نورنیوز https://nournews.ir/n/324467
کد خبر: 324467
26 خرداد 1405
نورنیوز موضع اروپا در قبال تفاهم ایران و آمریکا را بررسی می کند،

سیاست خارجی اروپا میان ادعا و واقعیت


مواضع اروپا در قبال توافق ایران و آمریکا با ترکیبی از استقبال مشروط و استمرار رویکردهای تحریمی همراه است که بیانگر چالش در استقلال سیاست خارجی و کاهش اثرگذاری این اتحادیه در معادلات جهانی است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در میان واکنش‌های گسترده جهانی به توافق ابتدایی ایران و آمریکا، کشورهای اروپایی نیز مواضعی را در قالب انفرادی و نیز در چارچوب اتحادیه اروپا اتخاذ کرده‌اند؛ مواضعی که بیش از آنکه بیانگر نقش‌آفرینی واقعی و اثرگذار آنان باشد، زوال و فرسودگی ساختار غربی را برای همگان آشکارتر می‌سازد.
در این میان، در مواضعی تند، اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، پیش از نشست گروه هفت در فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران پس از توافق ایران و آمریکا مدعی شد که «ما چارچوبی از تحریم‌ها علیه ایران داریم که به دو محور اصلی پاسخ می‌دهد؛ یکی نقض حقوق بشر و دیگری سلاح‌های کشتارجمعی، و اصل تحریم‌ها این است که پیش از هرگونه لغو، به تغییر واقعی در رفتار نیاز داریم».
همچنین در همین راستا، بدون اشاره به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای ایران و رفتارهای جنایتکارانه و ناقض حقوق بین‌الملل، آلمان، فرانسه، ایتالیا و انگلیس در بیانیه‌ای مشترک ادعا کردند که در ازای «گام‌های روشن ایران در برنامه هسته‌ای خود» آماده لغو تحریم‌های مرتبط هستند. آنان بدون اشاره به اینکه بر اساس معاهده ان‌پی‌تی، ایران حق بهره‌مندی از دانش هسته‌ای را دارد و همچنین با نادیده گرفتن اصول حقوق بین‌الملل از جمله حق دفاع مشروع ایران و مدیریت بر تنگه هرمز، مدعی شده‌اند که «ما متعهد به ایفای نقش خود برای دستیابی به این هدف، مطابق با الزامات حقوقی مربوطه، از جمله از طریق یک مأموریت کاملاً دفاعی و مستقل برای اطمینان از کشتیرانی تجاری و انجام عملیات مین‌روبی هستیم».

اروپا و استمرار ادعاهای متناقض؛ تکرار الگوی فرسوده قدرت‌نمایی

این‌گونه ادعاها از سوی اروپایی‌ها، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تکرار رویه‌ای فرسوده است که ریشه در بحران‌های داخلی و خارجی اروپا دارد و آنان با رفتارهای غیرمنطقی و زیاده‌خواهانه در پی پنهان‌سازی این واقعیت هستند.
رئیس کمیسیون اروپا در حالی مدعی است که چارچوب تحریم‌ها مبتنی بر نقض حقوق بشر و سلاح‌های کشتارجمعی است که اولاً بر اساس قطعنامه‌ها، بخش عمده این تحریم‌ها بر پایه ادعاهای واهی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران شکل گرفته و عملاً در تعارض با حقوق بین‌الملل و حقوق قانونی ایران بر اساس ان‌پی‌تی قرار دارد.
ثانیاً، ادعاهای حقوق بشری اروپا در حالی مطرح می‌شود که اخیراً موساد و نهادهای اطلاعاتی آمریکا به طراحی گسترده عملیات‌های کشته‌سازی و ویران‌سازی از درون ایران طی سال‌های گذشته اذعان کرده‌اند و رخدادهای دی‌ماه نیز شاهدی بر این طراحی‌هاست.
در چنین شرایطی، اروپا نمی‌تواند داعیه‌دار حقوق بشر باشد، در حالی که نسبت به این اعترافات هیچ واکنشی نشان نداده و همچنان به بازتولید روایت‌های نادرست علیه ایران ادامه می‌دهد.
ثالثاً، گزارش‌های متعدد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تأکید دارد، در حالی که دارندگان سلاح‌های هسته‌ای، به‌ویژه کشورهای غربی، به سرعت در حال گسترش ظرفیت‌های غیرصلح‌آمیز خود هستند.
رابعاً، اروپا که شعار مقابله با سلاح‌های کشتارجمعی را سر می‌دهد، در برابر این روندها سکوت کرده و هم‌زمان از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای ایران حمایت یا در برابر آن سکوت اختیار کرده است.
خامساً، اروپا در حالی ژست حقوق بشری به خود می‌گیرد که بنا بر گزارش خانم النا دوهان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور اقدامات قهری یک‌جانبه، تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران مستقیماً مردم را هدف قرار داده و مصداق جنایت علیه بشریت است؛ امری که عاملان و آمران آن باید پاسخگو و مجازات شوند.

