کییر استارمر که با وعده احیای اقتصاد و بازسازی جایگاه جهانی انگلیس به قدرت رسید، اکنون در میانه بحرانهای داخلی، فشار افکار عمومی، تناقض در سیاست خارجی و شکافهای حزبی، برای بقا در قدرت دستوپا میزند.
نورنیوز-گروه بینالملل: کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس، که در آغاز کار خود مدعی حل بحرانهای اقتصادی، ارتقای جایگاه جهانی کشورش و احیای پیوندهای لندن با اتحادیه اروپا بود، پس از شکست سنگین حزب حاکم کارگر در انتخابات محلی اردیبهشتماه، با موجی از مخالفتها روبهرو شد؛ موجی که با استعفای برخی وزیران و اعضای کابینه نیز همراه بوده است. پرونده آپستین و رسوایی سفیر انگلیس در آمریکا و برخی نزدیکان استارمر، بر شدت این بحران افزوده است.
ضربهای مهلک به استارمر، با استعفای هیلی، وزیر دفاع، و معاونش در امور نیروهای مسلح وارد شد؛ رخدادی که هرچند در ظاهر بر سر بودجه نظامی شکل گرفته، اما در واقع بخشی از پازل رفتاری حزب کارگر برای حذف استارمر و تعیین نخستوزیری جدید به منظور بقای حزب ارزیابی میشود.
هرچند استارمر مدعی شده است که استعفا نخواهد داد و برای بقای سیاسی خود خواهد جنگید، اما رفتارهای عملی او از مجموعهای از آشفتگیها حکایت دارد که در کنار تقلای او برای بقا، تصویری از وضعیت شکننده حاکم بر اقتصاد و سیاست انگلیس ارائه میدهد.
استارمر میان فشار لابی صهیونیستی و خشم افکار عمومی
سران انگلیس، همانند برخی همتایان خود در اروپا و آمریکا، همواره اتکا به لابی صهیونیستی را یکی از مؤلفههای کسب و حفظ قدرت دانسته و بر حمایت از آن تأکید کردهاند؛ چنانکه انگلیس از مهمترین تأمینکنندگان تسلیحات برای رژیم صهیونیستی بوده و هرگز نسلکشی در غزه، جنگافروزی، اشغالگری و جنایات این رژیم از لبنان گرفته تا ایران را محکوم نکرده است. لندن حتی تحت تأثیر همین لابی، از محکوم کردن فاجعه شهادت ۱۶۸ دانشآموز مینابی نیز خودداری کرد.
در ادامه همین سیاست، دولت انگلیس با استناد به مصوبهای تحت عنوان مقابله با نژادپرستی، اقدام به بازداشت حامیان فلسطین کرد. با این حال، موج انزجار جهانی از رژیم صهیونیستی به اندازهای گسترده شده که حتی دولتهای اروپایی و آمریکا نیز دیگر توان حمایت آشکار از این رژیم را ندارند؛ چنانکه بریتانیا نیز در همین چارچوب، قوانین خود درباره شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری را تشدید کرده است. بر اساس تصمیمات اتخاذشده، شرکتها و شهروندان انگلیسی دیگر اجازه فعالیت اقتصادی در این شهرکها را ندارند.
استارمر اکنون در وضعیتی دشوار قرار گرفته است؛ رویکرد به مطالبات مردمی در حمایت از فلسطین، لابی صهیونیستی را به واکنش وامیدارد و حمایت از رژیم صهیونیستی نیز به تشدید اعتراضات مردمی میانجامد.
اوکراین؛ پاشنه آشیل استارمر و بنبست روسهراسی
یکی از محورهای اصلی اعتراض انگلیسیها به دولت استارمر، سیاستهای او در قبال جنگ اوکراین است. هزینههای سنگین این جنگ و صرف مالیات شهروندان برای ثروتمندتر شدن کارتلهای نظامی، در حالی که جنگ جز تشدید بحران اقتصادی و انرژی برای انگلیس دستاوردی نداشته، خشم عمومی را برانگیخته و از عوامل شکست حزب کارگر در انتخابات به شمار میرود.
