نورنیوز https://nournews.ir/n/323955
کد خبر: 323955
24 خرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند؛

بهترین توافق چگونه توافقی است؟


سیاست خارجی موفق نه با شعارهای حداکثری سنجیده می‌شود و نه با تصویرسازی‌های احساسی از پیروزی یا شکست. آنچه اهمیت دارد، توانایی یک کشور در تبدیل ظرفیت‌های ملی به دستاوردهای پایدار است. در این مسیر، بهترین توافق نه الزاماً کامل‌ترین توافق، بلکه عقلانی‌ترین و سودمندترین انتخاب در میان واقعیت‌های موجود است.

نورنیوز- گروه سیاسی:‌ سیاست خارجی، برخلاف آنچه گاه در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بازنمایی می‌شود، عرصه تحقق آرزوهای حداکثری نیست؛ عرصه مدیریت واقعیت‌هاست. دولت‌ها نه در جهانی آرمانی، بلکه در محیطی پیچیده، رقابتی و سرشار از محدودیت‌های اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی تصمیم می‌گیرند. از همین رو، هیچ مذاکره‌ای، از جمله مذاکرات اخیر برای نهایی کردن یادداشت تفاهم پایان جنگ میان ایران و آمریکا را نمی‌توان با معیارهای مطلق‌گرا و آرمان‌گرایانه سنجید. آنچه در عالم سیاست اهمیت دارد، نه دستیابی به بهترین نتیجه قابل تصور، بلکه رسیدن به بهترین نتیجه ممکن است.
یکی از مهم‌ترین آموزه‌های سیاست واقع‌نگر یا همان رئال پولیتیک، تمایز میان «ممکن» و «مطلوب» است. در این نگاه، سیاست هنر انتخاب میان گزینه‌های واقعی است، نه میان آرزوهای انتزاعی. دولت‌ها ناگزیرند در هر مقطع، امکانات خود، ظرفیت‌های طرف مقابل، توازن قدرت، شرایط منطقه‌ای، وضعیت اقتصاد، افکار عمومی و روندهای بین‌المللی را هم‌زمان در نظر بگیرند. نتیجه چنین محاسبه‌ای معمولاً توافقی است که شاید هیچ‌یک از طرفین تمام خواسته‌های حداکثری خود را در ان نبیند، اما هر دو طرف به این جمع‌بندی می‌رسند که توافق، نسبت به ادامه تقابل، هزینه کمتر و منفعت بیشتری دارد. البته ایران به حکم مقاومت مثال زدنی‌اش در تجاوزات آمریکا و اسراییل، در موقعیتی مناسب برای چانه‌زنی و اعمال نظر قرار دارد؛ اما در همین وضعیت نیز التزام به واقع‌نگری در مذاکرات ضروری به نظر می رسد.
از همین منظر، تصور بعضاً رایجی که هر توافق را به مسابقه‌ای میان «برنده مطلق» و «بازنده مطلق» تبدیل می‌کند، با منطق روابط بین‌الملل چندان سازگار نیست. اگر قرار باشد یک طرف همه خواسته‌های خود را تحمیل کند و طرف دیگر هیچ دستاوردی نداشته باشد، دیگر سخن از توافق نیست، بلکه با تسلیم یا تحمیل اراده مواجه هستیم. توافق زمانی معنا پیدا می‌کند که محصول محاسبه متقابل منافع باشد؛ حتی اگر سطح این منافع برای دو طرف، نوسان داشته باشد
تاریخ دیپلماسی نیز همین واقعیت را تأیید می‌کند. بسیاری از مهم‌ترین توافق‌های بین‌المللی نه در شرایط اعتماد کامل، بلکه در اوج رقابت، بی‌اعتمادی و حتی دشمنی شکل گرفته‌اند. آنچه طرف‌ها را به میز مذاکره رسانده، نه تغییر ماهیت اختلافات، بلکه تغییر محاسبه هزینه و فایده بوده است. زمانی که ادامه بحران پرهزینه‌تر از رسیدن به یک تفاهم محدود می‌شود، مذاکره به گزینه‌ای عقلانی تبدیل می‌شود.
