نورنیوز https://nournews.ir/n/322093
کد خبر: 322093
16 خرداد 1405
ناصر غریب نژاد:

کوبا؛ تایوانِ کارائیب؟


در زمانه جنگ سرد، ارزش کوبا از سادگیِ جهان دوقطبی می‌آمد. یا با آمریکا بودید یا با شوروی. کوبا انتخابش را در 1959 کرد و با هزینه هایی سنگین، آن را تثبیت کرد. بحران موشکی نشان داد که فاصله کمتر از 150 کیلومتر تا فلوریدا می‌تواند جهان را تا آستانه جنگ هسته‌ای ببرد.

نورنیوز-گروه بین الملل: آن تجربه همچنان در حافظه استراتژیک آمریکاست: نزدیک‌ترین، خطرناک‌ترین و از حیث افکار عمومی آزاردهنده‌ترین تهدید ممکن. جهان امروز به جای یک محور تعیین‌کننده، چند محور دارد. چین برخلاف شوروی، کمتر به دنبال بازتولید یک بلوک ایدئولوژیک است و بیشتر به دنبال ایجاد شبکه‌ای از وابستگی‌های اقتصادی و فناوری است؛ شبکه‌ای که در مواقع بحران به اهرم بدل شود. روسیه هم برخلاف شورویِ دهه ۱۹۷۰ که توان اقتصادی و ایدئولوژیک برای پایدار نگه داشتن متحدان را داشت، اکنون بیشتر بر نمایش، عملیات محدود، و ایجاد مزاحمت حساب می‌کند. کوبا در چنین محیطی، نه «پایگاه ثابت» یک ابرقدرت، بلکه «گره‌ای قابل استفاده» برای چند بازیگر است.جایی که هر کدام می‌کوشند کمترین هزینه را بدهند و بیشترین حساسیت را در طرف مقابل ایجاد کنند.

برای کوبا، این وضعیت هم فرصت است و هم دام. فرصت از آن جهت که هاوانا پس از فروپاشی شوروی وارد چیزی شد که خود کوبایی‌ها «دوران ویژه» نامیدند: سقوط ناگهانی حمایت‌ها، کمبود انرژی، فروریزی تولید و کاهش شدید رفاه. بسیاری در آن زمان انتظار داشتند «کاستروئیسم» فروبپاشد. اما بقای آن، ترکیبی بود از انسجام امنیتی، سرمایه نمادین انقلاب و توانایی تنظیم توقعات در شرایط ریاضت. امروز نیز اقتصاد کوبا در وضعیت «بقای دائمی» است: زیرساخت فرسوده، تورم، بحران نقدینگی، خاموشی‌های برق و کمبود کالاهای اساسی. اصلاحات پولی سال‌های اخیر فشار را بیشتر کرده و موج مهاجرت جوانان و نیروی کار ماهر، زخم را عمیق‌تر. همین شکنندگی، هاوانا را به سمت یافتن پشتیبانان جدید می‌راند و همین نیاز آن را در معرض معامله‌هایی قرار می‌دهد که ممکن است استقلالش را فرسایش دهد.

با این حال، کوبا همچنان سرمایه‌هایی دارد که کشورهای فقیر معمولاً ندارند. شاخص‌های انسانی همچون باسوادی بالا، امید به زندگی قابل توجه و نسبت بالای خدمات پزشک به جمعیت به دولت اجازه می‌دهد در سطح بین‌المللی از «احترام به انسان» استفاده کند: کشوری که با وجود تحریم، خدمات اجتماعی را حفظ کرده است. این داستان، به ویژه در جهان در حال توسعه هنوز خریدار دارد و به هاوانا اجازه می‌دهد به جای تبدیل شدن به یک دولت شکست‌خورده در قامت دولتی سرسخت و با منابع محدود اما تاب آوری بالا ظاهر شود. دیپلماسی پزشکی کوبا دقیقاً در همین شکاف کار می‌کند: صادرات خدمات درمانی که هم ارزآور است و هم مشروعیت‌ساز. برای برخی دولت‌ها، پزشک کوبایی بیشتر از بیانیه‌های حقوق بشری واشنگتن وزن دارد.

اما کوبا فقط «قدرت نرم» نیست. انبوهی از ذخایر مثل نیکل و کبالت در اقتصاد جهانی امروز معنایی متفاوت دارد. این‌ها مواد خامِ انتقال انرژی‌اند؛ مواد حیاتی برای باتری‌ها، صنایع هوافضا و بخشی از فناوری‌های پیشرفته. در عصری که دولت‌ها برای کاهش وابستگی به زنجیره تأمین و کنترل پکن بر مواد معدنی حیاتی برنامه می‌نویسند، داشتن ذخایر قابل توجه در فاصله‌ای کوتاه از سواحل آمریکا، معنایی وسوسه‌انگیز دارد. تناقض تلخ برای واشنگتن این است: منابعی که می‌توانند بخشی از امنیت صنعتی آمریکا را تقویت کنند، پشت دیواری از تحریم و خصومت و بی‌اعتمادی قرار گرفته‌اند. دیواری که به رقبای آمریکا امکان می‌دهد با سرمایه و قرارداد بلندمدت، در این منابع رخنه کنند.