جنگ اوکراین در حالی به پاشنه آشیل استارمر تبدیل شده که او همچنان روسستیزی را ابزاری برای قدرتنمایی و بقای سیاسی خود میداند. انگلیس بامداد یکشنبه برای نخستینبار یک نفتکش منتسب به ناوگان سایه روسیه را در کانال مانش متوقف کرد. دفتر نخستوزیری و وزارت دفاع انگلیس با انتشار بیانیهای اعلام کردند که نیروهای نظامی و مأموران اجرای قانون این کشور، در عملیاتی ششساعته، نفتکش تحریمشده «SMYRTOS» را در کانال مانش بازرسی کرده و آن را بهطور موقت به لنگرگاهی در سواحل جنوبی انگلیس منتقل کردهاند.
کییر استارمر نیز در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که به نیروهای مسلح این کشور دستور داده است این نفتکش منتسب به ناوگان سایه روسیه را که در حال عبور از کانال مانش بود، متوقف کنند.
دن جارویس، وزیر دفاع جدید انگلیس، نیز مدعی شد که روسیه برای تأمین مالی جنگ اوکراین به ناوگان سایه متکی است و عملیات امروز ضربهای به منابع مالی مسکو وارد میکند.
ورود مستقیم استارمر به این پرونده و تبدیل شدن به محور رسانهای آن، که نوعی قدرتنمایی در قبال روسیه محسوب میشود، را میتوان کورسوی امید او برای ادامه بقا از مسیر روسهراسی دانست؛ هرچند اصرار بر ارسال تسلیحات به اوکراین، نقطه مقابل این قدرتنمایی است و میتواند همچنان فشارها برای استعفای نخستوزیر انگلیس را افزایش دهد.
تناقض آشکار لندن در قبال ایران؛ از تهدید تا استقبال از توافق
نکته قابل تأمل دیگر در رفتارهای استارمر، مواضع او در قبال جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و تحولات تنگه هرمز است. انگلیس در حالی با ایفای نقشی منفی در شورای امنیت و شورای حکام و نیز با طرح ادعاهایی همچون برنامهریزی برای مینروبی تنگه هرمز، به مکملی برای جنگافروزان و متجاوزان علیه ایران تبدیل شده و رسماً اعلام میکند که پایگاههای این کشور در اختیار آمریکا برای اقدامات علیه ایران قرار دارد، در رویکردی متناقض از خبر توافق ابتدایی میان ایران و آمریکا استقبال کرده است.
دفتر نخستوزیر انگلیس با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «کییر استارمر بعدازظهر امروز با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، گفتوگو کرد.»
بر اساس این بیانیه، «نخستوزیر انگلیس حمایت خود را از تلاشهای رئیسجمهور ترامپ برای پایان دادن به درگیری با ایران ابراز و از پیشرفتهای حاصلشده استقبال کرد.»
این دوگانگی رفتاری از سوی لندن در حالی صورت میگیرد که بسته شدن تنگه هرمز میتواند بحران اقتصادی این کشور را تشدید کند؛ با این حال، سران انگلیس همچنان در توهم فشار و امتیازگیری به سر میبرند، حال آنکه ایستادگی ایران این ابزار را با شکست مواجه ساخته است.
اکنون لندن، برخلاف رویکردهای گذشته، امیدوار است از مسیر آنچه «توافق ایران و آمریکا» نامیده میشود، با ادعای نقشآفرینی در بازگشایی تنگه هرمز، از طریق نوعی شوکدرمانی، فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی را کاهش دهد؛ در حالی که تنها چند روز پیش با زبان تهدید و رفتارهای خصمانه با تهران سخن میگفت.
این تناقضات رفتاری، در کنار زنجیرهای از رفتارهای داخلی و خارجی انگلیس، بیانگر وضعیت بحرانی استارمر است؛ سیاستمداری که با سراسیمگی و آزمون و خطا، در جستوجوی راهی برای فرار از سقوط سیاسی است. هرچند تجربه ساختار سیاسی انگلیس نشان داده است که افراد، برای حفظ منافع حزب، بهراحتی قربانی میشوند؛ چنانکه در دوران حاکمیت محافظهکاران، طی چند ماه چندین نخستوزیر جابهجا شدند و سرانجام نیز با شکست سنگین در انتخابات پارلمانی، قدرت را به حزب کارگر واگذار کردند؛ حزبی که اکنون خود نیز در شرایطی بحرانی قرار گرفته و در معرض خروج از چرخه قدرت است.