیهای نقطهزن را در اختیار دارد و هم توان بهرهگیری از سرجنگیهای بارانی و چندبخشی را؛ قابلیتی که امکان انتخاب بهترین گزینه را متناسب با مأموریت و نوع هدف فراهم میکند.»
از قدرت موشک تا قدرت طراحی عملیات
این مقام ارشد نظامی در پایان خاطرنشان کرد: «آنچه در جنگ ۴۰ روزه مشاهده شد، صرفاً نمایش قدرت یک موشک یا یک فناوری خاص نبود؛ بلکه نمایش توانایی طراحی یک معماری عملیاتی پیچیده بود که در آن پهپادها، موشکهای بالستیک، سرجنگیهای بارانی، سرجنگیهای نقطهزن و موشکهای مانورپذیر در قالب یک شبکه واحد عمل میکنند.»
وی افزود: «امروز نبرد میان موشک و پدافند، نبرد یک سلاح در برابر یک سامانه نیست؛ بلکه رقابت میان دو شبکه پیچیده است. موفقیت از آنِ طرفی خواهد بود که بتواند زمان تصمیمگیری دشمن را کاهش دهد، حجم تهدیدات همزمان را افزایش دهد و با ترکیب هوشمندانه ابزارهای مختلف، لایههای دفاعی را تحت فشار مستمر قرار دهد.»
وی در پایان تأکید کرد: «بسیاری از آنچه در جنگ ۴۰ روزه مشاهده شد، در همین چارچوب قابل تحلیل است. اهمیت ماجرا تنها در برد یا تعداد موشکها نیست؛ بلکه در توانایی طراحی عملیاتهایی است که بتوانند پیشرفتهترین سامانههای دفاعی جهان را وادار به واکنش همزمان در چندین سطح و چندین جبهه کنند. این همان نقطهای است که فناوری موشکی با هنر طراحی عملیات راهبردی به یکدیگر پیوند میخورند.»