این همان جایی است که «پکن» می‌تواند وارد شود؛ نه با سخنرانی‌های آتشین انقلابی، بلکه با قراردادهای زیرساختی و تامین مالی. سرمایه‌گذاری در بنادر، شبکه ارتباطی یا نیروگاه های تولید برق در ظاهر برنامه های اقتصادی بلند مدت هستند. اما در عمل می‌تواند به دسترسی‌های اطلاعاتی، نفوذ سیاسی و حتی امکان اعمال فشار تبدیل شود. اگر چین بتواند در کوبا جای پایی پایدار در حوزه ارتباطات و داده پیدا کند، ارزش آن برای پکن بیش از چند میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خواهد بود. امکان نزدیک شدن به محیط امنیتی واشنگتن، رصد الگوهای رفت‌وآمد و در بدترین سناریو، ایجاد توان اخلال. چنین ظرفیت‌هایی لزوماً برای استفاده ابزار «دیپلماسی» نیستند بلکه  بیشتر شبیه توان راهبردی است یا بهتر بگوییم، شبیه سلاحی هستند که وجودش، حتی بدون شلیک، رفتار طرف مقابل را تغییر می‌دهد.

واشنگتن در برابر این ترکیبِ جدید، با یک دوگانه قدیمی مواجه است: فشار یا جذب. تحریم‌ها طی دهه‌ها نتوانسته‌اند نظام سیاسی کوبا را از پا درآورند، اما توانسته‌اند اقتصاد آن را در وضعیتی نگه دارند که هر شوک کوچک به وضعیتی «بحرانی» بدل شود. این فشار برای سیاستمداران آمریکایی به‌ویژه در فضای داخلی و در ایالت‌هایی مثل فلوریدا سود سیاسی هم داشته است. موضع سخت علیه هاوانا برای بخش‌هایی از رأی‌دهندگان، هنوز نشانه قاطعیت است. اما همین فشار می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد: وقتی گزینه‌های اقتصادی کوبا بسته می‌شود، انگیزه‌اش برای نزدیک شدن به چین و روسیه بیشتر می‌شود. در این معنا، تحریم‌ها می‌توانند ناخواسته همان چیزی را تقویت کنند که آمریکا از آن می‌ترسد: تبدیل شدن کوبا به سکویی برای رقبای واشنگتن.

در این میان، کوبا بازیگری منفعل نیست. هنر هاوانا در دهه‌های اخیر مدیریت کمبودها و استفاده از رقابت خارجی برای کسب امتیاز بوده است. نوعی دیپلماسی «اجتناب پذیر» که در آن نزدیک شدن به یک قدرت برای گرفتن امتیاز از دیگری به کار می‌رود. اما میزان موفقیت این هنر به یک عامل بستگی دارد: آیا کوبا می‌تواند اصلاح اقتصادی حداقلی را پیش ببرد یا نه. بدون بهبود زیرساخت، برق، تولید داخلی و اعتماد عمومی، هر دستاورد ژئوپلیتیک هم بر زمینی لرزان بنا می‌شود. بحران های اجتماعی، بیش از هر ناو جنگی یا ایستگاه شنود، آینده کوبا را تهدید می‌کند. سرمایه انسانی همان نکته ای است که هم اقتصاد را می‌سازد و هم مشروعیت سیاسی را.

بازگشت کوبا به مرکز توجه، یادآور یک واقعیت قدیمی است: جغرافیا تغییر نمی‌کند. فاصله هاوانا تا میامی همان است که بود. اما معنای این فاصله تغییر کرده است. در قرن بیستم، این فاصله می‌توانست مسیر پرواز یک موشک را کوتاه کند. در قرن بیست و یکم، می‌تواند مسیر عبور داده، سیگنال و نفوذ را کوتاه کند. کوبا ممکن است دیگر آن ظرفیت را نداشته باشد که جهان را در یک هفته تا آستانه جنگ هسته‌ای ببرد اما به خوبی  می‌تواند در یک دهه با انباشتن وابستگی‌ها و حساسیت‌ها، به نقطه‌ای تبدیل شود که هر دو طرف ناچارند درباره آن فکر کنند، هزینه دهند و امتیاز بدهند. و همین، برای یک جزیره کوچک، قدرتی بزرگ است.

پژوهشگر حقوق اقتصادی


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: آمریکا / روسیه / چین / کوبا / هاوانا / جنگ_سرد / امنیت_ملی_آمریکا / تحریم_کوبا