بر همین اساس، ارزیابی هر توافق باید در چارچوب شرایط واقعی همان مقطع انجام شود. هیچ توافقی را نمی‌توان جدا از محیطی که در آن شکل گرفته، قضاوت کرد. میزان قدرت ملی، توان بازدارندگی، وضعیت اقتصادی، شرایط منطقه، سطح حمایت یا فشار خارجی و حتی فرصت‌های زمانی، همگی بر کیفیت هر توافق اثر می‌گذارند. توافقی که در یک مقطع بهترین گزینه محسوب می‌شود، ممکن است در شرایطی دیگر دیگر مطلوب نباشد و برعکس.
این همان منطق رئال‌پولیتیک است؛ منطقی که سیاست را نه عرصه آرمان‌های ذهنی، بلکه میدان تصمیم‌گیری مسئولانه و واقع‌نگرانه می‌داند. در این رویکرد، سیاستمدار موفق کسی نیست که همواره بر مواضع حداکثری اصرار ورزد یا هرگونه انعطاف را نشانه ضعف بداند؛ بلکه کسی است که بتواند با شناخت دقیق محیط راهبردی، از مجموعه امکانات موجود، بیشترین منفعت را برای کشور فراهم کند.
در این چارچوب، قدرت نیز صرفاً به توان نظامی یا ظرفیت‌های اقتصادی محدود نمی‌شود. قدرت زمانی به سرمایه‌ای راهبردی تبدیل می‌شود که بتواند در فرآیند دیپلماسی به دستاوردهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی پایدار تبدیل شود. همان اندازه که دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، شکننده و کم‌اثر است، قدرتی که نتواند در عرصه مذاکره به تأمین منافع ملی بینجامد نیز همه ظرفیت خود را بالفعل نخواهد کرد. در واقع، دیپلماسی و قدرت دو ابزار مکمل یک راهبرد واحد هستند، نه دو مسیر متعارض.
از این منظر، معیار سنجش یک توافق، نه میزان هیجان ناشی از آن و نه تصویرسازی‌های رسانه‌ای، بلکه نسبت آن با منافع ملی و گزینه‌های جایگزین است. پرسش اساسی این نیست که آیا توافق کامل و بی‌نقص است؛ زیرا در سیاست بین‌الملل، توافق کامل به‌ندرت وجود دارد. پرسش اصلی آن است که آیا این توافق، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود یا سایر گزینه‌های در دسترس، امنیت بیشتری ایجاد می‌کند، هزینه‌های کشور را کاهش می‌دهد، فرصت‌های اقتصادی را گسترش می‌دهد، قدرت ملی را حفظ می‌کند و امکان مدیریت بهتر تحولات آینده را فراهم می‌سازد یا خیر.
به همین دلیل، مفهوم «بهترین توافق» را باید در چارچوب واقعیت‌های سیاست بین‌الملل فهمید. بهترین توافق، توافقی نیست که همه آرزوها را محقق کند؛ بلکه توافقی است که در میان گزینه‌های موجود، بیشترین منفعت و کمترین هزینه را برای کشور به همراه داشته باشد. چنین نگاهی نه نشانه عدول از اصول، بلکه بیانگر بلوغ در حکمرانی و پذیرش قواعد سیاست‌ورزی در جهانی است که بیش از هر چیز، بر توازن قدرت، محاسبه منافع و مدیریت واقعیت‌ها استوار است.
  سیاست خارجی موفق نه با شعارهای حداکثری سنجیده می‌شود و نه با تصویرسازی‌های احساسی از پیروزی یا شکست. آنچه اهمیت دارد، توانایی یک کشور در تبدیل ظرفیت‌های ملی به دستاوردهای پایدار است. در این مسیر، بهترین توافق نه الزاماً کامل‌ترین توافق، بلکه عقلانی‌ترین و سودمندترین انتخاب در میان واقعیت‌های موجود است؛ انتخابی که بتواند امروز منافع ملی را تأمین کند و هم‌زمان، افق‌های آینده را نیز برای کشور باز نگه دارد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: دیپلماسی / مذاکرات / توافق / امنیت_ملی / سیاست_خارجی / ایران_آمریکا / تحلیل_سیاسی / روابط_بین_الملل / منافع_ملی / رئال_پولیتیک