اروپا و بحران مشروعیت در برابر افکار عمومی جهانی

از سوی دیگر، اروپا در برابر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان و همچنین در برابر تجاوزگری‌های مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، از جمله شهادت دانش‌آموزان مدرسه میناب، سکوت اختیار کرده است و از این‌رو حق سخن گفتن از حقوق بشر را از دست داده و در جایگاه شریک جرم این جنایات قرار می‌گیرد.
اروپا با اتهام‌زنی و پرونده‌سازی علیه سایر کشورها نمی‌تواند از داوری افکار عمومی بگریزد؛ در حالی که امروز بخشی از مطالبات ملت‌های اروپایی، قطع رابطه و مقابله با رژیم صهیونیستی است.

حذف تدریجی اروپا از معادلات جهانی

کارنامه اروپا نشان می‌دهد که این اتحادیه به دلیل رفتارهای غیرعقلانی و واگذاری استقلال خود به آمریکا و لابی صهیونیستی، عملاً از نقش‌آفرینی مؤثر در عرصه جهانی حذف شده است.
حاکمیت چهره‌های سیاسی کوچک‌مقیاس بر ساختار اروپایی، که حتی در داخل کشورهای خود از مشروعیت کافی برخوردار نیستند، نه تنها بحران‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی را تشدید کرده، بلکه با جنگ‌افروزی در اوکراین و تبعیت از سیاست‌های آمریکا و بی‌توجهی به نقض گسترده حقوق بین‌الملل و حقوق بشر در اقدامات رژیم صهیونیستی، اروپا را به بازیگری کم‌اثر و در حال حذف در نظام بین‌الملل تبدیل کرده است.
امروز اروپا حتی در معادلات متحد دیرینه خود، یعنی ایالات متحده، نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد و با تکرار ادعاها و هوچی‌گری سیاسی، قادر به احیای جایگاه فروپاشیده خود در نظم جهانی نیست.

پایان عصر قلدری و فروپاشی توهم قدرت

اروپا باید دریابد که دوران قلدری‌های بی‌منطق به پایان رسیده است؛ از یک سو ایران کشوری نیست که در برابر فشارها تسلیم شود و از سوی دیگر جامعه جهانی نیز پذیرای چنین رفتارهایی نیست.
از این‌رو، سرنوشت اروپا چیزی جز انزوا و کاهش نقش در معادلات جهانی نخواهد بود. اروپا امروز تاوان اشتباهات محاسباتی خود را می‌پردازد و توان تحمل هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی این مسیر را ندارد؛ و جنجال‌ها و ادعاهایی از این دست، تنها دست و پا زدن در باتلاقی است که هر روز آن را بیشتر در خود فرو می‌برد.

استقبال مشروط و ضرورت تغییر رویکرد اروپا

کشورهای اروپایی در حالی از این توافق استقبال کرده‌اند که رفتار آنان نه بر پایه حسن نیت و صلح‌دوستی، بلکه ناشی از آگاهی از توان نظامی و انسجام ملی ایران در عرصه‌های مختلف و نیز نیاز شدید به باز بودن مسیرهای حیاتی انرژی، از جمله تنگه هرمز است.
این کشورها در حالی پیش از توافق، در شورای امنیت و شورای حکام علیه ایران اقدامات سیاسی انجام داده‌اند که شواهدی از همکاری‌های لجستیکی و پشتیبانی برخی از آنان از آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز وجود دارد.
آن‌ها باید درک کنند که دوران اقدامات بدون هزینه به پایان رسیده است و باز بودن تنگه هرمز نیز بر اساس قواعد و طراحی‌های جدید و مبتنی بر منافع ملی ایران تعریف می‌شود.
در نهایت، تحریم‌ها و تهدیدها تاریخ مصرف خود را از دست داده‌اند و این کشورها برای جلوگیری از ورود به بحران‌های عمیق‌تر اقتصادی، ناگزیرند رویکردهای گذشته خود در قبال ایران را اصلاح کنند؛ مداخلات را کنار بگذارند و مسیر اعتمادسازی را در پیش گیرند. در چنین شرایطی، ایران نیز پس از راستی‌آزمایی، ظرفیت‌های همکاری دوجانبه و چندجانبه را فعال خواهد ساخت.
اروپا در مذاکرات کنونی عملاً نقشی نداشته و از صحنه تصمیم‌سازی حذف شده است؛ از این‌رو برای بازگشت به معادلات بین‌المللی ناگزیر به تغییر رفتار است، تغییری که فاصله گرفتن از وابستگی به آمریکا و لابی صهیونیستی بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / برجام / اروپا / توافق هسته ای / سیاست / تحریم ها / حقوق بین الملل خارجی