نورنیوز https://nournews.ir/n/322433
کد خبر: 322433
17 خرداد 1405
نورنیوز تناقض های رفتاری ترامپ هم زمان با افزایش تنش در منطقه را بررسی می کند؛

توافق یا آماده‌ شدن برای جنگ؛‌ آیا منطقه وارد فاز جدید تقابل شده است؟


مواضع متناقض ترامپ درباره توافق با ایران، حمله دوباره اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، تهدیدهای متقابل تهران و فعال شدن کانال‌های میانجی‌گری، این پرسش را پررنگ‌تر کرده که آیا منطقه هنوز در وضعیت «تنش مدیریت‌شده» قرار دارد یا آرام‌آرام وارد فاز تازه‌ای از تقابل و بازتعریف موازنه‌ها می‌شود؟

نورنیوز-گروه سیاسی: تحولات روزهای اخیر در پرونده ایران، آمریکا و اسرائیل بار دیگر این پرسش قدیمی اما تعیین‌کننده را زنده کرده است که آیا هنوز در چارچوب «تنش مدیریت‌شده» قرار داریم یا نشانه‌های عبور تدریجی از آن و ورود به مرحله‌ای جدید قابل مشاهده است؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً در سطح رصد تحرکات نظامی یا مواضع رسانه‌ای ممکن نیست، بلکه نیازمند کنار هم گذاشتن مجموعه‌ای از سیگنال‌های سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک است؛ سیگنال‌هایی که در نگاه نخست متناقض به نظر می‌رسند، اما در کنار هم می‌توانند تصویر متفاوتی از روندهای پیش رو ارائه دهند.

در ظاهر، واشنگتن همچنان بر طبل دیپلماسی می‌کوبد. دونالد ترامپ از «نزدیک بودن توافق» سخن می‌گوید و همزمان ادعا می‌کند مسیر تفاهم هنوز بسته نشده است. اما در سوی دیگر، تقریباً تمامی مؤلفه‌های مورد انتظار ایران برای هرگونه توافق اولیه یا حتی تفاهم محدود را رد می‌کند؛ نه سخنی از رفع تحریم‌ها به میان می‌آید، نه نشانه‌ای از آزادسازی منابع مالی دیده می‌شود و نه حتی در حوزه ترتیبات منطقه‌ای، انعطاف محسوسی مشاهده می‌شود. همین دوگانگی پرسشی مهم را ایجاد می‌کند: اگر توافق مطلوب نیست، چرا صراحتاً اعلام نمی‌شود که مسیر دیپلماسی پایان یافته است؟

پاسخ احتمالی را شاید باید در مفهوم «مدیریت زمان بحران» جست‌وجو کرد. در بسیاری از منازعات پیچیده، بازیگران اصلی لزوماً به دنبال حل بحران نیستند، بلکه تلاش می‌کنند زمان، شدت و جهت آن را مدیریت کنند. در چنین چارچوبی، حفظ یک فضای مبهم میان «نه جنگ» و «نه توافق» می‌تواند مزایای قابل‌توجهی ایجاد کند؛ از اثرگذاری بر محاسبات اقتصادی و روانی طرف مقابل گرفته تا فرسایش تدریجی ظرفیت‌های راهبردی او. از این منظر، تداوم مذاکرات غیرمستقیم، تبادل پیام‌ها و حتی القای خوش‌بینی محدود نسبت به توافق، الزاماً نشانه اراده واقعی برای حل‌وفصل اختلافات نیست، بلکه می‌تواند بخشی از معماری فشار باشد.

با این حال، تحولات اخیر یک متغیر تازه وارد معادله کرده است: افزایش ضریب ریسک نظامی. اگر تا پیش از این تصور غالب آن بود که همه طرف‌ها صرفاً در حال بازی در آستانه بحران هستند، اکنون نشانه‌هایی دیده می‌شود که احتمال تغییر فاز را تقویت می‌کند. تهدیدهای متقابل، حملات هدفمند، بازگشت تنش به ضاحیه جنوبی بیروت و مهم‌تر از همه، افزایش احتمال پاسخ مستقیم ایران، سطح بازی را از جنگ روانی صرف فراتر برده است.

در این میان، برخی تحرکات دیپلماتیک غیررسمی نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. فعال شدن کانال‌های میانجی‌گری، رفت‌وآمدهای امنیتی و انتقال پیام‌های سطح بالا معمولاً زمانی تشدید می‌شود که بازیگران، خطر خروج بحران از کنترل را جدی ارزیابی کرده باشند. تجربه منازعات منطقه‌ای نشان می‌دهد که میانجی‌گری‌های فشرده اغلب نه در زمان آرامش، بلکه دقیقاً در لحظات نزدیک به تشدید صورت می‌گیرد؛ یعنی هنگامی که همزمان دو روند متضاد در جریان است: آماده‌سازی برای تقابل و تلاش برای جلوگیری از عبور از نقطه بی‌بازگشت.

با این همه، باید از یک خطای تحلیلی مهم پرهیز کرد؛ اینکه هر تشدید تنشی الزاماً به جنگ فراگیر منتهی می‌شود یا هر پیام دیپلماتیک به معنای نزدیک شدن توافق است. واقعیت آن است که منطقه اکنون در یک وضعیت بینابینی قرار گرفته؛ وضعیتی که در آن هم احتمال بازگشت به مسیر کنترل تنش وجود دارد و هم خطر لغزش به سمت مواجهه‌ای پرهزینه‌تر افزایش یافته است.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، نه صرفاً رصد رخدادها، بلکه فهم منطق پشت آن‌هاست. آیا هدف، افزایش فشار برای تحمیل یک توافق مطلوب‌تر است یا طراحی تدریجی یک موازنه جدید از مسیر تقابل؟ پاسخ قطعی به این پرسش شاید هنوز زود باشد، اما یک نکته روشن به نظر می‌رسد: منطقه دیگر در نقطه پیشین نایستاده است و بسیاری از فرضیات قدیمی درباره سقف تنش، نیازمند بازنگری جدی‌اند.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / ترامپ / اسرائیل / مذاکرات / جنگ منطقه ای / موازنه قدرت / تنش منطقه‌ای